بخش ۱۳۱ - در بیان طلبیدن پروردگار بنده مقرب خود را به خلوت دارالنور و اشاره به آیه ی مبارکه سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی
هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به توصیف میهمان نوازی پادشاه و سفر روحانی انسان به عالم نور و حقایق الهی میپردازد. شاعر با بیانی زیبا و تمثیلهای عمیق، به سفر روح اشاره دارد که فرد در آن باید از عالم مادی رَها شده و به لقاء حق برسد.
شاعر از "مهمان" به عنوان نماینده انسان یاد میکند که در آستانهی درگاه الهی قرار میگیرد و با تواضع و خجالت از شخصیت خود، به ارزشهایی چون تسبیح و ستایش خداوند توجه میکند.
در ادامه، پیامهایی درباره ارزش نعمتهای دنیایی و معنوی، و اینکه انسانها باید در پی نعمتهای واقعی و ابدی باشند، مطرح میشود. شاعر به تفاوت بین نعمتهای دنیایی و نعمتهای جاودانی اشاره میکند و به اهمیت شکرگزاری از نعمتهای خداوند تأکید دارد.
در نهایت، شاعر به سختیها و رنجهایی که انسان در دنیا تجربه میکند میپردازد و پیشنهاد میکند که انسان باید در پی حقیقت و نور باشد، نه صرفاً از نعمتهای ظاهری و مادی، زیرا آنها زودگذر و زودگذران هستند.
نافهها و حلّهها از نور پاکآورند از بهر او کاحسن فداک
هوش مصنوعی: نسیمهای خوشبو و لباسهای زیبا از نور پاک بر او نازل میشود، زیرا زیبایی او سزاوار این هدایا است.
ای تو مهمان شهنشاه قدمخیز و در مهمان سرایش نه قدم
هوش مصنوعی: ای مهمان عزیز پادشاه، برخیز و در مهمانی او وارد شو.
ای تو مهمان سرای پادشاهخیز با صد ناز و رو آور به راه
هوش مصنوعی: ای مهمان درگاه پادشاه، با ناز و غلیظی از روی زیباییات برخیز و به راه برو.
هین بیا دولتسرای شاه بینشوکت آن درگه و خرگاه بین
هوش مصنوعی: بیا و زیباییهای کاخ پادشاه را تماشا کن، چقدر باشکوه و باعظمت است آن مکان و همچنین منزلت و زندگی در آنجا را ببین.
هین بیا ای مرغ قدسی آشیانبال و پر در کنگر عزت فشان
هوش مصنوعی: بیا ای پرنده مقدس، که به دنبال جایی برای نشستن و آرامش هستی، در مکانی که پر از بزرگی و افتخار است.
خیز ای شهباز لاهوتی سفراز مکان و لامکانها درگذر
هوش مصنوعی: برخیز ای پرنده آسمانی، سفر را آغاز کن و از مرزهای دنیایی و غیر دنیایی عبور کن.
خیز ای مهمان سلطان وجودخوش برآ بر طارم ملک شهود
هوش مصنوعی: بیدار شو ای مهمان، قدر وجود را بدان و بر قلههای ملک حقیقت خوش درآی.
زیر پا نه صفحهٔ ناسوت راکن تماشا عرصهٔ لاهوت را
هوش مصنوعی: زیر پا نگاه نکن و به دنیای مادی اهمیت نده، بلکه به عرصهی معنوی و بالا و عالم الهی توجه کن.
رو به سوی خلوت جانان بیارجسم و جان بگذار و جان جان بیار
هوش مصنوعی: به سوی مکان دلتنگی محبوب برو و جسم و جانت را در آنجا بگذار و روح واقعی خود را به ارمغان بیاور.
جسم و جان محرم در این دربار نیستغیر جان جان جان را بار نیست
هوش مصنوعی: در اینجا، بدن و روح در این مکان به هم نزدیک نیستند و فقط جان میتواند حالت خاصی داشته باشد. به عبارت دیگر، فقط روح است که میتواند در این فضا حضور یابد و جذابیت خاصی داشته باشد، در حالی که جسم از این محفل دور است.
محفل انس است و خلوتگاه نازمیزبان شاهنشه مهمان نواز
هوش مصنوعی: محفل پر از دوستی و صمیمیت است و مکانی دلپذیر که میزبان آن، سلطانی است مهماننواز و مهربان.
پس به آیینی که دانی با شتاببگذرد آن بنده از ملک حجاب
هوش مصنوعی: بندهای که از دنیا و حجابهای آن گذر کرد، باید با اعتقادی که میداند، به شتاب پیش برود.
صد هزاران عالم بی اسم و نامطی کند آید سوی دارالسلام
هوش مصنوعی: بسیاری از جهانهای بینام و نشان به سوی سرای امن و آرامش میروند.
