شمارهٔ ۸۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره تفاوتهای ظاهری و باطنی در زندگی و ارتباطات انسانهاست. شاعر به کاخهای بزرگ و زیبا اشاره میکند که در عین حال ممکن است خالی و بیروح باشند، و زیبایی واقعی را در بزم تهیدستان میجوید. او تاکید میکند که افرادی که در مسیر عشق و معنویت هستند، ممکن است دل باخته و غمگین باشند اما ارزش آن را دارند که مورد توجه قرار گیرند. شاعر از بدی به ناتوانان برحذر میدارد و یادآور میشود که عریانی برخی افراد از لباسهای ظاهری، نشان از ارج و قرب بیشتری دارد. در نهایت، او بر اهمیت عشق و محبت میان انسانها تاکید میکند و میگوید که در دل عاشقان، چیزی ارزشمند وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.
سراپا کاخ این زورآوران گر زیوری داردولی بزم تهی دستان صفای دیگری دارد
هوش مصنوعی: این کاخهای عظیم و مجلل که متعلق به زورمندان است، هرچند زرق و برقی دارند، اما مسلماً مهمانی و دورهمی افراد ساده و بیدست و پا حال و هوای دیگری به همراه دارد.
نیارد باد امشب خاک راهش را برای مامگر در رهگذار او کسی چشم تری دارد
هوش مصنوعی: امشب بادی نمیوزد که خاک مسیر او را برای ما بیافشاند، مگر اینکه در این راه کسی باشد که برای او اشک بریزد.
نگار من مسلمان است و در عین مسلمانیبه محراب دو ابرو چشم مست کافری دارد
هوش مصنوعی: دختر زیبای من مسلمان است و با اینکه به اصول دین پایبند است، در چهرهاش چشمانی جذاب و فریبا مانند افرادی دارد که به دین دیگری هستند.
مکن هرگز بدی با ناتوانان از توانائیکه گیتی بهر خوب و زشت مردم دفتری دارد
هوش مصنوعی: هرگز با ناتوانان بدی مکن، زیرا جهان برای هر عمل خوب و بدی که انجام میدهی، ثبت و ضبط دارد.
ز عریانی ننالد مرد با تقوی که عریانیبود بهتر ز شمشیری که در خود جوهری دارد
هوش مصنوعی: مرد با تقوا از برهنگی شکایت نمیکند، زیرا برهنگی گاهی بهتر از شمشیری است که بیارزش و بیکیفیت باشد.
سر قتل محبان داشتی اما ندانستیمیان عاشقان هم فرخی آخر سری دارد
هوش مصنوعی: تو برای کشتن عاشقان توانا بودی، اما نمیدانستی که در دلهای عاشقان، سرّ و رازی نهفته است.