بخش ۱۳۰ - رجوع به حدیث بنده ی مقرب
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به نیایش از خداوند میپردازد و از دریای جود و رحمت او مدد میطلبد. او خود را در دنیای پر از شگفتیهای خداوند میبیند و در عین حال از دوری از رحمت او احساس ناامیدی میکند. شاعر به تشبیه ماهی در دریا میپردازد و اینکه بهرهمندی واقعی تنها در دریای رحمت الهی ممکن است.
او از خدا میخواهد که او را به بزم انس و آشتی با خود راهنمایی کند و یک نظر بر جمال او بیفکند. شاعر میگوید که اگرچه در دنیا در زحمت است، اما آرزوی نجات و نزدیک شدن به خداوند را دارد و در نهایت از او میخواهد که رحمتش را به سوی او روان سازد تا او همچون یک ماهی به دریا برگردد و از لذتهای روحانی بهرهمند شود. این شعر بیانگر longing و عشق به نیکیها و رحمت الهی است.
گفت یا رب یا رب ای دریای جودای کمینه بخششت ملک خلود
هوش مصنوعی: ای پروردگار، ای دریای بیکران کرامت، ای بخششدهندۀ بزرگ، که فقط تویی که نعمتهای بیپایانت موجب جاودانی میشود.
ای دو عالم رشحهای از جود توملک دنیا جود خشم آلود تو
هوش مصنوعی: ای دو عالم، فقط اندکی از بخشش تو در دنیا جلوهگر است و بخشش تو در عالم دیگر، همراه با ناراحتی و خشم است.
گرچه من در بحر نعمای توامپای تا سر غرقِ اِلّای توام
هوش مصنوعی: هر چند من در دریای نعمتهای تو غرق شدهام و تمام وجودم پر از زیباییهای توست.
ملک جاوید نعیم و وصل حوردولت پاینده و دریای نور
هوش مصنوعی: فرشتگان جاودانه به خوشبختی و همراهی حوریها مشغولند و این خوشی و رفاه بهطور همیشگی برقرار است و به مانند دریا پر از نور و روشنی است.
لیک یا رب مجد اعلی بایدمملک اعظم عزّ اقصی بایدم
هوش مصنوعی: اما ای پروردگار، باید که من به اوج بلندمرتبهای برسم و سلطنت بزرگتری کسب کنم که در آن عزت و عظمت بینهایتی باشد.
وعده دادی مؤمنان را ای خداره به بزم انس تشریف و لقا
هوش مصنوعی: ای خدا، تو به مؤمنان وعده دادهای که آنها را به مهمانی دوستیت و دیدارت خواهی برد.
لحظهای در بزم انسم راه دهراهم اندر بزم خاص شاه ده
هوش مصنوعی: لحظهای به من اجازه بده تا در جمع خاصی که در آن شاه حضور دارد، راه پیدا کنم.
یک نظر خواهم بر انوار جمالیک قدم خواهم در ایوان جلال
هوش مصنوعی: نگاهی به زیباییهای دلربا خواهم انداخت و قدمی به مکان باعظمت و شکوه میگذارم.
نی ز فردوسم گشاید دل نه حورنی به غلمانم کشد دل نی قصور
هوش مصنوعی: دل من نه بهشت را میپسندد، نه حوریان را، و نه جوانان زیبا؛ بلکه آرزوی من چیز دیگری است.
ماهیم من دور از آن آب فراتالتفاتی سویم ای بحر نجات
هوش مصنوعی: من مانند ماهیای هستم که از آب فرات دور افتادهام، ای دریاچه نجات، به سمت من توجهی کن.
ماهی افتادهام اندر کنارموجی ای دریا مرا سوی خود آر
هوش مصنوعی: در کنار موجهای دریا افتادهام، ای دریا! مرا به سوی خود بکش.
دور از آن دریای رحمت مؤمنانچون میان دیگ صحرا ماهیان
هوش مصنوعی: مؤمنان مانند ماهیانی هستند که در دریای رحمت خداوند زندگی میکنند، اما کسی که از این رحمت دور است، مانند موجودی است که در دیگ خشک صحرا گرفتار شده و از نعمتها بیبهره است.
هست این دنیا زمین شوره زارهمچو مرداد و تموز روزگار
هوش مصنوعی: این دنیا همانند یک زمین خشک و بیثمر است، مانند ماههای گرم و سوزان مرداد و تموز.