آید از آنجا سوی دارالبهالب پر از تسبیح و تقدیس و ثنا
هوش مصنوعی: از آنجا به سوی خانهای آرام و مقدس میآید که لبانش سرشار از ذکر و ستایش و شکرگزاری است.
هم از آنجا خیمه بالاتر زندبر فراز ملک دیگر پر زند
هوش مصنوعی: هم از آنجا که خیمه برپا شده است، او میتواند بر فراز سرزمین دیگری پرواز کند.
بس عوالم طی کند با زیب و فربس عجایب بیند اندر آن سفر
هوش مصنوعی: او در سفر خود با زیبایی و طراوت بسیار، دنیای زیادی را پشت سر میگذارد و در این مسیر، شگفتیهای زیادی را مشاهده میکند.
تا به دارالنور اعلی پا نهداز خودی و از خودیها وارهد
هوش مصنوعی: در اینجا به این معناست که وقتی کسی به مقام بالاتری میرسد، باید از هویت و وابستگیهای دنیوی خود فاصله بگیرد و از خود عبور کند.
عالمی بیند سراسر نور پاکعالمی از نور مطلق تابناک
هوش مصنوعی: یک عالم وجود دارد که تمامی آن سرشار از نور خالص است، و عالم دیگری نیز هست که از نور بیکران و درخشان پر شده است.
عالمی بیند ز نور و نور نورصاف هر نوری در آن دارد ظهور
هوش مصنوعی: انسان عاقل و دانا، در درک و شناخت حقیقت، به روشنی و شفافی نور مینگرد. هر نوری که وجود دارد، در آن حقیقت و روشنی خاص خود را نشان میدهد.
عالمی آیینهٔ ملک وجوداندر آنجا هرچه خواهد بود بود
هوش مصنوعی: در جهانی که عالم وجود دارد، هر چیزی که بخواهد، به خوبی و به طور کامل وجود خواهد داشت.
من چه میگویم قلم نامحرم استهم زبانها لال و گنگ و ابکم است
هوش مصنوعی: من چه بگویم که قلم، ظاهراً قابل اعتماد نیست و همه زبانها خاموش و ناتوان هستند.
چه توانم گفت شرح عالمیکاندر آنجا نیست ما را محرمی
هوش مصنوعی: چه بگویم از دنیایی که در آن هیچ دوستی و همراز برای ما وجود ندارد؟
هیچ حسنی را در آنجا راه نیستهیچ عقلی هم از آن آگاه نیست
هوش مصنوعی: در آن مکان هیچ خوبی وجود ندارد و هیچ دلیلی هم برای فهمیدن آن نیست.
هرچه گویم شرح آن تصدیقهاستبی تصور کی شود تصدیق راست
هوش مصنوعی: هر چیزی را که دربارهٔ آن توضیح دهم، تنها تأیید و تصدیق است. ولی بدون اینکه درک و تصور درستی از آن داشته باشم، چگونه میتواند تصدیق واقعی باشد؟
باز میگردم سوی باقی خبرتا بگویم حال مؤمن سر به سر
هوش مصنوعی: من دوباره به احوالات باقی میپردازم تا بتوانم وضعیت مؤمنان را بیان کنم.
آمد و در قلزم انوار شدهمچو آن ماهی به دریا بار شد
هوش مصنوعی: او وارد دریاچۀ عشق شد و مانند ماهی به دریا غرق شد.
ایستاد اما نه در حد جهاتشد محیط از شش جهت بر کاینات
هوش مصنوعی: او توقف کرد، اما نه به اندازهای که در جهات مختلف محدود شود؛ بلکه از شش سو بر کل کائنات احاطه پیدا کرد.
منبسط شد پهن شد در غرب و شرقمغرب و مشرق در او گردید غرق
هوش مصنوعی: در غرب و شرق دنیا گسترش پیدا کرد و همه جا در آن غرق شدند.
پس سرادقها به بالاتر زدنددامن خرگاه عزت برزدند
هوش مصنوعی: پس پردهها را بالا کشیدند و دامن خیمهی افتخار را برداشتند.
پرتوی آنجا تجلی بار شدباطن و ظاهر همه انوار شد
هوش مصنوعی: در آن مکان، نور و حقیقت به شکل باران تجلی یافت و باطن و ظاهر همه چیز به روشنایی تبدیل شد.
پرتوی از ذروهٔ عزت دمیدبر مکان و لامکان دامن کشید
هوش مصنوعی: پر تویی از اوج عظمت و برتری تو در همه جا و هر هیچ جا پخش شده و تأثیر گذاشته است.
عکس چهری پرده افکند از عذارشور در ملک و ملک شد آشکار
هوش مصنوعی: چهره زیبایی پردهای بر افکنده و از زیر آن شور و حال به دنیا نمایان شده است، به طوری که حالا زیبایی و شکوه آن به وضوح در ملک مشهود است.
غلغل سبحان ذی الملک قدیماز ثری برخاست تا عرش عظیم
هوش مصنوعی: صدا و ندا از خدای بزرگ و با جلال به گوش رسید، صدایی که از زمین بلند شد و به آسمانها و عرش الهی رسید.
