شمارهٔ ۱۲۸
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات دلگیر و رنجآور شاعر میپردازد. او در شبهای تاریک با دغدغههای زندگی در جنگ است و به تنهایی و دلتنگی خود اشاره میکند. شاعر میگوید که همه در این دنیا دچار غم و نزدیک به احساس او هستند. او به آزادی و خوشبختی اشاره میکند و میپرسد چرا در این عالم، مردم از آن بیبهرهاند. همچنین، او از نیرنگ و فریب دوستان و قدرتمداران شکایت میکند و عشق خود به انسانهای صمیمی را ابراز میکند که در دوستی خود یکرنگ هستند. در نهایت، شاعر بر اراده و تلاش خود تأکید میکند و میخواهد نشان دهد که اگرچه در این راه مشکلاتی موجود است، але او با قدرت و استقامت پیش میرود.
شب که دل با روزگار تار خود در جنگ بودگر مرا چنگی به دل میزد نوای چنگ بود
هوش مصنوعی: در شب که دل درگیر مشکلات و مشغلههای زندگی بود، اگر احساس خاصی به من دست میداد، صدایی مانند صدای چنگ به وجود میآمد.
نیست تنها غنچه در گلزار گیتی تنگدلهر که را در این چمن دیدم چو من دلتنگ بود
هوش مصنوعی: در باغ جهان تنها غنچهای نیست، هر کسی که در این باغ دیدم دلش همچون من پژمرده و ناراحت بود.
گر ز آزادی بود آبادی روی زمینپس چرا بیبهره از آن کشور هوشنگ بود
هوش مصنوعی: اگر آزادی باعث آبادانی روی زمین است، پس چرا کشور هوشنگ از آن بیبهره بود؟
نوشدارو شد برای نامداران مرگ سرخبس که در این شهر ننگین زندگانی تنگ بود
هوش مصنوعی: نوشدارو برای مردان بزرگ به تأخیر افتاده است، زیرا زندگی در این شهر پر از ننگ بسیار سخت و دشوار بوده است.
بس که دلخون گشتم از نیرنگ یاران دورنگدوست دارم هر که را در دشمنی یکرنگ بود
هوش مصنوعی: به خاطر وفاداری در دوستی و نیرنگی که از دوستان دوزیست دیدم، به هر کسی که در دشمنی صادق و بیریا باشد، احترام میگذارم و او را دوست دارم.
بیسر و پایی که داد از دست او بر چرخ رفتکی سزاوار نگین و درخور اورنگ بود
هوش مصنوعی: کسی که بیتعادل و بیپایه است، چگونه میتواند لایق جایگاهی باارزش و زینت باشد؟ در واقع، ارزش و اعتبار او به خاطر وضعیتش از بین رفته است.
شاه و شیخ و شحنه درس یک مدرس خواندهاندقیل و قال و جنگشان هم از ره نیرنگ بود
هوش مصنوعی: پادشاه، روحانی و فرمانده همه در یک مکتب آموختهاند و درگیریهای آنها هم از طریق فریب و نیرنگ بوده است.
برندارم دست و با سر میروم این راه راتا نگویی فرخی را پای کوشش لنگ بود
هوش مصنوعی: من دستانم را نمیزنم و با سر خود این مسیر را ادامه میدهم تا اینکه نگوئی فرخی در تلاشش ناتوان بود.