بخش ۱۰ - رسیدن شاپور به دیر و احوال شیرین پرسیدن
هوش مصنوعی: این شعر داستانی از شور و شوق و عشق را روایت میکند. در آغاز، با توصیف پریشانی شب و غم زردی آن، نمایان میشود که شب به پایان میرسد و روز آغاز میشود. صبح با زیباییاش، شب را شکست میدهد و میتابد. شخصیتی به نام شاپور در جستجوی عشق و خوشی به مکانهایی سیر میکند و در این مسیر با مسیحا و حواریون دیدار میکند.
شاپور با غزلی زیبا و مسیحایی، دل را به عشق میسپارد و در کنار چشمهای، به تماشای پریان مینشیند. همه جا پر از زیبایی گلها و بلبلهاست و شور و نشاط حاکم است. شیرین، دختری زیبا، در کنار چشمه نشسته و شاپور به او چشم میدود.
اما وجود این زیباییها و مشکلات عشق باعث نگرانی و حسادت پریان میشود. آنها به زودی از آن مکان میروند و شاپور دلشکسته و ناامید میماند، در حالی که همه چیز به پایان میرسد و در جستجوی منزل جدیدی برمیآید.
این شعر به زیبایی پیچیدگیهای عشق، زیباییهای طبیعی و ناتوانی انسان در مقابل سرنوشت را به تصویر میکشد.
چو زلف شب پریشان گشت بر روزز تب شمع فلک افتاد در سوز
هوش مصنوعی: زمانی که زلف شب به هم ریخت و در روز نمایان شد، به خاطر گرمای شمع آسمان، شعلههای سوزانی به وجود آمد.
ز زردی کرد روی اندر تباهیهمه گم شد سفیدی در سیاهی
هوش مصنوعی: با زردی چهره، در حالتی ناامید و خراب به نظر میرسد و زیبایی و روشنی کاملاً در سیاهی و تاریکی ناپدید شده است.
فلک هر بیضه کز خون جگر کردغراب شب همه در زیر پر کرد
هوش مصنوعی: آسمان هر تخم که از خون دل به وجود آمده، شب را در زیر بال خود پر کرده است.
مسیحا شد درون دیر بنشستحواری سر به سر گشتند سرمست
هوش مصنوعی: مسیح درون کلیسا نشسته است و تمامی حواریون به دور او جمع شدهاند و سرشار از شادی و خوشحالی هستند.
در آن دیر از فراغ بال شاپورفرو افتاد و آسود از ره دور
هوش مصنوعی: در آن جا، از خستگی و دوری بسیار، شاپور آرامش پیدا کرد و آسوده خاطر شد.
دگر چون مرغ شب بر خود بلرزیدخروس صبح یکسر دانه برچید
هوش مصنوعی: وقتی که مرغ شب به شدت بترسد، خروس صبح همه دانهها را به طور کامل برداشته است.
شه شرق از افق بنمود رخسارهزیمت شد سپاه شب به یکبار
هوش مصنوعی: در سمت شرق، چهره خورشید نمایان شد و به یکباره سپاه شب شکست خورد و فرو رفت.
درآمد ماه ساقی باز در سیرمسیحا سر برون کرد از در دیر
هوش مصنوعی: ماه، ساقی را فراخواند و در حال گردش، مسیحا سرش را از در خانقاه بیرون آورد.
روان بر جست شاپور جهانگردفرو خواند آیتی چند از سر درد
هوش مصنوعی: شاپور، جهانگرد، با شوق و اشتیاق به جستجوی حقیقت پرداخته و از دل دردهایش، نشانهها و نشانههایی را بیان کرده است.
زبور عشق چون داوود بر خواندمسیحاوار دست از جان برافشاند
هوش مصنوعی: آوای عشق مانند آواز داوود به زیبایی خوانده میشود، به طوریکه عشق تا عمق وجود انسان نفوذ کرده و جان را به اوج میبرد.
به پای خم به کنج دیر جا کردبه پیش پیر ترسا سجده ها کرد
هوش مصنوعی: در گوشهی معبد، با humility و احترام kneeling کرد و به پیر ترسا (نماد شخصی مذهبی) ارادت نشان داد.
چو گشتش سر نا مفهوم، مفهومتماشاگاه ایشان کرد معلوم
هوش مصنوعی: وقتی که موضوع به کلی نامشخص شد، خود تماشاگاه آنها روشن و واضح گردید.
ز پیش از سیر ایشان از در دیرروان شد سوی عشرتگاه، در سیر
هوش مصنوعی: قبل از اینکه آنها (محبت یا علاقهمندان) به سمت میخانه بروند، از در دیر خارج شد و به سوی جایی که شادمانی و خوشی است، روانه شد.
کشید آن صورت و برچشمه ساریبچسبانید مانند نگاری
هوش مصنوعی: آن صورت زیبا را به چشمه ساری چسباندند، مانند یک نقاشی زیبا.
چو بر این دست بردن یافت او دستپس آنگه گوشه ای بگرفت و بنشست
هوش مصنوعی: وقتی که او توانست به این کار دست بزند، سپس یک گوشه را گرفت و نشسته شد.