نغمهٔ سبوح ذوالمجد العیانشد بلند از غرفه کروبیان
هوش مصنوعی: صدای خوش و زیبای مخلوقات بلندمرتبه و باعظمت، از بالای جایگاههای آسمانی بسیار رساتر شد.
شد درخشان عکسی از نور قدمرفت ظلمت تا به بیغول عدم
هوش مصنوعی: تصویری روشن از نور پدیدار شد و سایهها به سمت تاریکی و عدم عقبنشینی کردند.
محو شد آن بندهٔ مؤمن چنانکو ندید از غیر یک سلطان نشان
هوش مصنوعی: آن بندهی مؤمن چنان در عشق و محبت غرق شده است که دیگر نشانی از غیر از یک سلطان نمیبیند و تمام وجودش به آن یک غایت و معشوق تعلق دارد.
واله اندر موقف عز و جلالمحو در آیینهٔ حسن و جمال
هوش مصنوعی: عاشق در جایگاه عظمت و شکوه غرق در زیبایی و ظرافت است.
من چه گویم او کجا بود و چه دیدکس چه داند او چه گفت و چه شنید
هوش مصنوعی: من نمیدانم او کجاست و چه دیده است؛ هیچکس نمیداند او چه سخنی گفته و چه چیزهایی را شنیده است.
آمدش از پردهٔ غیب این ندامرحبا ای بندهٔ ما مرحبا
هوش مصنوعی: ندایی از عالم غیب به او رسید که خوش آمدی ای بنده ما، خوش آمدی.
اندرین دولتسرا خوش آمدیآمدی و صاف بیغش آمدی
هوش مصنوعی: به این خانه خوش آمدی، با قلبی خالص و بیآلایش وارد شدی.
بشنود چون بنده ترغیب خدانی شناسد پا ز سر نی سر ز پا
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هنگامی که فردی تحت تأثیر و ترغیب خداوند قرار گیرد، به درستی درک نمیکند که باید از چه جهتی قدم بردارد؛ در واقع، نه به سرش توجه میکند و نه به پاهایش. این به نابهسامانی و عدم توجه به مسیر واقعی زندگی اشاره دارد.
نی قرارش ماند و نی اختیارپس به روی افتد هماندم بیقرار
هوش مصنوعی: نه آرامش او باقی مانده و نه انتخابی برای او وجود دارد، بنابراین در همان لحظه ناگهان بیقراری او آشکار میشود.
لب پر از تسبیح و تقدیس و ثناچهره پر خون از خجالت وز حیا
هوش مصنوعی: لبهایی که همیشه مشغول ذکر و ستایش هستند، چهرهای سرخ و پر از شرم و حیا دارند.
در خجالت از عبادتهای خوددر حیا از شرم طاعتهای خود
هوش مصنوعی: مجبورم در برابر عبادتهایم احساس شرم کنم و در مقابل اطاعتهایم خجالت بکشم.
کی خدایا من کجا و بندگیبندگیهایم همه شرمندگی
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی حس شرمندگی و ناتوانی را بیان میکند. گوینده از خداوند میخواهد که به او ببیند که چقدر از بندگی و اطاعت فاصله دارد و احساس نادانی و ناتوانی میکند. او در حال تأمل است که چه مقدار از وظایفش را در قبال خدا به خوبی انجام نداده و این موضوع او را آزرده خاطر کرده است.
من کجا و خدمت این پادشاهحاصل خدمت چه جز روی سیاه
هوش مصنوعی: من در کجا هستم و این پادشاه چه بخشی از خدمت من است؟ نتیجهی خدمت من چه چیزی جز سیاهی و شرمندگی است؟
سوختم یا رب من از احسان توای دریغا آتش سوزان تو
هوش مصنوعی: ای خدای من، من از لطف و رحمت تو سوختهام، ای کاش آتش عشق و محبت تو این چنین سوزان نبود.
هفت دوزخ را خدایا برفروزاین تن بیشرم و آزرمم بسوز
هوش مصنوعی: خداوندا، بر آتش این بدن بیشرم من، هفت جهنم را شعلهور کن و از عیبهایم بسوزان.
آتشی کو تا دهد خاکم به بادفارغم زین آتش خجلت کناد
هوش مصنوعی: آتش doświadcای در خاکم به تندی میوزد، اما من از شرم این آتش رهایی مییابم.
آتشثی کو تا درین بیشرم روافتد و سوزد تن بیشرم او
هوش مصنوعی: برای آنکه شرم بر این شخص غالب شود، آتش وجودش او را بسوزاند و به ذلت و ندامت برساند.
آید از حق سوی آن بنده خطابکای تو در دریای خجلت آشتاب
هوش مصنوعی: پیام الهی به بندگانش میگوید که ای تو که در دریای شرمساری غرق شدهای، به من گوش فرا بده.
