بخش ۱۸۷ - بلندی رفتن نمرود به تماشای سوختن حضرت خلیل ع
هوش مصنوعی: در این شعر، نمرود به عنوان یک پادشاه ظالم و مستبد به مردمانش هشدار میدهد که هر کس از فرمان او سرپیچی کند، مجازات خواهد شد. او به کوه میرود تا ابراهیم را ببیند که در آتش نمرود نجات یافته است. نمرود از قدرت ابراهیم و اوج ایمانش شگفتزده میشود و تصمیم میگیرد که برای او قربانی کند. اما شاعر به نمرود یادآوری میکند که قربانی کردن گاوها فایدهای ندارد و او باید نفس خود را بکشد، زیرا کشتن نفس و رهایی از خواستههای دنیوی اهمیت بیشتری دارد. در نهایت، شاعر بر اهمیت طاعت آگاهانه و درک درست از عبادتها و قربانیها تأکید میکند.
بر لب جویی نشسته با نشاطپهن کرده سبزه از هر سو بساط
هوش مصنوعی: در کنار جوی آب نشسته و با شادی، سبزهای را از هر طرف گستردهاند.
روز دیگر گفت نمرود پلیدپور آذر خوش جزای خویش دید
هوش مصنوعی: روز دیگری نمرود بد ذات، پسر آذر را دید که جزای اعمال خود را میبیند.
هرکه از فرمان من پیچد سرآتشش سوزد سر و دست و کمر
هوش مصنوعی: هر کسی که از دستورات من سرپیچی کند، دچار آتش و درد خواهد شد و عذابش را خواهد چشید.
هرکه نافرمانی ما میکندآتشش سودای یکجا میکند
هوش مصنوعی: هرکسی که از ما سرپیچی کند، در دلش آتشی برای خود میسازد که نمیتواند در یک جا خاموشش کند.
آب و آتش جمله در فرمان ماستهرچه هست امروز در سلطان ماست
هوش مصنوعی: همه چیز تحت کنترل ماست، حتی آب و آتش؛ هر آنچه که امروز وجود دارد، در اختیار فرمانروایی ماست.
هرکه از سلطان ما سر میکشدسر به زیر تیغ و خنجر میکشد
هوش مصنوعی: هر کسی که از فرمانروا یا سلطانی که ما داریم سرپیچی کند، به زودی با عواقب خطرناک و خشونتآمیز روبرو خواهد شد.
میروم امروز در کوه بلندتا ببینم حال آن مرد نژند
هوش مصنوعی: امروز به کوه بلند میروم تا حال و روز آن مرد غمگین را ببینم.
این بساط من بر آن بالا بریدجمله اسباب طرب گرد آورید
هوش مصنوعی: این وسایل و امکانات من را به بالای آنجا منتقل کنید و همه چیزهایی که برای شادی و سرگرمی لازم است را جمع کنید.
گرد آیید ای پرستاران همهدیده بگشایید ای یاران همه
هوش مصنوعی: جمع شوید ای پرستاران، همه با هم، و چشمانتان را باز کنید، ای دوستان!
تا ببینید این عدوی جانفشانگشته خاکستر در آن آتشوشان
هوش مصنوعی: تا ببینید که این دشمن جانفشان چگونه تبدیل به خاکستر شده است در آن شعلههای آتش.
تا نمایندم همه تحسین و زهآفرین گوییدم از کهتان و مه
هوش مصنوعی: من میخواهم همه را به تحسین و ستایش وادارم و از زیباییها و جذابیتهای خاص با شادی صحبت کنم.
جمله گوییدم مریزاد دست توای خدایی آماده پابست تو
هوش مصنوعی: به همه گفتم که ای خدا، دست تو را نباید رها کرد، زیرا تو همیشه آماده و در دسترس هستی.
این بگفتند و سوی کُه برشدنددیده افکن جانب اخگر شدند
هوش مصنوعی: این گفتند و وقتی که به سمت آنجا رفتند، به شعلههای آتش نگاهی انداختند.
گلشنی دیدند افزون از بیانگلستان در گلستان در گلستان
هوش مصنوعی: در باغی که گلها به وفور وجود دارند، زیبایی و شگفتیهای آن بسیار بیشتر از آن چیزی است که بتوان به زبان آورد.
اندر آن گلشن خلیل تاجداربر لب جویی نشسته شاهوار
هوش مصنوعی: در آن باغ زیبا و پرگل که خلیل، crown بر سر دارد، فرمانروایی بر لب جویی نشسته است.
بر سریری او نشسته شاهوشنوجوانی پیش او زیبا و کش
هوش مصنوعی: شاه بر تختی نشسته و جوانی زیبا و کشیده در برابر او قرار دارد.
ماند نمرود و سپاهش در شگفتدر عجب انگشت بر دندان گرفت
هوش مصنوعی: نمرود و سپاهش در حیرت و شگفتی ماندند و با دندان بر انگشت خود نگریستند.
پس به ابراهیم گفت آن بیحیاراست گویم بس بزرگستت خدا
هوش مصنوعی: ابراهیم، به تو میگویم که خداوند تو را بسیار بزرگ و با عظمت میداند.
خواهم او را من ز خود شادان کنمگاوها از بهر او قربان کنم
هوش مصنوعی: میخواهم او را شاد و خوشحال کنم، بهطوری که حتی برای او قربانیها را تقدیم کنم.
پس بکشت و کرد بهر حق نثاراو ز گاوان ده هزار و هشت هزار
هوش مصنوعی: پس به خاطر حق، او را از کشتن بر حذر داشت و در این راستا، ده هزار و هشت هزار را به نذر قرار داد.