پری رویان شیرین همچو شکرسوی آن چشمه رو کردند یکسر
هوش مصنوعی: دختران زیبای مثل شکر به سمت آن چشمه رفتند.
از آنجا تا بدان منزل، سوارانگل اندر گل بهار اندر بهاران
هوش مصنوعی: از آنجا تا آن مقصد، سوارهها در میان گلها و زیباییهای بهار در حال حرکت هستند.
همه چون سرو در رفتار مایلبه رخها لاله شان عاشق به صد دل
هوش مصنوعی: همه مانند درختان سرو در رفتار خود خوشهُد و خوشنقش هستند و بر چهرههایشان مثل گلهای لاله عشق میتابد. آنها عاشق و دلانگیز هستند و دلها را با زیباییهایشان تسخیر میکنند.
ز رشک خال آن خوبان در آن باغشقایق را همه بر سینه ها داغ
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت و زیبایی خال آن محبوبان، در باغ شقایقها، همه بر سینهها اثر سوختگی دارند.
ز عنبرها بر آن گلهای ناریبنفشه سر به پیش از شرمساری
هوش مصنوعی: بوی خوش عطر عنبر به گلهای سرخ بنفشه میپیوندد، و این گلها از شرم سر به زیر انداختهاند.
برای مقدم استاره و ماهبمانده هر کس آنجا چشم بر راه
هوش مصنوعی: در انتظار یاری و روشنایی هستیم و هر کس در آنجا چشم به راه است، تا روشنایی و زیبایی به آنجا بیاید.
به مدح روی آن گلهای خودرویهزاران بلبل از هر سو غزل گوی
هوش مصنوعی: به ستایش زیبایی آن گلهای وحشی که هزاران بلبل از هر سمت برایشان شعر میخوانند.
گل و لاله سراسر جام بر کفزده یکسر همه روحانیان صف
هوش مصنوعی: گل و لاله در دست دارند و در جمع روحانیان حاضر هستند، در حالی که به جشن و شادی پرداختهاند.
چو سوی چشمه آن خوبان رسیدندهمه آواز چون قد برکشیدند
هوش مصنوعی: وقتی به چشمه آن زیبایان رسیدند، همهی صداها به مانند قد بلند کردن بلند شد.
غزل خوان و عمل گوی و طرب سازدرافکندند با هم جمله آواز
هوش مصنوعی: مردم به شادی و خوشحالی پرداختهاند و در کنار هم به آوازخوانی و فعالیتهای شاد پرداختند.
نشستند و یکایک جام خوردندبه هم هر یک طریقی پیش بردند
هوش مصنوعی: آنها دور هم نشسته و هر یک به نوبت جامی نوشیدند و هر کدام به نوعی داستان یا موضوعی را پیش بردند.
چو شیرین بر کنار چشمه بنشستدو سه جام لبالب خورد و شد مست
هوش مصنوعی: وقتی شیرین بر کنار چشمه نشسته و دو یا سه جام پر از نوشیدنی را نوشید، حالت مستی به او دست داد.
دلش غافل زدست و کار شاپورفتادش چشم بر آن صورت از دور
هوش مصنوعی: دل او باخبر نیست و کار شاپور به هم افتاده، او چشمانش را به آن چهره دور میدوزد.
چنان آن صورتش ره زد به تمثیلکه بر مریم به بکری نقش جبریل
هوش مصنوعی: چنان زیبایی او به شکل تمثیل جلوه کرد که مانندی برای مریم، به بکری و پاکی، تصویر فرشته جبریل را به ذهن میآورد.
هزارش خار غم زان در جگر شدپری دیوانه بد دیوانه تر شد
هوش مصنوعی: هزاران خار درد در دل او فرو رفت و پری، که دیوانه بود، دیوانهتر شد.
پری رویان چو دیدند آنچنان حالکه شیرین را زبان از نطق شد لال
هوش مصنوعی: وقتی پریزنان آن وضعیت را دیدند، به قدری حیرتزده شدند که شیرین، به خاطر شگفتی، نتوانست حتی صحبت کند.
ببردند از برش آن نقش را زودبه هم گفتند کاین کار پری بود
هوش مصنوعی: آن تصویر زیبا را به سرعت از کنارش برداشتند و به هم گفتند که این کار، کار یک پری است.
پری کرده ست این بازیچه بنیادکه ناید هرگز اینجا آدمی زاد
هوش مصنوعی: این بازیچه، که مانند یک چهره زیبا و فریبنده است، به گونهای طراحی شده که هیچ انسانی نمیتواند به اینجا بیاید و وجود داشته باشد.
برآشفتند و یکسر رخت بستندهمه بر باد پایان برنشستند
هوش مصنوعی: همه به سرعت و ناگهانی، بار سفر را بستند و آماده رفتن شدند، انگار که به یک بادی که همه چیز را میبرد، پایان یافتهاند.
از آن منزل همه دل برگرفتندپی یک منزل دیگر گرفتند
هوش مصنوعی: همه از آن خانه دل بریدند و به دنبال خانهای دیگر رفتند.
کشیدند اسب و او را بر نشاندندسپندی چند بر آتش فشاندند
هوش مصنوعی: اسب را به حرکت درآوردند و او را بر فراز آن نشاندند و چندین تکه چوب را روی آتش انداختند.