سر برآور وقت آه و ناله نیستجز شکرها اندرین بنگاله نیست
هوش مصنوعی: در زمانهایی که احساس درد و اندوه داریم، بهترین کار این است که به شکرگزاری و سپاسگزاری بپردازیم؛ چرا که در این حالت، هیچ چیز جز قدردانی و شکر در دل نمیگنجد.
سر برآور لجهٔ انوار بینیار را بی زحمت اغیار بین
هوش مصنوعی: سر خود را از میان نورها بلند کن و بدون اینکه به زحمت دیگران نگاه کنی، به یار خود نگاه کن.
رفت وقت کدرت ایام تعبمحفل انس است و ایام طرب
هوش مصنوعی: زمان سختی و مشکلات به پایان رسیده و حالا زمانی است که میتوان از جمعهای دوستانه لذت برد و به شادی پرداخت.
چونکه سر بردارد آن بنده همامآیدش از مطبخ قدرت طعام
هوش مصنوعی: وقتی که سر او بلند شود، همانند بندهای که با عزت است، نعمتهای خداوند از آشپزخانه قدرت به سوی او میآید.
آیدش زآن مطبخ پرشهد و قندقوت روح افزا و نوش دلپسند
هوش مصنوعی: او از آن آشپزخانه پر از شیرینی و عسل، غذایی میخورد که جانبخش و خوشایند است.
آنچه گردد در مذاق او زدههرچه خورد اندر بهشت از اطعمه
هوش مصنوعی: هر چیزی که او بخواهد و برایش خوشایند باشد، در بهشت از خوراکیها میخورد.
نی طعامی کان ز جنس عنصر استسفرهٔ اشکم پرستان زو پر است
هوش مصنوعی: هر چیزی که برای تغذیه و نیازهای انسان است، از جنس مادیات و عناصر دنیا میباشد. اما سفرهی کسانی که عشق و اشک را میشناسند، پر از این احساسات عمیق و روحانی است.
نی طعامی دیده پایش تیغ و داسنی سرش کوبیده جور سنگ آس
هوش مصنوعی: چیزی نمانده که نی به سرنوشتش از تیغ و داس دچار آسیب شود و از سنگ آسياب، سرش به زمین کوبیده شود.
نی شده آلودهٔ دود تنورنی شده آلوده از زنگ قذور
هوش مصنوعی: نی که به خاطر دود تنور کثیف شده و همچنین از زنگار و آلودگی در امان نیست، به وضعیت زار و ناپاکی دچار شده است.
پس به طیب خاص خوشبویش کندهم ز نور خاص مهرویش کند
هوش مصنوعی: پس بوی دلانگیزش را به طرز خاصی منتشر میکند و همچنین از نور ویژهاش، به گرمی و مهربانی میافزاید.
هم سرش را تاج عزت برنهددست قدرت بر سرش افسر نهد
هوش مصنوعی: او با دست قدرت، تاج عزت بر سرش میگذارد و افسر بر سر او قرار میدهد.
هم بیاراید عنایت پیکرشاز کرامت حلهها پوشد برش
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و بزرگمنشی یک شخص اشاره دارد. گفته میشود که لطف و محبت این فرد به قدری است که جذابیتهای ظاهری او را بالا میبرد و به او حُلت و زیبایی میبخشد. به عبارتی، نوعی کرامت و رفع حجاب از زیباییهای او محسوس است که به بیننده احساس شگفتی و احترام میدهد.
حلههای جمله از صندوق خاصبافته بر قامت او اختصاص
هوش مصنوعی: تمام لباسها از یک صندوق ویژه بافته شده و مختص او است.
نی مکو دیده نه جولا بافتهتار و پودش را نه دوکی تافته
هوش مصنوعی: هیچ دلیلی برای آن نیست که در زندگی خود مانند نی، بیتوجه و بیدقت عمل کنی، زیرا که ریشههای زندگیات را با دقت و هنر بافتهاند.
کرد با آن بنده شاه مهربانآنچه باشد درخور آن میزبان
هوش مصنوعی: او با آن بنده مهربان شاه، هر آنچه را که شایسته و مناسب میزبان است، انجام داد.
در عنایت آنچه کرد آن ذوالکرمکی تواند خامهام کردن رقم
هوش مصنوعی: در نعمت و توجه خداوند، آنچه انجام داده، این است که من چگونه میتوانم قلمم را به نوشتن وادار کنم؟
ور نویسم آنچه آمد در حسابطاقدیسم میشود هفتصد کتاب
هوش مصنوعی: اگر بخواهم هر آنچه که در حساب سرنوشت به ذهنم برسد را بنویسم، حاصل کارم به هفتصد کتاب خواهد رسید.
ای زبان خاموش از این شرح و بیانان تعدوا نعمت الله را بخوان
هوش مصنوعی: ای زبان، از بیان این موضوع خاموش باش. به جای آن، نعمتهای خداوند را بشمار و بر آنها فکر کن.
