شمارهٔ ۱۰۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف درد و رنج ناشی از عشق و وابستگی میپردازد. شاعر از خونابهای که در جگرش میجوشد سخن میگوید و به عمق احساسات خود اشاره میکند. او نشان میدهد که چشم یار چقدر میتواند تاثیرگذار باشد و انسان را به حالت مستی بکشاند. همچنین به زیباییهای یار، مانند خال سیاه و زلف پیچیدهاش، اشاره میکند و از وابستگی دل به این زیباییها سخن میگوید. در ادامه، شاعر از زجر فقرا و عاقبت اربابان یاد میکند و به فریبخوردن ملتها از لیدرها و احزاب اشاره دارد. در پایان، او به قدرت و پیشرفت در مبارزه با دشمنان اشاره میکند، اما نیکى یا آسیبهایی که از دوستان میبیند را نیز یادآور میشود.
عمریست کز جگر، مژه خوناب میخورداین ریشه را ببین ز کجا آب میخورد
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که از دل و جان، اشک و غم میریزم. حالا این ریشهای که در زمین دارد، از کجا آب میگیرد و تغذیه میشود.
چشم تو را به دامن ابرو هرآنکه دیدگفتا که مست، باده به محراب میخورد
هوش مصنوعی: هر کسی که چشم تو را با دامن ابروهایت دید، گفت که او در حال مستی است و مانند کسی است که در حال نوشیدن شراب در عبادتگاه است.
خال سیه به کنج لب شکرین تستیا هندویی که شیره عناب میخورد
هوش مصنوعی: در گوشه لب تو، لکهای تیره وجود دارد که مانند ماده شیرینی است. تو مانند دختری هندی هستی که شیرهٔ میوهٔ عناب را مینوشد.
دل در شکنج زلف تو چون طفل بندبازگاهی رود به حلقه و گه تاب میخورد
هوش مصنوعی: دل من در پیچ و خم موی تو مثل یک کودک بندباز است؛ گاهی به حلقههای آن میرود و گاهی به دور میچرخد.
ریزد عرق هرآنچه ز پیشانی فقیرسرمایهدار جای می ناب میخورد
هوش مصنوعی: هر چه بر پیشانی یک فقیر عرق و زحمت است، به اندازهای ارزشمند است که سرمایهدارها از آن بهرهمند میشوند و لذت میبرند.
غافل مشو که داس دهاقین خونجگرروزی رسد که بر سر ارباب میخورد
هوش مصنوعی: غافل نباش که روزی خواهد آمد که کشاورزان با داسهای خود، انتقام خون دلها را از سر کسانی که بر آنها ستم کردهاند خواهند گرفت.
دارم عجب که با همه امتحان هنوزملت فریب «لیدِر» و احزاب میخورد
هوش مصنوعی: متعجبم که با وجود تمام آزمونهایی که مردم پشت سر گذاشتهاند، هنوز فریب رهبران و احزاب را میخورند.
با مشت فرخی شکند گرچه پشت خصماما همیشه سیلی از احباب میخورد
هوش مصنوعی: اگرچه فرخی با مشت خود دشمن را شکست میدهد، اما همیشه از دوستان خود سیلی میخورد.