بخش ۱۲۸ - سبب تعلق روح قدسی به بدن و مجاورت غضب و شهوت
هوش مصنوعی: این متن به توصیف آفرینش انسان و جایگاه او در جهان میپردازد. خداوند با توانایی و حکمت خود، انسان را خلق کرد تا به مقام والایی برسد. فرشتگان در شب معراج، جبریل (فرشته وحی) را همراهی کردند و از جایگاه انسان و روح او سخن گفتند. به نقش خشم و شهوت در زندگی انسان اشاره میشود و اینکه روح باید بر این دو غلبه کند. انسان میتواند با درک راهی که در پیش دارد، به آسمانها پرواز کند و از دنیا فراتر برود. اما در عین حال، برخی به خودپسندی و ادعای خدایی میپردازند و از مقام خود غافل میشوند. در نهایت، متن به اهمیت توجه به کار حقیقی و دوری از فریبهای دنیوی تأکید میکند.
در ملک چون قدرت رفتن ندیدحق تعالی آدمی را آفرید
هوش مصنوعی: وقتی در دنیا امکان پیشرفت و قدرت یافتن وجود نداشت، خداوند انسان را خلق کرد.
آن گروه قدسیان پاکزادکز من ایشان را هزاران یاد باد
هوش مصنوعی: گروههای مقدس و پاکی که در ذهن من هزاران یاد و خاطر از آنها باقی مانده است.
هریکی دارد به یک منزل مقرکش از آن منزل نه یارای گذر
هوش مصنوعی: هر کس در زندگیاش به مقصدی مشخص فکر میکند، اما از آن مقصد راهی برای عبور وجود ندارد.
از ملایک شد حکایت این کلامان مامنا و له الا مقام
هوش مصنوعی: از فرشتگان داستانی نقل شده که میگوید: «ما هیچکس را جز در مقام شایستهاش نمیشناسیم.»
در شب معراج جبریل امینحامل آیات رب العالمین
هوش مصنوعی: در شب معراج، جبرئیل، فرشتهای بزرگ و مورد اعتماد، پیامهای خداوند، ایجاد کننده جهانیان، را به پیامبر منتقل کرد.
صُفّهٔ ایوان حق را آشکارگلشن کون و مکان را باز یار
هوش مصنوعی: صفحهای از ایوان حق را آشکار کرده و به ما نشان میدهد که گلستان خلقت و عالم وجود چگونه است.
ماند برجا چون برون شد زین عتابدر نخستین منزل از ملک حجاب
هوش مصنوعی: وقتی که از این سرزنش عبور کرد، در اولین مکان بهجای خود باقی ماند.
گفت زین پس قدرت رفتار نیستدر پس این پرده ما را بار نیست
هوش مصنوعی: او گفت از این پس دیگر توانایی انجام کارهایی که میخواستیم را نداریم و پشت این پرده دیگر چیزی برای ما نیست.
یک سرِ مویی اگر برتر پرمصرصر غیرت فرو ریزد پرم
هوش مصنوعی: اگر حتی یک تار موی من از باد سر باشد، غیرت من همچون طوفانی است که همه چیز را از بین میبرد.
هان برو احمد تو را بدرود بادکوکب نیروی تو مسعود باد
هوش مصنوعی: برو احمد، به تو سلام میکنم و میگویم خداحافظ. ستارهای که بر تو تابیده، برایت خوشبختی به ارمغان بیاورد.
بال و پر بگشای و بالاتر خرامای تو را کروبیان یکسر غلام
هوش مصنوعی: پرهای خود را باز کن و با افتخار حرکت کن، زیرا همه فرشتگان در خدمت تو هستند.
کوهها اندر پس این پردههاستقلههای قاف عزّ و کبریاست
هوش مصنوعی: کوهها در پس این پردهها قرار دارند و قلههای قاف نماد عظمت و بزرگی هستند.
چون تویی سیمرغ جان پرواز کنهمچو جان آنجا نشیمن ساز کن
هوش مصنوعی: زمانی که تو مانند سیمرغ، روح و جانت را به پرواز درآوری، همانند جان خودت مکانی در آنجا بساز.
چون تو سیمرغی برو تا کوه قافکی کبوتر را بود آنجا مصاف
هوش مصنوعی: تو مانند سیمرغ هستی، پس برو به کوه قاف، جایی که کبوتر هرگز نمیتواند به آنجا برود و با تو مبارزه کند.
کی کبوتر پر زند در کوهسارمنتهای سیر آن تا شاخسار
هوش مصنوعی: چه کسی مانند کبوتر در دشت و کوه پرواز میکند و به نهایت سفرش میرسد، تا به درختان و شاخسارها برسد؟
در ملایک شوق و غیرت چون ندیدقالب آدم ز عنصر آفرید
هوش مصنوعی: وقتی فرشتگان شوق و غیرت را در آدم ندیدند، از عنصر و ماده او را آفریدند.
خشم و شهوت را در آن ترویج کردروح را پس با بدن تزویج کرد
هوش مصنوعی: روح را مشغول خشم و شهوت کردند و سپس آن را با بدن پیوند دادند.