نعمت دنیا که نبود جز خیالجز خیالی در کمینگاه زوال
هوش مصنوعی: دنیا چیزی جز یک خیال نیست و این خیال نیز در انتظار زوال و نابودی است.
ور نیاید در حساب و در شمارپس چه باشد نعمت دارالقرار
هوش مصنوعی: اگر نعمتها در محاسبات و شمارش قرار نگیرد، پس چه فایدهای دارد که در امن و آرامش باشیم؟
خانهای کز بهر رحمت آفریدکس ندارد راحت آنجا امید
هوش مصنوعی: خانهای که برای رحمت و خوبی ساخته شده، جایی نیست که کسی در آن احساس راحتی و امید کند.
نعمتش از حد و حصر افزون بودنعمت آن گنج نعمت چون بود
هوش مصنوعی: نعمت او از حد و اندازه فراتر است، این گنجینهی نعمت چه طور میتواند باشد؟
خواند آن یک را خداوند جلیللهو و لعب و فاسد و هیچ و ذلیل
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ، آن را به عنوان چیزی بیارزش، بیفایده، فاسد و ذلیل میداند.
این یکی ملک کبیر جاودانقرة العین نعیم جاودان
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و شکوه یک سرزمین بزرگ و دائمی اشاره دارد که به عنوان منبع خوشبختی و شادمانی شناخته میشود. این مکان به گونهای توصیف شده که همواره جوش و نشاط و نعمت را در خود دارد.
گفت پیغمبر که گر ملک جهاننزد حق یک پشهای بودش وزان
هوش مصنوعی: پیامبر فرمود که اگر تمام داراییهای جهان در نظر خدا فقط به اندازه یک پشه باشد، از آن هم کمتر است.
کافری را شربت آبی ندادنی به دستش لقمهٔ نانی فتاد
هوش مصنوعی: شخص کافر را تنها چیزی که به او ندادند، یک جرعه آب است و حتی لقمه نانی نیز به او نرسید.
آنکه این ملک جهان با آب و تابمینیرزد نزد او یک شربه آب
هوش مصنوعی: کسی که این دنیا با تمام زیباییهایش را ارزشی ندارد، در نظر او حتی یک جرعه آب نیز اهمیت ندارد.
خواند ملک آن سرای دلپذیردولت بیزحمت و ملک کبیر
هوش مصنوعی: ملک آن مکان زیبا و خوشایند را که بدون زحمت، به ثروت و عظمت رسیده است، میخواند.
زحمتش اینست رحمت چون بودنکبتش این یا که دولت چون بود
هوش مصنوعی: زحمت و تلاش انسان میتواند منجر به رحمت و نعمت شود، اما اگر نتیجهی آن نکبت و ناکامی باشد، مشخص میشود که سرنوشت و خوشبختی چگونه میتواند متفاوت باشد.
این بود بازیچه و لهو و حقیرخود چه باشد یارب آن ملک کبیر
هوش مصنوعی: این دنیا و تمام سرگرمیها و چیزهای بیارزش آن چه ارزشی دارند؟ ای خدا، آن پادشاهی بزرگ و عظیم چه خواهد بود؟
چونکه بر خود میپسندی ای پسراز برای یک مویزی دردسر
هوش مصنوعی: اگر تو خودت را به خاطر چیزی بیاهمیت مانند یک مویز بخواهی و دوست بداری، دردسرها و مشکلاتی را برای خودت به وجود میآوری.
دردسر میکش بی قند و نباتشکر شیرینتر از آب حیات
هوش مصنوعی: به خودت زحمت بده و با تلخیها و سختیها روبرو شو؛ چون شیرینی واقعی زندگی در تلاش و کوشش است، نه در راحتی و خوشیهای بیاساس.
چون دهی کابین مسکین و جهیزاز چه خواهی پیره زال کهنه خیز
هوش مصنوعی: اگر به کسی که فقیر و بیپناه است، مهریه و وسایل زندگی بدهی، چه انتظاری داری از پیرمردی که در گذشتهها زندگی کرده و کهنسال است؟
رو از این کاین عروسی را بخواهکه زند صد طعنه بر خورشید و ماه
هوش مصنوعی: از این عروسی بخواه که به خورشید و ماه هزاران طعنه بزند و آنها را خجل کند.
میتوانی جست ازین مهر و جهازنوعروسی رشک خوبان طراز
هوش مصنوعی: میتوانی از این عشق و زیبایی در زندگیات لذت ببری و به دیگران حسادت کنی.
چون توانی کند کاریز و قناتباری آن را کن پی آب حیات
هوش مصنوعی: وقتی که میتوانی کاری انجام دهی، کاری کن که به دنبال آب زندگی بروی.
