شمارهٔ ۵۱
هوش مصنوعی: این شعر به انتقاد از وضعیت اجتماعی و سیاسی جامعه پرداخته و تاکید دارد که همه چیز در اختیار اشراف است و حتی عدالت نیز زیر سایه قدرت آنها قرار دارد. شاعر به توصیف بیتفاوتی و فساد در دربار و دولت میپردازد و میگوید که افراد باهوش به او دیوانه میگویند، اما او از واقعیتهای جامعه آگاه است. علاوه بر این، انتقادهایی به ثروتمندان و وکلا وارد میکند که تنها به دنبال منافع خود هستند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که اگرچه برخی از انسانها به خود میبالند و از قدرت خود سخن میگویند، اما در واقعیت، مقام و بزرگی در دست خداوند است و مردان واقعی خدا از خود لاف نمیزنند.
هیچ چیزی نیست کاندر قبضه اشراف نیستگر وکالت هم فتد در چنگشان انصاف نیست
هوش مصنوعی: هیچ چیزی وجود ندارد که در تسلط و کنترل افراد با نفوذ و قدرت نباشد. حتی اگر وکیلی هم به کمک آنها بیاید، انصاف و عدالتی در کارشان نیست.
شاه و دربار و وزارت عز و جاه و ملک و مالهیچ چیزی نیست کاندر قبضه اشراف نیست
هوش مصنوعی: شاه و دربار و مقامهای عالیهی دیگر و ثروت و قدرت هیچ کدام ارزش ندارند اگر تحت کنترل و تسلط اشراف نباشند.
عاقلان دیوانهام خوانند و چون مجنون مرااز جنون خود، به حکم عقل استنکاف نیست
هوش مصنوعی: من را عاقلان دیوانه میدانند و همانطور که مجنون از دیوانگیاش شرمنده نیست، من هم بر اساس عقل، از دیوانگیام دستبردار نیستم.
بس که از سرمایهداران، مجلس ما گشته پراعتبارش هیچ کم از دکه صراف نیست
هوش مصنوعی: مجلس ما به اندازهایی از سرمایهداران پر شده که هیچ تفاوتی با یک دکه صرافی ندارد و به همین دلیل اعتبارش افزایش یافته است.
پوستش با داس برکن با چکش مغزش بکوبهر توانگر را که با ما قلب قلبش صاف نیست
هوش مصنوعی: با داس پوستش را بکن و با چکش مغزش را خرد کن؛ زیرا هر ثروتمندی که دلش با ما صاف نیست، ارزش ندارد.
حرفه و زحمت چو اوصاف وکیل ملت استبگذر از هرکس که او دارای این اوصاف نیست
هوش مصنوعی: اگر کسی ویژگیها و تلاشهای یک وکیل ملت را ندارد، از او دوری کن و با او کار نکن.
فرخی از بندگی لاف خداوندی زندگرچه میداند که مردان خدا را لاف نیست
هوش مصنوعی: فرخی به خاطر شجاعت و اعتماد به نفسش از مقام و عظمت خدا سخن میگوید، حتی اگر بداند که انسانهای واقعی و خداترس هرگز به خودخواهی نمیبالند و لاف نمیزنند.