بخش ۱۶ - بقیه قصه گرگ و خر
هوش مصنوعی: در این شعر، داستانی از خر و اویس روایت میشود. خر به دلیل طمع و ولع خود، با لگدی به گرگ ضربه میزند و به نحو فاجعهباری آسیب میبیند. اویس، که به شغل قصابی مشغول بود، با حال بد و سر و صورت خونین خود به صحرا میگریزد. در این میان، او با پرسشهای دیگری مواجه میشود که چرا در چنین وضعیتی است. او با پشیمانی میگوید که به خاطر ترک شغل خود دچار بلا شده است و یادآوری میکند که هر کسی باید در حرفه خود بماند و حرص و طمع را کنار بگذارد. پیام این شعر این است که هر کس اگر از کار خود خارج شود و به شغلهای دیگر بپردازد، با ناکامی و مشکلاتی روبرو خواهد شد. لذا تأکید بر اهمیت انجام کار مناسب و تلاش در حرفه خود برای جلوگیری از آسیبها و ناکامیها دارد.
چون شنید آن گرگ از خر نعل زراز طمع ابله شد و مفتون خر
پس دوید از حرص تا نزدیک پایپای خر برداشت با دندان ز جای
تا ز دندان نعل زراندام رابرکند زانجا و یابد کام را
خر لگد زد بر دهان و بر سرشکرد خالی سر ز سودای زرش
هوش مصنوعی: خر به دهان و سرش لگد زد و سرش را از فکر طلا خالی کرد.
یک لگد زد خر بر آن گرگ کهنهم شکستش آسیا و هم دهن
هوش مصنوعی: یک الاغ به گرگ پیر لگدی زد و به این ترتیب هم دندانش شکست و هم آسیابش را خراب کرد.
کام نگرفته هنوز از نعل زردر سر زر کرد دست و پا و سر
هوش مصنوعی: هنوز از نعمتها و خوشیهای زندگی بهرهمند نشده، اما برای کسب آنها تلاش و کوشش زیادی کرده است.
هر که را حرص و طمع از راه بردعاقبت ناکامش اندر چاه برد
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر حرص و ولع از مسیر درست منحرف شود، در پایان کار، به ناکامی و شکست دچار میشود.
چون سرش بشکست و دندانش بریختترک خر کرد و سوی صحرا گریخت
هوش مصنوعی: وقتی که سرش شکست و دندانهایش ریخت، از ترس به طرف بیابان فرار کرد.
با سر و رخسار خونین آن اُوَیْسبرگرفته راه کوه بوقُبَیْس
هوش مصنوعی: در این بیت به شخصیتی به نام اویس اشاره شده که با سر و چهره خونین، از راه کوه بوقبیس عبور میکند. معنای این تصویر میتواند به حالتی از سختی یا درد و رنج اشاره داشته باشد که اویس تجربه میکند، و مسیر کوه به عنوان نمادی از چالش و مبارزه در زندگی او مطرح شده است.
زار و نالان لنگ لنگان میدویدروبهی او را بدین حالت بدید
هوش مصنوعی: روباهی را دید که با حالتی نزار و نالان، لنگ لنگان در حال دویدن است.
پیش آمد کایهاالفحلالامیراین چه حالت هست کافکندت به تیر
هوش مصنوعی: ای امیر بزرگوار، چه حالتی برایت پیش آمده است که همچون تیر بر زمین افتادهای؟
دست و پایت را چه شد دندان کجاستاین سر و صورت چنین خونین چراست
هوش مصنوعی: دست و پای تو چه شده است؟ دندانهایت کجا هستند؟ چرا صورت و سرت اینگونه خونین و زخمی به نظر میرسد؟
گفت بر من از من آمد این بلازانکه کردم پیشهٔ خود را رها
هوش مصنوعی: او گفت که این بدبختی به خاطر خودم است؛ زیرا شغف و شغل نیکوی خود را رها کردم.
پیشهام قصابی آمد از ازلبود سلاخی مرا شغل و عمل
هوش مصنوعی: شغل من قصابی است و از ابتدای خلقت، سرنوشت من این بوده که قربانی شوم.
هم پدر هم جد من قصاب بودخون گاوان و خرانشان آب بود
هوش مصنوعی: پدر و جد من هر دو قصاب بودهاند و کارشان ریختن خون گاوان و خرها بوده است.
کی دکان نعلبندی بد مرانعلبندی از کجا و من کجا
هوش مصنوعی: چطور ممکن است که من به دکان نعلبندی بروم و نعلبند از کجا بیاید؟ من و او هرگز نمیتوانیم در یک راستا باشیم.
