شمارهٔ ۲۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ساقی درخواست میکند که به یاد یارش، ساغری از شربت بیاورد و اشاره میکند که از گناهی که ممکن است بکند، نگران نیست. او به فقر و زندگی سادهاش افتخار میکند و ننگ و عار را از مال و مقام دیگری میداند. شاعر از زهد و آموزههای خشک فاصله میگیرد و به جای آن به عشق و یاد یار میپردازد. او میگوید که حال خوشی از عشق دارد و مست بودنش ناشی از عشق به دوستش است، نه از نوشیدن می. به طور کلی، شعر سرشار از تمایل به زندگی عاشقانه و بیاعتنایی به زهد ظاهری است.
ساقی به یاد یار بده ساغری ز میاز آن گنه چه باک که باشد به یاد وی
هوش مصنوعی: ای ساقی، به یاد محبوبم، برایم جامی از شراب بیاور. چه باک از گناه و اشتباه، وقتی که یاد او در دل است.
من ژنده پوش یارم و دارم به جان اوننگ از قبای قیصر و عار از کلاه وی
هوش مصنوعی: من لباس کهنه و سادهای به تن دارم و به خاطر عشق او از ثروت و مقام قیصر شرمندهام و از کلاه او عذاب وجدان دارم.
شرمم ز فقر باد، مقابل کنم اگربا گنج فقر شهر صفاهان و ملک ری
هوش مصنوعی: من از فقر خود خجالتزده نیستم، چون اگر بخواهم میتوانم با ثروت و داراییهای شهرهای ثروتمند مثل اصفهان و ری رقابت کنم.
تا کی دلا به مدرسه طامات و ترهاتبشنو حدیث یار دو روزی ز نای و نی
هوش مصنوعی: تا کی دل تو باید درگیر حرفهای بیاساس و خرافات باشد؟ روایت عشق و رمز و راز معشوق را فقط برای دقایق کوتاهی از نوا و آواز بشنو.
واعظ مگو حدیث بهشت و قصور و حورما توسن هوی و هوس کرده ایم پی
هوش مصنوعی: واعظ، از تو درخواست نمیکنم که درباره بهشت و قصرها و حوریها سخن بگویی. ما به قدری در پی خواستهها و آرزوهای خود هستیم که دیگر به آن مناسبات معنوی توجهی نداریم.
ما عندلیب گلشن قدسیم و باغ ماایمن بود ز باد خزان و هوای دی
هوش مصنوعی: ما مانند پرندهای خوشآواز در باغی مقدس و زیبا هستیم و باغ ما از وزش بادهای سرد پاییزی و هوای ناخرسند مصون است.
زاهد برو چه طعنه ی مستی زنی که هستمست از خیال دوست «صفایی» نه مست می
هوش مصنوعی: ای زاهد، چرا به شخص مست طعنه می زنی؟ او به خاطر عشق دوستش مست است، نه به خاطر نوشیدنی.