چون کنی لَنگ رها خوار ای پسرزیر رانت هم کمیتی راهور
تو که زیر پایت اسب کهر است، چگونه لنگ را خوار رها میکنی؟
از چه رو سوی بیابانی همیرو به سوی چاه زندانی همی
هوش مصنوعی: چرا به سمت بیابان میروی در حالی که به چاه زندان نزدیکتری؟
هین بگردان خوش عنان این نوندجانب شهرِ سمرقندِ چو قند
هوش مصنوعی: این بیت به ما میگوید که مراقب باشیم که شوق و زیبایی را از دست ندهیم و به سوی شهر سمرقند نرفته و از آن دور نشویم. به نوعی تاکید دارد بر ارزش و زیباییهایی که در اطرافمان وجود دارد و نباید از آنها غفلت کنیم.
طوطیا از این قفس رو باز کنسوی هندستان جان پرواز کن
هوش مصنوعی: طوطی را از این قفس بیرون بیاور و به سمت هند بران. جانت را آزاد کن و پرواز کن.
هان و هان ای راهرو آهستهترراه قبچاقست و دزدان در گذر
هوش مصنوعی: ای مسافر، کمی آهستهتر قدم بردار، زیرا که در این راه خطرهایی چون دزدان lurking است.
تا نگشتهستی اسیر ترکمانزین ره پر هول برگردان عنان
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو از این مسیر پر از ترس و نگرانی به اسارت ترکمانان درنیامدهای، باید افسار خود را برگردانی و از این راه برگردی.
چند چند ای جان من سوی شمالدر شمالت نیست جز عطب و نکال
هوش مصنوعی: ای جان من، چند بار به شمال بروی؟ در آنجا چیزی جز درد و بدبختی نیست.
هین بگردان از شمال ای جان عناندشت قبچاقست خیل ترکمان
هوش مصنوعی: ای عزیز، به سوی شمال نرو و رها کن، زیرا دشت قبچاق پر از جمعیت ترکمانان است.
روی او بر سوی اصحاب یمینتا درآیی در نگارستان چین
هوش مصنوعی: تو با چهره زیبا و دلانگیزت به سمت دوستان خوب و نیکوکار میروی تا بتوانی در دنیای زیبا و جذاب به ایشان ملحق شوی.
پایتخت مصر دولت پا نهیاز چه و از جور اخوان وارهی
هوش مصنوعی: پایتخت مصر از چه چیزی نگران است و چرا باید از ظلم برادران خود فرار کند؟
شهرها بینی نگار اندر نگارنی خزانی را در آن ره نی بوار
هوش مصنوعی: در شهرها، زیباییها را مانند نگارهایی مشاهده میکنی که در هر برگ میدرخشند و خبری از خزان و پژمردگی در آن مسیر نیست.
باز گرد این راه کوی و شهر نیستجز ره بیغوله پر قهر نیست
هوش مصنوعی: به این مسیر ادامه نده زیرا نه کوه و نه شهر وجود دارد، فقط راهی است که به بیغولهای پر از خشم منتهی میشود.
الله الله ای سوار تیزروسوی غولستان روی غره مشو
هوش مصنوعی: ای سوار چابک و تندرو، به سمت سرزمین غولها میروی، اما فریب نخور و مغرور نشو.
چون تو را هم لشکر و شمشیر هستپهلوانی هست و زور شیر هست
هوش مصنوعی: زمانی که تو دارای همراهانی چون سربازان و سلاح هستی، نیازی به شکوه و قدرت کسی دیگر نیست و تواناییهای تو مانند یک پهلوان و قدرت تو همچون شیر است.
از چه میپیچی درین ویرانه دهسوی ملک بیکران پا پیش نه
هوش مصنوعی: چرا در این ویرانه بی دلیل میچرخید؟ به سوی قلمرو وسیعتری گام بردارید.
گر روی بازار بهر موزهاییا به دکانی برای کوزهای
هوش مصنوعی: اگر به بازار بروی برای دیدن یک موزه یا به دکانی برای خرید یک کوزه،
ای بسی بازارها بر هم زنیکاسهها و کوزهها بس بشکنی
هوش مصنوعی: ای کسی که بازارها را به هم میزنی و ظرفهای زیادی را میشکنی، بدان که اثر کارهای تو بزرگ و عمیق است.
تا یکی را برگزینی زآن میاناین چه انصاف است آخر ای فلان
هوش مصنوعی: وقتی که میخواهی از میان افراد متعدد، یکی را انتخاب کنی، انصاف این است که ابتدا به دقت به ویژگیهای هر کدام توجه کنی و سپس تصمیم بگیری. حالا باید فکر کنی که این انتخاب به چه میزان عادلانه است.
این جهان و آن جهان از موزهایسهلتر باشد و یا از کوزهای
هوش مصنوعی: این دنیا و آن دنیا به سادگی میتوانند مانند یک موزه یا یک کوزه باشند. به عبارتی، درک و فهم آنها ممکن است بسیار آسانتر از چیزی باشد که به نظر میرسد.