گرگ صحرا خویش را رسوا کندچون دکان نعلبندی واکند
هوش مصنوعی: اگر گرگ صحرا خود را به نمایش بگذارد، مانند این است که دکان نعلبند باز شود.
ور به انداز خود آن کو پا کشیدهیچ سودی غیر پاسازی ندید
هوش مصنوعی: اگر کسی خود را به سقوط بکشد، هیچ سودی جز از نو ساختن خود نخواهد دید.
کار دوران را قراری دادهاندهر کسی را کار و باری دادهاند
هوش مصنوعی: هر کس در زندگی خود یک وظیفه و مسئولیت مشخص دارد و به نوعی برای هر فردی نقشی تعیین شده است.
هرکه پا از کار خود بیرون نهادجامه و کالای خود در خون نهاد
هوش مصنوعی: هرکس که از مسئولیتهای خود دور شد، لباس و داراییاش را در خطر قرار داد.
مینبیند هرکس از هر پیشه سودای بسا کسها که خود را آزمود
هوش مصنوعی: هر کسی در حرفهاش سود و فایدههایی را میبیند، اما بسیاری از افراد هستند که خود را در امتحان و آزمایش قرار دادهاند.
کسب هرکس را معین کردهاندبهر هر شغلی کسی آوردهاند
هوش مصنوعی: هر کسی برای شغلی مشخص و معینی آماده شده است و برای هر نوع کاری فرد مناسب و متناسبی وجود دارد.
گر به دست مردم استی کارشاندیگری ناکرده است افسارشان
هوش مصنوعی: اگر کارهای مردم به دست خودشان باشد، هیچکس دیگر نمیتواند آن را انجام دهد و آنها به خوبی کنترل و مدیریت امور خود را در دست خواهند داشت.
از چه کرد این پینه دوزی اختیارکفش دوزی را بود بیش اعتبار
هوش مصنوعی: چرا این پینهدوزی به کار کفشدوزی اهمیت بیشتری داده است؟
این چرا پالانگری بر خود گماشتجامه و زربفت و دیبا را گذاشت
هوش مصنوعی: این شخص چرا خود را با لباسهای گرانقیمت و زربفت زینت کرده است؟
از چه کرد آن عطرها را خیربادبار کناسی به دوش خود نهاد
هوش مصنوعی: چرا آن عطرها را به باد سپرد؟ او بار سنگینی را بر دوش خود گذاشت.
ریش و سبلت در نجاست پروریدهرکه رید او رو به آنجا آورید
هوش مصنوعی: هرکس در جایی به کارهای ناپسند مشغول شود، به زودی عواقب آن دامنگیرش خواهد شد.
خلق را گر حق به خود بگذاشتیگر نه هر کس را به کاری داشتی
هوش مصنوعی: اگر خداوند انسانها را به حال خود رها کند، هر فردی به کاری مشغول خواهد شد.
ای بسی از کارها مهمل شدیبس دکان بیرونق و مختل بدی
هوش مصنوعی: بسیاری از کارها بینتیجه باقی ماندند و فروشگاهها و کسبوکارها به حال خود رها شدند و رونق لازم را نداشتند.
هر کسی جُستی بیاوارِ گزینکارهای پست ماندی بر زمین
اگر هر کس سرِ خود کاری را برمیگزید، کارهای پست را کسی انجام نمیداد.
زین ره آن دانای پنهان و پدیدهر کسی را بهر کاری آفرید
هوش مصنوعی: هر کسی به نوعی و برای کاری خاص خلق شده است، خواه این دانای پنهان باشد و خواه دیده شده.
هرکه پا از کار خود برتر نهادداد هم سرمایه هم سودش به باد
هوش مصنوعی: هر کسی که در کارش از حد خود فراتر برود، نه تنها سرمایهاش را از دست میدهد بلکه سودش هم از بین میرود.
هرکه دست از کسب و شغل خود کشیدتیغ غیرت دست و پایش را برید
هوش مصنوعی: هر کس که از کار و حرفهاش دست بکشد، حس غیرتش او را از پا در میآورد.
هرکه جز از شغل خود گوید سخنمشتها از غیبش آید بر دهن
هوش مصنوعی: هر کسی که در مورد چیزی که به آن مشغول نیست صحبت کند، مانند این است که با دست خود چیزی را که در درونش نهفته است بر زبان میآورد.