بخش ۲۲ - رفتن خسرو به مداین و نشستن به پادشاهی
هوش مصنوعی: خسرو پس از آگاهی از وضع امور، به سوی شهر مداین حرکت کرد. او با سرعت به سوی دارالملک رفت و در آنجا بزرگان مداین برایش سکههای تازهای از نقره و طلا ضرب کردند. شهرت عدالتخواهی او سبب شد تا مردم شهر شاد و خوشحال شوند و او را به نیکویی و عدالت بشناسند.
با این حال، خسرو بیشتر از زیبایی و مقام خود، به عشق تمایل داشت. زمانی که خبر رسید که شیرین، معشوقهاش به آنجا آمده، او خوشحال شد و به سوی قصر شیرین روانه گردید. اما زمانی که فهمید شیرین نمیتواند نزد او بماند، غمگین و نالان شد و از چرخ فلک گله کرد که به او ظلم میکند و با افکار ناراحتکنندهاش بازی میکند.
خسرو در میان اندوه و عشق و انتظار، برای معشوقش شیرین دلتنگ بود و به او دعا کرد که سختیهای فاصله را برای او نرم کند.
چو خسرو را شد این معلوم در روزسوی شهر مداین راند فیروز
هوش مصنوعی: وقتي خسرو از این موضوع آگاه شد، در روز به سمت شهر مداین حرکت کرد.
نیاسود و به رفتن تیز بشتافتبه دارالملک خود شاهنشهی یافت
هوش مصنوعی: او خوابش نبرد و با سرعت زیاد به سوی پایتخت رفت و در آنجا مقام سلطنت را به دست آورد.
بزرگان مداین بهر خسروزدند از نقره و زر سکه نو
هوش مصنوعی: بزرگان شهر مداین به خاطر پادشاه، سکههای جدیدی از نقره و طلا ضرب کردند.
ره و رسم عدالت کرد بنیادبشارتها به هر جانب فرستاد
هوش مصنوعی: راه و روش عدالت را پایهگذاری کرد و بشارتها را به هر سو فرستاد.
چنان در عدل شد شاه جوان بختکه گفتندش که نوشروانست بر تخت
هوش مصنوعی: شاه جوانبخت به قدری در اجرای عدالت خوب عمل کرد که مردم او را با نوشروان، پادشاه معروف و عادل، مقایسه کردند و گفتند او همانند نوشروان بر تخت سلطنت نشسته است.
به احکامش همه شهر مدائنشده خرم که المقدور کائن
هوش مصنوعی: به واسطهی قوانین و احکام او، تمام شهر مدائن شاداب و خوشحال شده است، زیرا هر آنچه که مقدر است، اتفاق میافتد.
ز شاهی گرچه او با زیب و فر بودولی با عشق میلش بیشتر(بود)
هوش مصنوعی: هرچند او از نظر زیبایی و مقام شاهانه بود، اما عشق و احساساتش برای او اهمیت بیشتری داشت.
چرا کان دم که شیرین برد هوششرسید از عالم غیب این به گوشش
هوش مصنوعی: چرا زمانی که او به شیرینی صحبت میکرد، عقلش از عالم غیب اطلاعاتی به او رساند؟
که در صورت شه ار صاحب کلاه استبه معنی دان که عاشق پادشاه است
هوش مصنوعی: کسی که در دربار پادشاه قرار دارد و کلاه در دست دارد، به این معناست که عاشق و دلبسته پادشاه است.
پس آنگه خسرو از ملکت طرازیبه می خوردن نشست و عشقبازی
هوش مصنوعی: سپس خسرو از حکمرانی و سلطنت کنارهگیری کرد و به نوشیدن شراب و عاشقانه بازی مشغول شد.
چو در گردش درآمد جام زرینخبر پرسید از احوال شیرین
هوش مصنوعی: وقتی جام زرین به گردش درآمد، از حال و احوال شیرین پرسید.
چنین گفتند مه رویان خسروکه آمد جانب ما آن مه نو
هوش مصنوعی: گفتند افرادی با چهرههای زیبا که آن جوان ماهروی جدید به سوی ما آمده است.
ولی ننشست و قصری خواست از ماکنون ماهی است تا می باشد آنجا
هوش مصنوعی: او به انتظار نشسته و خواسته است که قصر و جایگاهی از ما داشته باشد، اما اکنون زمان حکومت و زیبایی ماهی فرا رسیده و تا زمانی که آنجا باشد، همچنان در حال استراحت و تماشا است.
چو خسرو این سخن بشنید در دمبه سوی قصر شیرین راند خرم
هوش مصنوعی: زمانی که خسرو این سخن را شنید، بیدرنگ به سمت قصر شیرین حرکت کرد و با شادی و خوشحالی به راه افتاد.
چو در زد حاجبی گفتش که شاپورازینجا برد آن مه را به دستور
هوش مصنوعی: وقتی در زد، یکی از دربانها به او گفت که شاپور آن دختر زیبا را از اینجا برده است به خواسته خودش.
چو بشنید این سخن خسرو بنالیدبزد آهی کزآن آتش ببارید
هوش مصنوعی: وقتی خسرو این حرف را شنید، به شدت ناراحت شد و آهی کشید که از دلش آتش ناراحتی شعلهور شد.
بگفتا گردش این چرخ ریمنندانم تا چه خواهد کرد با من
هوش مصنوعی: او گفت که این چرخ روزگار را نمیشناسم و نمیدانم با من چه خواهد کرد.
غمی بر جان من کز اختر آمدنبودم کم که این هم بر سرآمد
هوش مصنوعی: غمی که از سرنوشت به من رسید، من در این دنیا کم نداشتم و حالا این غم هم به آن اضافه شد.
ز اول نیست بر من حال ظاهرچه دانم تا که چون خواهد شد آخر
هوش مصنوعی: از ابتدا من حال خود را نمیشناسم، چه میدانم که در نهایت چه خواهد شد.
فراق و هجر و جور عشقبازیبخواهد کشتنم، بازی به بازی
هوش مصنوعی: عشق و جدایی و ظلم، همه باعث میشود که من را بکشند، اما من در این بازی خودم را تسلیم نمیکنم.
نمی دانم چرا این چرخ کجرونهد هر لحظه با من نقش از نو
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا این زندگی همیشه در حال چرخش است و هر لحظه دوباره تصاویری جدید از خود به من نشان میدهد.
قدیرا قاهرا عاشق گدازارحیما راحما دلبرنوازا
هوش مصنوعی: خدای توانا و غالب، عاشق دلسوخته و رحیم، به آرامشدهندهای که دلها را نوازش میکند.
به آنانی که دارند از تو بوییبه درگاه تو دارند آبرویی
هوش مصنوعی: کسانی که از محبت و خوبیهای تو بهرهمند هستند، در پیشگاه تو از جایگاه و اعتبار زیادی برخوردارند.
که زین بیشم ممان در سوز هجرانشب تاریک بر من روزگردان
هوش مصنوعی: من را در این دوران سخت و دردناک جدایی بیشتر از این نرسان، که شب تاریک بر من روزگاری تلخ میگذراند.