هوش مصنوعی: در سال ۳۳۴ هجری قمری، بعد از تولد پسر سلطان، مردم در شهر و بازار به خوشحالی مشغول بودند و وضعیت اقتصادی بسیار خوبی حاکم بود. دکانها پر از زر و جواهر و کالاهای باارزش بود و مردم از ظلم و ستم احساس امنیت میکردند. یک تجار مسیحی از متمولان مصر اعلام کرد که میتواند به مدت شش سال غله برای مردم فراهم کند. در شرایطی که جمعیت مصر بسیار زیاد بود و نیاز به غذا افزایش یافته بود، امنیت و عدالت در حکومت سلطان به اوضاع مساعدی کمک کرده بود. همچنین کاروانسرایی وجود داشت که درآمد آن به اندازه قابل توجهی بود و وضعیت اقتصادی نمایشدهنده ثبات و آسایش مردم بود.
هوش مصنوعی: در سال ۳۳۴ هجری، سلطانی پسری به دنیا آورد و دستور داد که مردم در شهر و بازار شادی کنند و آن را زینت کنند. به گونهای که اگر کسی وصف این شادی را بشنود، ممکن است باور نکند. وضعیت دکانهای بزازان و صرافان و دیگران به حدی خوب بود که جایی برای نشستن نبود و آنها از طلا، جواهرات، پول و اجناس پر بودند. مردم از سلطانی که بر آنها حاکم بود، احساس امنیت میکردند و هیچکس از ظلم و ستم نمیترسید. همه به او اعتماد داشتند که به کسی ظلم نکند و به اموال کسی طمع نداشته باشد. ثروتهایی که من در آنجا دیدم به قدری زیاد بود که اگر توصیفش کنم ممکن است برای دیگران قابل قبول نباشد. آسایش و آرامشی که در آنجا وجود داشت هیچجا دیگر دیده نمیشد. در آنجا یک مسیحی را دیدم که از ثروتمندان مصر بود و گفته میشد که ثروتش به اندازهای است که قابل مقایسه نیست.
هوش مصنوعی: یک سال آب نیل کافی نباریده و قیمت غلات بالا رفته بود. وزیر سلطان از یک فرد مسیحی خواست تا بیاید و گفت که امسال وضعیت مطلوب نیست و این برای سلطان و رعیت نگرانکننده است. از او پرسید که چه مقدار غله میتواند تأمین کند، چه به صورت خرید و چه به صورت قرض. فرد مسیحی پاسخ داد که به خیر و برکت سلطان و وزیر، من میتوانم برای شش سال نان مصر تهیه کنم. در آن زمان جمعیت مصر به قدری زیاد بود که جمعیت نیشابور هم نمیتوانست به پای آنها برسد. هر کس که مقدار را میداند متوجه میشود که برای تأمین چنین غلهای چه میزان پول لازم است و این نشان دهنده وضعیت رعایای ایمن و سلطان عادل بود که در آن دوران چنین حالتی وجود داشت. در آنجا کاروانسرایی وجود داشت که به دارالوزیر مربوط میشد. در آنجا فقط غلات فروخته میشد و خیاطان در طبقه زیرین و دیگران در طبقه بالایی نشسته بودند. از صاحب آن کاروانسرا پرسیدم که هزینه این مجموعه چقدر است؟ او گفت هر سال بیست هزار دینار مغربی درآمد داشت، اما اکنون برخی قسمتهای آن خراب شده و ماهانه هزار دینار به دست میآورد، یعنی در سال دوازده هزار دینار. همچنین گفتند که در این شهر کاروانسراهایی بزرگتر و به میزان دویست خانه وجود دارد.