شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی درخواست میکند که او را با شراب سیراب کند و از او میخواهد که جامهای پیدرپی از آب دلانگیز بنوشد. او به حالت مستی و بیخودیش اشاره میکند و میخواهد که کسی به او در خفا کمک کند. همچنین، از نبود عشق در دلها و خالی بودن میخانهها شکایت میکند و از خداوند میخواهد رونقی به آیین مسلمانی بدهد. شاعر به بزم روحانیون اشاره کرده و از ساقی میخواهد که شراب روحانی بیاورد تا بتواند از حال خمار و بیحالی رهایی یابد. در نهایت بر شدت نیازش به شراب تأکید میکند.
ساقیا امشب مرا زان آب رمّانی بدهجامها پی در پی از آبی که می دانی بده
هوش مصنوعی: ای ساقی، امشب به من از آن شراب خوش طعم بده. به من جامهایی پر از همان آبی بده که تو میدانی چقدر دلچسب است.
چون شدم من مست و بی خود زان دو لعلم بوسه هاآشکارا گر نمی خواهی به پنهانی بده
هوش مصنوعی: زمانی که من مست و بیخود شدم و از عشق تو سرشار شدم، برایت بوسههایم را عیان میکنم. اگر نمیخواهی که این عشق بهصورت پنهانی باشد، پس به من آشکارا عطا کن.
شد تهی دلها ز عشق و بسته شد میخانه هارونقی یا رب به آیین مسلمانی بده
هوش مصنوعی: دلها از عشق خالی شده و میخانهها رونقی ندارند. خدایا، به ما روحیهای از ایمان و مسلمانی عطا کن.
دوره ی روحانیان است امشب اندر بزم ماهان و هان ساقی بیا صهبای روحانی بده
هوش مصنوعی: امشب وقت جشن و شادی روحانیان است، بیا ای ساقی، طعامی بزنید که روح را نوازش کند.
تا رهایی زین خمار کهنه بخشایی مرازآن شراب کهنه آنقدری که بتوانی بده
هوش مصنوعی: من را از این خماری کهنه نجات بده و از آن شراب قدیمی آنقدر به من بنوشان که بتوانم به حال نرمال برگردم.