حق بود دریای مواج کرمموجها اندر تلاطم دم به دم
هوش مصنوعی: سرچشمهی نعمت و مهربانی، همچون دریای مواجی است که هر لحظه به تلاطم و جنبش در میآید.
مؤمنان چون ماهیان در نیمروزدور از دریا به خاک اندر تموز
هوش مصنوعی: ایمانداران همانند ماهیانی هستند که در تابستان، در میانه روز دور از دریا، در خشکی گرفتار شدهاند.
همچو ماهی بر زمین غلتند زارگه به پشت و گه یمین و گه یسار
هوش مصنوعی: مانند ماهی که بر زمین غلت میخورد، گاهی به پشت میافتد و گاهی به طرف راست و گاهی به سمت چپ حرکت میکند.
غلت غلتان سوی دریا میروندخویش را تا کی به دریا واکشند
هوش مصنوعی: به آرامی و به تدریج به سوی دریا حرکت میکنند، اما تا کی میتوانند خود را به دریا بسپارند؟
خود بود پیدا که با غلت تواناندرین پیدای ناپیدا کران
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که هر چیزی که در ظاهر پیدا و واضح به نظر میرسد، در واقع به وجود خود و حقیقتی عمیقتر اشاره دارد. در واقع، در دل آنچه که آشکار است، حقیقتی پنهان نهفته است که شاید خیلیها نتوانند به آن دست یابند. این بیانگر این است که با تأمل و تفکر میتوان به عمق مسائل پی برد.
کی رسد ماهی به دریا ای دریغدامها در راه آنها ای دریغ
هوش مصنوعی: چه زمانی ماهی به دریا میرسد؟ افسوس، تلهها در مسیر آنها وجود دارند، افسوس.
هم مگر موجی زنی ای بحر جوداندرین صحرا روان سازی چو رود
هوش مصنوعی: آیا نمیتوانی ای اقیانوس سخاوت، همچون موجی بر این بیابان بوزی و آن را به حرکت درآوری مانند رودی؟
ماهیان را در پناه خود کِشیزین زمین گرم و ریگ آتشی
هوش مصنوعی: ماهیها به دلیل شرایط سخت و گرما و خطرات موجود در این سرزمین، به دنبال راهی برای فرار از این وضعیت هستند.
ماهیی کو درخور دریا بودحوض هم در پیش او دریا بود
هوش مصنوعی: ماهی که در دل دریا زندگی میکند، حوضی که در مقابلش قرار دارد، به زعم او دریا به حساب میآید.
ماهیان خورد اندر حوض و جومیتواند زیست کردن ای عمو
هوش مصنوعی: ماهیها در حوض کوچک زندگی میکنند و میتوانند در آب به راحتی زیست کنند، ای عموی عزیز.
ماهیی کش عالمی پهنا بودبرکهای او را کجا گنجا بود
هوش مصنوعی: ماهیای که در یک دنیای وسیع زندگی میکند، در برکهای کوچک جا ندارد.
در میان آب خورد و نهر و جوجان بابا کن زَنو را جستجو
هوش مصنوعی: در بین آب و جوی، به دنبال جان و روح بابا بگرد.
گر همی خواهی نهنگان سترگغوطه باید زد به دریای بزرگ
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به دستاوردهای بزرگ و مهم دست یابی، باید در کارها و تلاشهای بزرگ و عمیق شرکت کنی.
خاصه جانا آن نهنگی کش جهانلقمهای باشد محقر بر دهان
هوش مصنوعی: به ویژه ای جان، آن نهنگ بزرگ که در دنیا مانند لقمهای کوچک و ناچیز به نظر میرسد.
آن نهنگی کو گشاید گر حنکچار عنصر گم شود با نُه فلک
هوش مصنوعی: این نهنگ عظیم که در دل خود دگرگونیهای بزرگ را حمل میکند، اگر بتواند آن چهار عنصر را از دست بدهد، با هیچ معجزهای از آسمان هم نمیتوان به آن دست یافت.
بندهٔ خاص خدا باشد نهنگهشت جنت نزد او یک جوی تنگ
هوش مصنوعی: بنده ویژه خدا نهنگ است و هشت بهشت در نزد او تنها در یک جا قرار دارد.
چون درآید در بهشت آن نیکخویچون نهنگی باشد اندر حوض جوی
هوش مصنوعی: زمانی که یک انسان نیکوکار و نیکوخلق وارد بهشت میشود، مانند نهنگی میماند که در حوض یا جوی آب شنا میکند. این تصویر بیانگر آرامش و شادمانی او در آن فضای دلانگیز و سرشار از نعمت است.