که نیاری نیک و بدشان در شمارکه نکردی نیک بر بد اختیار
هوش مصنوعی: این عبارت به این معنی است که اگر نمیتوانی خوبیها و بدیها را بسنجی و تفکیک کنی، بهتر است که تصمیم نگیری. چون در زندگی، انتخاب کردن کار درست و نادرست بر عهده خود ماست و باید آگاهانه عمل کنیم.
هین نگویی نقد باشد در جهاننسیه آن دولتسرای جاودان
هوش مصنوعی: در دنیا ممکن است چیزهایی را بیشتر از آنچه که میخواهیم بپنداریم، اما باید از دست دادن نعمتهای واقعی جاودانه را در نظر داشته باشیم.
درهمی در زیر بالینم دفینبه ز ده درهم که آید بعد از این
هوش مصنوعی: در زیر دورم یک درهم پنهان است که ارزشش از هزار درهمی که بعد از این به دست میآید، بیشتر است.
قرص جو در سفره خوشتر آیدمکان مزعفر سال دیگر آیدم
هوش مصنوعی: یک قرص نان جو در سفره از زعفران سال آینده خوشمزهتر و بهتر است.
نقد در دنیا نجوید هیچکساهل دنیا نسیه میجویند و بس
هوش مصنوعی: هیچکس در این دنیا به دنبال نقد و واقعیات نیست، بلکه همه بیشتر به دنبال وعدهها و چیزهای نسیه هستند.
خانه کی سازد کسی ای بد قمارتا نشیند اندر آن پیرار و پار
هوش مصنوعی: آیا کسی برای بدترین قمارخانه خانهای میسازد تا پیرمرد و پیرزن در آن زندگی کنند؟
یا نشیند اندر آن حال بنااین بود تحصیل حاصل ای فتی
هوش مصنوعی: در آن وضعیت ممکن است او درنگ کند، اما به دست آوردن هدف نهایی در این شرایط سخت است، ای جوان.
بلکه میسازد ز بهر بعد از ایننسیه باشد خود بگو یا نقد این
هوش مصنوعی: این گفته به این معناست که فرد باید به آینده نگاه کند و به جای صرف کردن امکانات و منابع فعلی، باید به فکر ذخیره و برنامهریزی برای زمانهای آینده باشد. به عبارت دیگر، به جای اینکه همه چیز را حالا و به صورت نقدی مصرف کند، بهتر است که از امکانات خود به طور هوشمندانه استفاده کند تا در آینده نیز بتواند از آن بهرهمند شود.
گر نهالی مینشانی ای فزونمیوهاش را پار خوردی یا کنون
هوش مصنوعی: اگر نهالی میکارید، باید بدانید که میوهاش را در آینده برداشت میکنید یا اکنون.
یا پس از سالی دو خواهی میوهاشنقد خوانی این بگو یا نسیهاش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی بهرهای فوری از زحماتت بگیری، میتوانی اکنون به آن دست یابی. اما اگر به امید آینده بگذاری، ممکن است حاصل آن را پس از مدتی دریافت کنی.
زن اگر خواهی که زاید دخت و پورمینزاید جز پس چندین دهور
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زنی باشد که فرزند دختر و پسر بیاورد، باید صبر کنی و زمان، سالها بگذرد.
دانه کاری سال دیگر بر دهدمادیانت بعد از این استر دهد
هوش مصنوعی: دانهکاری که امسال انجام میشود، در سال آینده نتیجهاش را خواهد داد و به ثمر خواهد نشست.
سود جوید مرد بازرگان ولیکبعد چندین ماه و سال ای یار نیک
هوش مصنوعی: مرد بازرگان به دنبال سود و منفعت است، اما گاهی باید مدت زمان طولانی را سپری کند تا به نتیجه دلخواه خود برسد.
جمله کار و بار این عالم که هستنسیه اندر نسیه اندر نسیه است
هوش مصنوعی: تمام کارها و امور این دنیا به صورت بدهی و وعدهای در آینده است، به طوری که همیشه یک بدهی بر بدهی دیگری سوار میشود.
کس نکرد از بهر نقد هرگز سؤالکان بود تحصیل حاصل این محال
هوش مصنوعی: هیچکس هرگز دربارهی قیمت (نقد) چیزی سوال نکرد، زیرا بدست آوردن نتیجهای که قبلاً بهدست آمده، غیرممکن است.
چونکه هردو نسیه آمد ای عمونیک بهتر یا که بد آن خود بگو
هوش مصنوعی: چون هر دوی ما چیزی از زمان گذشته نداریم، ای عمو، بهتر است که خودت بگویی خوب است یا بد.
با وجود آنکه فرقی بس عیاندر میان این دو نسیه هست دان
هوش مصنوعی: هرچند که در ظاهر تفاوت زیادی بین این دو نوع نسیه وجود دارد، اما در واقع باید به عمق آن نگاه کرد.