نیک ژاژ و کفر خود را کم نکرددیو نفس از ملک جانش رم نکرد
هوش مصنوعی: شیطان نفس او را از ملک و سلطنت جانش دور نکرد و از کفر و بدی خود نکاسته است.
گاوها بسیار کشت اما چه سودگاو نفسش فربه و چالاک بود
هوش مصنوعی: تعداد زیادی گاو را کشت، اما چه فایده که نفس او چاق و قوی بود.
گاو نفسش در علفزار هوادر چرا گر ناروا و گر روا
هوش مصنوعی: گاو در علفزار نفس میکشد و هوای آزاد را میچشد، اما اگر در جایی که نمیتواند بچراند، باشد، کارش نادرست است.
گاو نفست گر در اصطبل هواستگاو قربان کردنت لوچ و هباست
هوش مصنوعی: اگر نفس تو در محیط سرشار از خواستهها و تمایلات باشد، به نظر میرسد که قربانی کردن تو به خاطر آن، مسخره و بیمعنی است.
گر تو کاری میکنی ای مرد هُشگاو را بگذار و نفس خود بکش
هوش مصنوعی: اگر کاری انجام میدهی، ای مرد، بهتر است که از مشکلات و دغدغهها دور شوی و به خودت استراحت بدهی.
گاو کشتن کار قصابان بودنفس کشتن همت سلمان بود
هوش مصنوعی: کشتن گاو وظیفه قصابان است، اما از بین بردن نفس و هوای نفس، کار کسانی همچون سلمان است که اراده و همت بالایی دارند.
مطلب از قربانی آمد ای پسرقطع دل از عیش اسب و گاو و خر
هوش مصنوعی: موضوع از قربانی کردن بوجود میآید، پسر. باید وابستگیات به لذتهای مادی مثل اسب، گاو و الاغ را قطع کنی.
از دو گاو و میش کشتن کی شودمنقطع از جانت ای حبل مَسَد
هوش مصنوعی: اگر دو گاو و میش را بکشی، آیا میتوانی از جانت جدا شوی، ای کسی که به زنجیر استحکام وصلای؟
لیک کشتی چون تو گاو نفس خویشکشته باشی هرچه اسب و گاو و میس
هوش مصنوعی: اما اگر کشتی تو را به خاطر نفس خود غرق کرده باشد، هر چقدر هم که اسب و گاو و نعمت داشته باشی، فایدهای نخواهد داشت.
رو بکُش این نفس کافر کیش راساز فارغ دیگران و خویش را
هوش مصنوعی: این نفس سرکش و ناپسند را کنار بگذار و خود را از دغدغههای دیگران و مشکلات شخصیات آزاد کن.
نی چو آن نمرود نادان کو همیخویش پروردی و کشتی عالمی
هوش مصنوعی: مانند نمرود نادان نباش که فقط به فکر پرورش خود بود و جهانی را نابود کرد.
طاعت نادان همه زحمت بودطاعت دانائیم رحمت بود
هوش مصنوعی: اطاعت از نادان فقط زحمت و سختی به همراه دارد، اما اطاعت از دانا و آگاه، رحمت و برکت میآورد.
طاعت عامه همه ای بوالحسنزحمت جسم است و تحمیل بدن
هوش مصنوعی: اطاعت و بندگی عمومی از همه افراد، ای بوالحسن، کار سختی است و فشار زیادی به جسم آدمی وارد میکند.
گر نمازی میکند باشد همینکو کند کون بر هوا سر بر زمین
هوش مصنوعی: اگر کسی نماز میخواند، باید به همان اندازه که سرش را به زمین میگذارد، به ارزش و معنا و هدف آن نیز توجه کند و خود را در آسمانها نگاه دارد.
روزهاش باشد نخوردن آب و نانیا دو صد منت نهادن بهر آن
هوش مصنوعی: روزۀ او به معنای نداشتن آب و غذاست یا اینکه باید به خاطر آن هزاران خواهش و درخواست از دیگران بپذیرد.
گر فقیری را لب نانی دهدگوییا صد مرده را جانی دهد
هوش مصنوعی: اگر فردی فقیر را نانی بدهد، انگار که جان تازهای به صد نفر مرده میبخشید.
گر بسازد مسجدی یا قنطرهمیکند هنگامه را در هر کره
هوش مصنوعی: اگر کسی مسجدی یا پلی بسازد، در هر گوشهای از دنیا میتواند شور و هیجان ایجاد کند.
هین منم آن کس که مسجد ساختمپل بر آن رود بزرگ انداختم
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که مسجدی بنا کردم و بر آن رود بزرگ پلی ایجاد کردم.
هر کجا بیند دو کس در داستاننقل مسجد یا پل آرد در میان
هوش مصنوعی: هر جا که دو نفر ببینند که در داستانی صحبت از مسجد یا پلی است، آنجا هم یک بخشی از داستان برای آنها مهم میشود.
مایه عمر گرامی را تماممیکند در این صلوة و آن صیام
هوش مصنوعی: زندگی ارزشمند انسان در این نماز و آن روزه به تمام میرسد.
مایه چون آید به دستت بی وقوفاین تجارت باشدش ای اوف اوف
هوش مصنوعی: وقتی که چیزی ارزنده و گرانبها به دستت میرسد، اگر نسبت به آن بیخبر باشی و ندانسته برخورد کنی، آن را به سادگی از دست میدهی و این مانند یک معامله ناکام خواهد بود.
راست ماند این عبادتها همیبا تجارات جوان دیلمی
هوش مصنوعی: این عبادتها حقیقت دارند و همواره با تجارتهای جوان دیلمی در ارتباط هستند.