تا ز شهوت میل و خواهش زایدشهرچه بدهندش فزونتر بایدش
هوش مصنوعی: تا زمانی که انسان به تمایلات و خواستههای نفسانی خود گرایش دارد، هر چیزی که به او داده شود، باز هم بیشتر از آن را طلب میکند و سیراب نمیشود.
وز غضب آمد برو غیرت بدیدپردهٔ هرجا ز غیرت بردرید
هوش مصنوعی: از خشم او، غیرت در دلش نمایان شد و به خاطر این غیرت، هر پردهای را در هر جا پاره کرد.
خشم و شهوت آلت کارند کارروح ازین بر این دو مرکب شد سوار
هوش مصنوعی: خشم و شهوت ابزارهایی هستند که روح را به حرکت در میآورند و روح از طریق این دو به جلو میرود.
خرم آن روحی که داند راه راداند او میدان و جولانگاه را
هوش مصنوعی: روحی که مسیر را میشناسد، خوشبخت و شاداب است و به خوبی میداند که کجا باید درخشش و ظهور خویش را نشان دهد.
روح چون آمد سوار این دو رخشنی به فرشش سر فرود آید نه عرش
هوش مصنوعی: زمانی که روح بر این دو اسب سوار میشود، نه به زمین میآید و نه بر تخت عرش قرار میگیرد.
گر دهندش ره به کرسی تا به عرشمیزند باز او ز غیرت هِیْ به رخش
اگر او را از کرسی به عرش برسانند، باز هم از سر غیرت، به اسبش هِیْ میکند. [اشاره به زیاده خواهی!]
گر نه رخش او سر افکندی ز پیمیزدی تا عالم لاهوت هِیْ
هوش مصنوعی: اگر زیبایی او را نمیدیدی، در پی نوشیدن میرفتی و تا عالم روحانی پیش میرفتی.
چون ندارد ره در آنجا لاجرماز طلب آنجا فرو بسته است دم
هوش مصنوعی: زیرا که در آن مکان راهی نیست، بنابراین از خواستن آنجا، نفسش را بند آورده است.
باز گاهی واژگونه میجهداز تجبر گرد دعوی میتند
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، این احساسات و تمایلات برعکس و غیرمنتظره ظاهر میشوند و همچون یک نشانهای از خودپسندی و ادعای بزرگ به سمتی میجهند.
یک دو ابله گرد خود جمع آورددعوی انی انالله میزند
هوش مصنوعی: چند نفر نادان دور هم جمع شدهاند و ادعا میکنند که خدا هستند.
ور نگوید در مقال از بیم خلقحال او گوید به زیر کهنه دلق
هوش مصنوعی: اگر او در حضور مردم از ترس قضاوت آنها کلامی نگوید، حال او را میتوان در زیر لایههای کهنه لباسش فهمید.
تختهای سازد که این عرش من استخنجری سازد که این بطش من است
هوش مصنوعی: او تختهای میسازد که نمایانگر مقام و بزرگیاش باشد و همچنین خنجری میسازد که نشاندهنده قدرت و تندخوئیاش است.
سجن پردازد که هین این دوزخ استدشمنانم را همه دام و فخ است
هوش مصنوعی: دشمنان من در اینجا در دامهای فریب و بلا گرفتار شدهاند و این دنیا برای آنها مانند جهنم است.
دور باش و های و هوی گیرودارافکند کاین کبریا و آشکار
هوش مصنوعی: از خود دور باش و از شلوغی و سر و صدا دوری کن، زیرا این در عظمت و نمایان بودن خود را نشان میدهد.
نزد او آرند قومی سر فرودگاهی از بهر رکوع و گه سجود
هوش مصنوعی: در نزد او، گاهی سر را به نشانهٔ فروتنی و احترام پایین میآورند، برخی اوقات برای که به رکوع بروند و زمانی هم برای سجده.
ابلهی را بین خدا بازی کندبا خدای عرش انبازی کند
هوش مصنوعی: کسی را ببین که با خداوند بازی میکند، در حالی که در برابر عظمت و قدرت او کوچک و بیاهمیت است.
گو برو ای مبتلای صد زحیرحد خود باش و به درد خود بمیر
هوش مصنوعی: برو و به مشکلات و دردهای خودت رسیدگی کن و در همان حال با آنها بساز.
ای جوّال گه به مَبرَز روی کنآنچه بیرون آید از تو بوی کن
هوش مصنوعی: ای کسی که مانند سبدی هستی، به آنچه درونت است توجه کن و هر چیزی که از تو خارج میشود را بررسی کن.
هم تو بر زیر بغل دستی بمالنزد بینی بر ببین مجد و جلال
هوش مصنوعی: از تو خواهش میکنم که دستت را زیر بغل کسی بمال و وقتی به او مینگری، عظمت و شکوه او را ببین.
دست از این بازیچه بردار ای عمورو پی کاری که آید کار از او
هوش مصنوعی: ای عمو، از این بازیهای بیفایده دست بردار و برو دنبال کار و مسئولیتی که واقعاً مهم است.
زین جلال و احتشام ای مرد کارسخت میمانی به آن ابریقدار
هوش مصنوعی: ای مرد، با این عظمت و بزرگی، کار دشواری برای تو میماند مانند آن آبخوری که کارش سنگین است.