تناجی
ملا احمد نراقی

شمارهٔ ۵

دوش می رفت به صد ناز جوانی به رهیزلف پرتاب به رخ، خنده مستانه به لب
من عصا بر کف و قد خم شده و موی سفیدمی دویدم به دو صد لابه و عجزش ز عقب
چون مرا دید چنین گفت صفایی چه تو راستکه به دنبال من آیی به چنین رنج و تعب
تو بدین هیئت اگر عشق نبازی چه شودبا چنین حال دگر وصل جوانان مطلب