بخش ۱۵ - قصه ی کودک و ذلت طماع از طمع
هوش مصنوعی: در این متن، داستان کودکی روایت میشود که با نان و عسل خود در حال خوردن است و کودکی دیگر نیز فقط نان دارد. کودک با نان و عسل، به عسل طمع میکند و دستش را به سمت آن کودک دراز میکند. برادر او، به طمع عسل تاکید میکند و میگوید که اگر عسل به او نرسد، نان تنها برایش کافی نیست.
سپس، کودک دومی در پاسخ به برادرش میگوید که اگر او به سگ تبدیل شود، او هم او را میبخشد و به دنبال او خواهد رفت. برادر عسل را میگیرد و او را از خود دور میکند. در اینجا، کودک دوم همچنان به دنبال اولی میرود و در پی او میدود.
در نهایت، متن از طمع و حرص انسانها انتقاد میکند و نشان میدهد که چطور حرص و طمع ممکن است انسان را به سویی بکشند که از خود فراموش شود. این داستان با ذکر ارجحیت عشق و دوستی بر طمع، به مخاطب میآموزد که حرص میتواند عواقب خطرناکی داشته باشد.
کودکی را بود نانی با عسلدیگری را نان تنها در بغل
هوش مصنوعی: یک کودک نانی را همراه با عسل دارد، در حالی که کودک دیگری فقط نان سادهای را در دستانش دارد.
در عسل او را طمع آمد پدیددست خود را سوی آن کودک کشید
هوش مصنوعی: او که در عسل غرق شده بود، به طمع افتاد و دستش را به سوی آن کودک دراز کرد.
کی برادر ای تو از نسل کرامنان تنها چون خورم من بر دوام
هوش مصنوعی: ای برادر، تو که از نسل نیکان هستی، من چگونه میتوانم تنها با نان روزی خود را بگذرانم و پایدار بمانم؟
زین عسل بخشی مرا هم گر نصیبنبود از احسان و از لطفت غریب
هوش مصنوعی: اگرچه من از لطف و احسان تو بهرهایی ندارم و غریب و دور از مهربانیات هستم، اما تو همچنان مایهی شیرینی و خوشی برای من هستی.
گفت میبخشم تو را گر سگ شویچون روم دنبال من چون سگ دوی
هوش مصنوعی: اگر تو مانند یک سگ به دنبالم بیفتی، میبخشممت.
گفت گشتم من سگت بَردار راهتا بیایم از پیات ای نیکخواه
هوش مصنوعی: گفت: من آماده هستم که همواره در خدمت تو باشم و تا زمانی که تو بیایی، منتظر میمانم. ای کسی که خیرخواه هستی.
رشتهای افکند پس در گردنشاز پی خود برد در هر برزنش
هوش مصنوعی: پس از آنکه رشته ای به گردن او انداخت، او را در هر کوی و برزنی به دنبال خود کشید.
او همی رفت و دویدش این ز پیوغ وغی میکرد از دنبال وی
هوش مصنوعی: او به راه خود ادامه میداد و صدای غُل و غُرشی از پشت سرش به گوش میرسید که نشان میداد کسی یا چیزی در تعقیب اوست.
گشت سگ از بهر انگشتی عسلزین عسل خوشتر بود صد خم خل
هوش مصنوعی: سگ برای یک انگشت عسل به گردش درآمد، در حالی که این عسل بهتر از صد جرعه شراب است.
آدمی را سگ کند بی گفتگوای تفو بر این طمع باد ای تفو
هوش مصنوعی: انسانی که به خاطر طمع و خواستههای زمینی خود هر چیز را زیر پا میگذارد، باید به حال او تأسف خورد و از چنین طمعی بیزار بود.
دیدهٔ طامع که یا رب باد کورپر نمیگردد مگر از خاک گور
هوش مصنوعی: چشم طمعورز فقط وقتی سیر میشود که به خاک گور برسد و دیگر نتواند چیزی بخورد.