هوش مصنوعی: در روز یکشنبه ششم ذی الحجه، نویسنده به مکه رسید و در باب الصفا فرود آمد. او توضیح میدهد که آن سال در مکه قحطی بود و مردم به دلیل کمبود غذا به سمت دیگر مناطق فرار میکردند. چهارشنبه به کمک خداوند، حج خود را در عرفات به جا آورد و پس از دو روز در مکه، شاهد گرسنگی و رنج مردم بود. او به مصر رفت و در آنجا با سی و پنج هزار نفر از حجاز مواجه شد که به دلیل قحطی به مصر آمده بودند. سلطانی که در آنجا بود، به آنها کمک کرد تا وقتی باران آمد و وضعیت در حجاز بهبود یافت.
نویسنده همچنین به وظایف سالانهی سلطان اشاره میکند که به حجاز فرستاده میشد و از قاضی عبدالله نام میبرد که وظیفه را به عهده داشت. او به اتفاق قاضی عبدالله به مکه رفت و در هشتم ذی الحجه حج خود را انجام داد. همچنین از جنگی که در میان عربها در مدینه رخ داد و کشته شدن بسیاری از مردم مغرب صحبت میکند. وی در نهایت به توصیف افرادی میپردازد که برای رسیدن به مکه حاضر به پرداخت هزینههای زیادی شدند، تا بالاخره با کمک اعراب به عرفات رسیدند، اما برخی از آنها در راه خسته و ناتوان شدند.
هوش مصنوعی: در روز یکشنبه ششم ذی الحجه به مکه رسیدیم و به باب الصفا وارد شدیم. در آن سال مکه با قحطی مواجه بود. قیمت نان به شدت بالا رفته بود و چهار من نان به بهای یک دینار نیشابوری فروخته میشد. بسیاری از مجاوران از مکه میرفتند و هیچ زائری از طرف دیگر نیامده بود. روز چهارشنبه، با یاری خداوند، به عرفات رفتیم و دو روز در مکه ماندیم. مردم زیادی به خاطر گرسنگی و مشکلات دیگر از حجاز خارج شدند. در این متن به شرح حج و توصیف مکه نمیپردازم و قول میدهم در نوبت بعدی که شش ماه در اینجا باشم، آنچه دیدهام را به تفصیل بیان کنم.
هوش مصنوعی: من به سمت مصر حرکت کردم و پس از هفتاد و پنج روز به آنجا رسیدم. در آن سال، سی و پنج هزار نفر از حجاز به مصر آمدند و سلطان به همه آنها لباس پوشانید و کمک هزینهای به آنها داد، زیرا همه گرسنه و برهنه بودند تا بارانها بارید و سرزمین حجاز دوباره سرسبز شد. سپس، سلطان با لباس و کمک به این مردم، آنها را به حجاز فرستاد. در ماه رجب، در سال چهل و چهارم، بار دیگر به مردم اعلام کردند که در حجاز قحطی است و رفتن حجاج مناسب نیست. به همین دلیل، در آن سال هم حجاج نرفتند. سلطان هر سال کمکهای خود را به حجاز میفرستاد و وظایفش قطع نشده بود. این کمکها شامل لباس برای کعبه و و همچنین کمک به خدمه و مقامات مکه و مدینه بود. یکی از این افراد که به قاضی عبدالله مشهور بود و قبلاً قاضی شام بود، مسئول انجام این کمکها شد. من با او در مسیر قلزم حرکت کردم و در پنجم ذی القعده، در آستانه حج، برای سفر خود آماده شدم که قیمت شتر به پنج دینار بود و به سرعت حرکت کردیم.
هوش مصنوعی: در هشتم ذیالحجه به مکه رسیدم و با کمک خدا حج را برگزار کردم. قافلهای بزرگ از مغرب به آنجا آمده بود. در آن سال، از سوی عرب، به هنگام بازگشت از حج، درخواست عذرخواهی کردند و در میان آنها جنگی رخ داد که در آن بیش از دو هزار نفر از مغربیان کشته شدند و بسیاری به مغرب بازنگشتند. همچنین در همین حج، گروهی از مردم خراسان به سمت شام و مصر رفته بودند و با کشتی به مدینه رسیدند. ششم ذیالحجه، صد و چهار فرسنگ تا عرفات فاصله داشت. آنها گفته بودند که اگر کسی بتواند آنها را در این سه روز باقیمانده به مکه برساند تا حج را ادا کنند، هر یک از آنها چهل دینار به او میدهند. اعراب آمده و با تلاش بسیار، آنها را در دو روز و نیم به عرفات رساندند و در عوض پول گرفتند. آنها را یکییکی بر شتران نشاندند و از مدینه به سمت عرفات بردند. در این مسیر، دو نفر مرده و چهار نفر دیگر در حالی که حال خوشی نداشتند، بودند.
هوش مصنوعی: هنگامی که ما آنجا بودیم، گروهی به نماز رسیدند. آنها به حدی خسته بودند که نمیتوانستند برای ایستادن، روی پای خود بایستند و حتی نمیتوانستند صحبت کنند. آنها گفتند که در راه بسیار از اعراب خواهش کردهاند که چون ما به شما طلا دادهایم، لطفاً ما را رها کنید، زیرا از شدت خستگی بیطاقت شدهایم. اما آنها به خواستههایمان گوش ندادند و همچنان ما را جلو میبردند. به طور خلاصه، آن چهار نفر به حج رفتند و سپس به سمت شام بازگشتند.