تناجی
ملا احمد نراقی

شمارهٔ ۳۰

ای خدا خواهم برون از هر دو عالم عالمیتا ز رنج جسم و جان آنجا بیاسایم دمی
این خمار کهنه ی ما را کجا باشد علاجاز سبو تا خم دریغا گر ز می بودی یمی
زخم دل را مرهمی جستم طبیبی دید و گفتزخم شست قاتلی هست این ندارد مرهمی
آدمی زادی که می گویند اگر این مردمندای خوشا جایی که در آنجا نباشد آدمی