هوش مصنوعی: متن درباره این است که نفس انسانی از نظر شرف و مقام خود عاجز نیست، اما برای درک و پذیرش این شرف نیاز به پرورش علمی دارد. همانطور که آفتاب تنها برای کسانی که چشمان درستی دارند روشنایی میبخشد و کسانی با چشم ضعیف نمیتوانند نور آفتاب را ببینند، انسانها نیز برای درک مقام و علم باید خود را پرورش دهند. در واقع، اگر کسی دستآورزی نداشته باشد، نمیتواند علم را بیاموزد و عیب در ناآموختن از خودش است، نه از معلم. علمهای پایینتر مانند دستآورز هستند که برای دستیابی به علمهای بالاتر ضروریاند. در نهایت، انسانها مانند اسبهایی هستند که برای درک شرف انسانی نیاز به خرد و تمیز دارند.
هوش مصنوعی: میتوان گفت که نفس انسانی نمیتواند از نمایش شرافت خود ناتوان باشد، چون از آن شرافت پایینتر است. اما آنچه که پایینتر است، نمیتواند شرافت او را ببیند مگر زمانی که خود را با علم تغذیه کند و از منابع علم پرورش یابد. پس از این پرورش، میتواند شرافت او را بپذیرد و این پذیرش، به معنای دیدن شرافت نفس انسانی است. بهطور مشابه، خورشید چیزهای مادی را به افرادی که چشمهای سالم دارند نشان میدهد و قصوری در نشان دادن این اشیاء به کسانی که چشمان ضعیفی دارند ندارد. اما چشمان ضعیف قادر به دیدن نور او نیستند، بنابراین باید چشمان خود را درمان کنند تا توانایی دیدن نور خورشید را پیدا کنند. در این صورت متوجه خواهند شد که مشکل در نادیدن آنها به خاطر ضعف چشمانشان است، نه خورشید.
هوش مصنوعی: اگر کسی یک حرفه یا مهارت خاصی را بداند، میتواند به فردی که ابزار لازم آن حرفه را دارد، یاد بدهد. اما وقتی کسی ابزار ندارد، نمیتواند آن حرفه را یاد بگیرد و این ناتوانی ناشی از نبود ابزار است نه کمبود مهارت استاد. اگر کسی بگوید که استاد، فردی را که ابزار داشت، آموزش داده اما فردی که ابزار نداشت را نمیتوانست آموزش دهد، در واقع آن شاگرد را متهم به ناتوانی کرده است. در اینجا این مثال زده میشود که دانشهای اولیه مانند ابزارهایی هستند که برای دستیابی به علوم پیشرفته لازماند. اگر این ابزارها وجود نداشته باشند، نمیتوان به آن علمهای برین دست یافت. نباید فراموش کرد که دانشهای اولیه ممکن است به نظر بیاهمیت بیایند، اما به وسیله آنها چیزهای ارزشمندی تولید میشود؛ مثل نویسندهای که با استفاده از قلمش میتواند چیزی بنویسد که ارزش بالایی دارد. اگر آن قلم خراب شود، نویسنده نمیتواند از آن سودی ببرد. به همین ترتیب، موجودات بیچارهای مانند حیوانات به دلیل نبود تواناییهای انسانی، نمیتوانند به مقام و شرف انسانی دست یابند، و این نبود توانایی سبب میشود نتوانند چیزهایی را که انسانها میدانند، یاد بگیرند.