روز و شب رو جانب دریا کندرو به سوی قلزم اعلا کند
هوش مصنوعی: روز و شب به سمت دریا میرود و به سوی دریاچهای بزرگ و عمیقتر حرکت میکند.
میتپد چون ماهی اندر تابههامیکند بس عجزها و لابهها
هوش مصنوعی: دل من مانند ماهی در تابه به شدت میزند و از شدت ناراحتی و بیتابی، انواع نالهها و درخواستها را سر میدهد.
میتپد از شوق آن بحر شگرفمیکشد سر سوی آن دریای ژرف
هوش مصنوعی: شوق و هیجان در دل دریا موج میزند و او با قدرت و اشتیاق به سمت عمقهای وسیع و غیرقابلدسترس خودش میرود.
کای دریغا ای دریغا ای دریغای مرا دور از تو جنت دود میغ
هوش مصنوعی: ای کاش، ای کاش، ای حسرت، ای حسرت! من دور از تو مانند دودی در جنت میسوزم.
سوختم دور از تو ای بحر کرمموج رحمت گو که پیش آرد قدم
هوش مصنوعی: دور از تو دلم به شدت میسوزد، ای دریای بزرگواری، بگذار رحمتت به من نزدیک شود و مرا در آغوش بگیرد.
من نهنگم در خور دریاستماندرین جو من کجا گنجاستم
هوش مصنوعی: من مانند نهنگی هستم که در دریا زندگی میکند، اما در این جریان و آشفتهگی نمیدانم کجا میتوانم جایگاه خود را پیدا کنم.
من نهنگم جای من دریا بودکی مقامم جوی بی پهنا بود
هوش مصنوعی: من مانند نهنگی هستم که باید در دریا زندگی کنم، نه در جوی کوچکی که فضای محدودی دارد.
ای تو دریای محیط و بحر جودجزر و مدی سوی من کن زود زود
هوش مصنوعی: ای تو همچون دریایی هستی که تمام ویژگیهای جود و بخشش را در خود دارد، لطفاً با مهربانی و سرعت به من نزدیک شو.
ای یم رحمت یکی موجی برآرماهیی را سوی خود کش از کنار
هوش مصنوعی: ای دریای رحمت، یک موجی بلند کن و ماهی را به سمت خود بکش از کنار.
اندر آن بحرم اگر پدرام نیستبعد از اینم در بهشت آرام نیست
هوش مصنوعی: اگر در آن دریا محبوبم نیست، از این به بعد در بهشت هم راحت نخواهم بود.
بحر میباید چه سودم از حبابآب میخواهم چه یابم از سراب
هوش مصنوعی: زندگی واقعی بسیار ارزشمندتر از ظواهر فریبنده و ناپایدار است. من به دنبال واقعیات عمیق و سرشار هستم و نمیخواهم فقط به چیزهای گذرا و بیارزش اکتفا کنم.
یک رهم در بزم عزت راه دهاز کرم بارم در آن دربار ده
هوش مصنوعی: از لطف و بزرگواریات، مرا به محفل با عظمت و مقام بالا راه بده و در آنجا به من نیز جایی بده.
یک سؤالم را جوابی باز گویبازگو با صدهزاران ناز گوی
هوش مصنوعی: میپرسم، پاسخ کن و با هزار نوع لطافت بگو.
دل ز شوق یک خطابت شد کبابای ز من صد جان و از تو یک خطاب
هوش مصنوعی: دل به شوق یک کلام از تو، مثل کباب سوخته شد. ای کسی که من برایت جانهای بسیاری دارم و تو فقط یک سخن به من میگویی.
یک خطاب عبدی از تو گر رسدهم کنم جان را نثارش هم جسد
هوش مصنوعی: اگر از تو پیامی به من برسد، جانم را فدای آن میکنم و حتی بدنم را نیز تقدیم میکنم.
آید آنگه از پس نهصد حجابحاجبان بیرون ز تعداد و حساب
هوش مصنوعی: آنگاه کسی به درون میآید که همه موانع و پردهها را پشت سر گذاشته و از شمارش و محاسبات فراتر رفته است.
حاجبان هفتاد در هفتاد الفنورشان رخشنده از قدام و خلف
هوش مصنوعی: حاجبان با شکوه و زیبایی در تعداد هفتاد در هفتاد، نوری درخشان و روشن دارند که از جلو و پشت آنها ساطع میشود.