آن یکی وهم و گمانست و خیالنسیه خواریش بود بیم زوال
هوش مصنوعی: این خیال، توهم و گمان است و ترسش از این است که روزی از بین برود.
تا حلول موسم آن نفع و سودمینداند بود خواهد یا نبود
هوش مصنوعی: تا زمانی که فصل به بار نشستن و بهرهبرداری نرسیده، کسی نمیداند که آیا آن بهره وجود دارد یا خیر.
مینداند هم اگر یابد امانسود خواهد خورد مسکین یا زیان
هوش مصنوعی: اگر او به آرامش و امانتی برسد، نمیداند که آیا در این مسیر سود میبرد یا ضرر. این مسکین همچنان در سردرگمی است.
هست این فرق و بسی فرق دگرنعمت آن قوت جان وین دردسر
هوش مصنوعی: این تفاوت و تفاوتهای دیگری نیز وجود دارد؛ یکی آن که نعمت، قدرت بخش زندگی است و دیگری این که مشکل و زحمت ایجاد میکند.
هر غذایی را خوری جان پدربایدش از چار منزل رهگذر
هوش مصنوعی: هر غذایی که بخوری، باید از چهار منزل بگذری تا جان پدرت را به دست آوری.
اولین انبار مطبخ ای شریفپس دهان پس معده وُ آنگه کثیف
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف مراحل اولیه فرایند هضم غذا میپردازد. در ابتدا، غذا پس از ورود به دهان، با دندانها و بزاق مخلوط شده و سپس به معده منتقل میشود. در نهایت، پس از هضم، مواد زائد باقیمانده به صورت کثیف از بدن خارج میشوند.
در نخستین مرحله زان انتفاعگو چه داری ای برادر جز صداع
هوش مصنوعی: در ابتدا باید فکر کنی که از این وضعیت چه فایدهای میبری، برادر؟ مگر غیر از سردرد چیز دیگری داری؟
حرث و غرس و آس و داس است و حصادحمل و نقل و ضبط انبار از فساد
هوش مصنوعی: کشاورزی شامل کشت و کار، کاشت و برداشت محصولات است. همچنین به فرآیندهای حمل، نگهداری و حفظ محصولات برای جلوگیری از خرابشدن نیز اشاره دارد.
دیگر آنچه شرح آن باشد گرانتا تو را یک لقمه آید در دهان
هوش مصنوعی: دیگر آنچه باید توضیح داده شود خیلی سنگین و دشوار است، تا آن جا که تنها یک لقمه خوراکی برای تو کافی است.
در دهان هنگام کام و لذت استگرچه دندان را از آن صد محنت است
هوش مصنوعی: گاهی اوقات در زندگی، در لحظاتی از شادی و لذت، با چالشها و دردهایی هم مواجه میشویم که مثل دنداندرد آزاردهنده است. این نشان میدهد که حتی در زمانهای خوش، ممکن است سختیها هم وجود داشته باشند.
حاصلت در معده آید چون غذاتخمه و آروغ و ثقل است و حشا
هوش مصنوعی: نتیجهگیری تو مانند غذایی است که در معده به وجود میآید، شامل دانههای کاشته شده، آروغ و سنگینی و ناراحتی.
من نگویم چیست آید در کثیفاز مشام خویشتن پرس ای لطیف
هوش مصنوعی: من نمیتوانم بگویم چه چیزهایی در دل خود دارم؛ اما تو از خودت بپرس که چه بوی ناخوشایندی از درونت به مشام میرسد.
وقت لذت نیست بیش از یک نفسآنقدر محنت که تو گویی که بس
هوش مصنوعی: زمانی برای لذت بردن نیست؛ تنها یک نفس کافی است تا بفهمی چقدر درد و سختی وجود دارد و تو گویی که دیگر کافی است.
جفت همسر گر همی خواهی گزیدخود تو میدانی چهها خواهی کشید
هوش مصنوعی: اگر میخواهی همسر مناسبی انتخاب کنی، خودت بهتر از هر کس دیگری میدانی چه چالشها و مشکلاتی را باید تحمل کنی.
خود ببین از وقت کابین و جهازچه کشی تا سالیان دیرباز
هوش مصنوعی: به خودت نگاه کن و ببین که برای مهیا کردن شرایط زندگی و خواستههایت چه زحماتی کشیدهای و چقدر تلاش کردهای تا به اینجا رسیدهای.
با وجود اینهمه رنج و محنگر شبی خفتی برِ آن سیمتن
هوش مصنوعی: با وجود تمام سختیها و مشکلات، اگر یک شب بر آن زلف سیاهت بخوابم.
وان بهیمه جانب آخور روددور از تو جان ز کونت در شود
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آن حیوان به سمت جایی که خوراکش قرار دارد میرود و وقتی از تو دور میشود، جانش از وجود تو جدا میشود. در واقع، او باید به جای خود برگردد و دوری از تو برای او دشوار است.