هوش مصنوعی: در شهری با بیش از بیست هزار مرد سپاهی، سلطان ابوسعید به عنوان رهبر شناخته میشود که مردم را از انجام نماز و روزه منع کرده و خود را مرجع و پیشوای آنها قرار داده است. مردم این شهر به نام بوسعیدی شناخته میشوند و بر پیغمبری محمد مصطفی اذعان دارند. ابوسعید وعده کرده که پس از مرگش به آنها بر میگردد و به فرزندانش وصیت کرده که حکومت را با عدل انجام دهند و در ابعاد مختلف مشکلات رعیت را حل و فصل کنند.
این مردم با 30 هزار بنده کار کشاورزی و باغبانی میکنند و مالیات از رعیت نمیگیرند. اگر کسی در مشکلات مالی افتاده باشد، به او کمک میکنند و از او طلب بیش از میزان ندارد. همچنین، در شهری که دیگران در آن خرید و فروش میکنند، آسیاهایی وجود دارد که غلات را به مردم میرسانند و هزینههای آنها از جیب سلطان پرداخت میشود. در این شهر مسجد آدینهای وجود ندارد، اما یک فرد مسلمان، علی بن احمد، مسجدی ساخته و به حاجیان کمک میکند. اگر کسی بخواهد نماز بخواند، مانع او نمیشوند، اما خود آنها نماز نمیخوانند.
هوش مصنوعی: در این شهر بیش از بیست هزار مرد سرباز وجود داشت و گفته میشد که سلطان آن مردی با شخصیت بوده و مردم را از پیروی اسلام بازداشته بود. او اعلام کرده بود که نماز و روزه بر شما واجب نیست و مردم را دعوت کرده بود که مرجع آنها فقط اوست و نامش ابوسعید بود. وقتی از اهالی آن شهر میپرسیدند که چه مذهبی دارند، میگفتند ما از پیروان بوسعید هستیم.
هوش مصنوعی: ابوسعید به آنها گفته است که پس از وفاتش به نزدشان باز خواهد گشت و او را در شهر لحسا مدفون کردهاند. برای او مشهدی زیبا ساختهاند و وصیت کرده که شش نفر از فرزندانش باید همواره این پادشاهی را نگه دارند و از رعیت با عدل و انصاف رفتار کنند و با یکدیگر مخالفت نکنند تا او دوباره بازگردد.
هوش مصنوعی: در حال حاضر، ایشان دارای کاخی بزرگ هستند که پایتخت آنها به حساب میآید و روی یک تخت، شش وزیر نشستهاند. این شش وزیر همگی بر روی یک تخت قرار دارند و هر کدام کارهای خود را با هم هماهنگ میکنند. در آن زمان، ایشان سی هزار بنده از زنگی و حبشی خریداری کرده بودند که به کشاورزی و باغبانی مشغول بودند و از رعیت مالیات نمیگرفتند. اگر کسی نیازمند میشد یا بدهی داشت، آنها به او کمک میکردند تا مشکلش حل شود و از او بیش از آنچه که داشت، طلب نمیکردند. همچنین اگر کسی به آن شهر میآمد و صنعتی داشت، به او کمک میکردند تا ابزار کارش را بخرد و در عوض مقداری از درآمدش را به ایشان بازمیگرداند. اگر ملکی خراب میشد و صاحبش نمیتوانست آن را تعمیر کند، ایشان بندههای خود را به کار میگماردند تا آن ملک و وسایلش را آباد کنند و از صاحب ملک چیزی طلب نمیکردند. آسیابهایی نیز در زندگانی وجود داشتند که غله را برای مردم به کار میآوردند و هیچ هزینهای از آنها نمیگرفتند، در حالی که هزینههای ساخت و کار آسیاب را از مال سلطان پرداخت میکردند. این سلاطین را سادات مینامیدند و وزرای آنها شائره خوانده میشدند. در شهر لحسا، مسجد جمعه وجود نداشت و هیچ نماز و خطبهای برگزار نمیشد مگر آنکه فردی غیرعرب به نام علی بن احمد، یک مسجد ساخته بود. او یک مسلمان و حاجی متمول بود و به حاجیان خدمت میکرد. در این شهر تبادل کالا با استفاده از سرب صورت میگرفت و سرب در زنبیلهایی قرار داشت که هرکدام شش هزار درم ارزش داشتند. هنگام معامله، زنبیلها شمرده میشدند و هیچکس نمیتوانست نقدی از آنها خارج کند. همچنین، در اینجا پارچههای خوبی بافته میشد و به بصره و دیگر شهرها منتقل میشدند.
5
اگرکسینمازکنداورابازندارندولیکنخودنکنند.
هوش مصنوعی: اگر کسی نماز بخواند، مانع او نمیشوند، اما خودشان این کار را انجام نمیدهند.