شمارهٔ ۳۱
هوش مصنوعی: شاعر در این متن به عشق و شوق خود به شراب و لذتهای آن اشاره میکند. او اگر دهقان بود، از هر درختی به جز تاک میگذشت و به جای هر درخت، درختی از تاک میکاشت. او در وصف انگور و میخانه به تفصیل صحبت میکند و از مراحل درست کردن شراب، از چیدن انگور تا فشار دادن و تبدیل آن به می، صحبت میکند. شاعر همچنین احساساتش را در حین نوشیدن شراب توصیف میکند، از سجده به خاطر نعمت شراب گرفته تا شور و شوقی که او را به رقص وادار میکند. در نهایت به نوعی تقدس و احترام به شراب اشاره میکند و میگوید اگر چیزی در ته پیمانه باقی مانده باشد، آن را به خداوند هدیه میدهد. این شعر در واقع نمایانگر عشق به زندگی و لذتهای آن است.
راست گویم من اگر خود مرد دهقان بودمیهر درختی غیر تاک از باغها بدرودمی
هوش مصنوعی: اگر من خودم کشاورز بودم، با کمال صداقت میگویم که هر درختی به جز انگور را از باغها قطع میکردم.
پس به جای هر درختی تا ککی بنشاندمینیز صد تاک دگر بالله بر آن افزودمی
هوش مصنوعی: بهجای هر درختی که بکارم، اگر یک گیاه کوچک هم بکارم، بهتر است، زیرا میتوانم صد تاک دیگر بر آن بیفزایم.
بهر هر تاکی پس از میخانه چون ببریدمیوانگهی از خم بهر جو چشمه ای بگشودمی
هوش مصنوعی: هر بار که از میخانه بیرون میروم، برای هر تاکی که در آنجا بود، چشمهای از جو به راه میاندازم.
تا نگه دارم من از چشم بدان پاکان تاکنی به روز و نی به شب یک لحظه ای نغنودمی
هوش مصنوعی: من میکوشم تا همیشه از دیدهی این افراد نیکوپیمان محافظت کنم، نه در روز و نه در شب، حتی یک لحظه هم آرام نخواهم نشست.
چونکه آنها را به کام دل به بار آوردمیدانه ی انگور آنها را به کس ننمودمی
هوش مصنوعی: من دانههای انگور را با دلخواه و عشق برای آنها به بار آوردم و هیچکس را در آن مورد شریک نکردم.
چیدمی انگور آن بر دوش خود بگرفتمیپس ره میخانه با بار گران پیمودمی
هوش مصنوعی: انگورهایی را چیدم و به دوش خود حمل کردم و سپس با این بار سنگین به سمت میخانه رفتم.
پس به دست خود همه انگورها افشردمیکردمی در خم سر آن را به گل اندودمی
هوش مصنوعی: پس من همه انگورها را به دستان خود له میکردم و آن عصاره را در کاسهای که با گل پوشانده بودم، ریخته و آماده مینمودم.
وانگهی هم روز و هم شب پای خم بنشستمیاز شعف گاهی به پای خم سر خود سودمی
هوش مصنوعی: در آن زمان که روز و شب در کنار جام خم نشسته بودم، از خوشحالی گاهی سرم را به جای خم میگذاشتم.
چون رسیدی باده اول سجده ی حق کردمینی همین سجده، نمازی هم بر آن افزودمی
هوش مصنوعی: زمانی که به شراب اولی رسیدم، ابتدا برای حق سجده کردم و سپس برای آن، نمازی هم اضافه نمودم.
از نشاط و شوق آنگه دوره ای رقصیدمیبوسه بر خم دادمی آنگه سرش بگشودمی
هوش مصنوعی: از شادی و علاقه، مدتی رقصیدم و لبانم را به خم نوشیدنی زدم، سپس سرم را بالا بردم و نگاه کردم.
پس از آن می یک دو کف بر خویشتن افشاندمیخرقه و سجاده خود را به می آلودمی
هوش مصنوعی: پس از آن، مقداری از شراب را بر خود پاشیدم و پوشش و سجادهام را نیز به شراب آغشته کردم.
پس لب خود بر لب خم با ادب بنهادمیآنچه بودی من در آن پیمانه سان پیمودمی
هوش مصنوعی: لبم را با احترام بر لب خم گذاشتم و هرآنچه بودم را در آن پیمانه ریختم.
در ته آن ای «صفایی» چیزی ار ماندی به جایحسبة لله تورا هم جرعه ای بخشودمی
هوش مصنوعی: اگر در عمق وجودت چیزی از تو باقی مانده، ای «صفایی»، به خاطر خالص بودن نیتت، جرعهای از آن را به تو میبخشیدم.