شمارهٔ ۱۵۵
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات شاعر در مورد عشق و تعلقات عاطفیاش میپردازد. او میگوید اگر معشوقش او را دوست نمیداشت، هرگز برای فدای جانش چنین آمادگی نداشت. شاعر به کنایه از پاکی و سادهدلی خود سخن میگوید و تأکید میکند که زیباییاش تنها به خاطر نیازمندیاش است. او به بار تملق و خودپسندی اشاره میکند و به این نکته میپردازد که اگر معشوقش مهربانی و توجهی نداشت، او هم در پیش دیگران یکسره خود را نمینمود. همچنین، شاعر به تأثیر چشمان معشوق در مستیاش اشاره دارد و در نهایت به غنی بودن از نظر روحی و اینکه از فقیران است افتخار میکند.
گر برخی جانان من دلداده نبودمدر دادن جان این همه آماده نبودم
هوش مصنوعی: اگر عشق جانانم نبود، هرگز برای فدای جانم اینقدر آماده نمیشدم.
عیب و هنر خلق نمی شد ز من اظهارچون آینه گر پاکدل و ساده نبودم
هوش مصنوعی: اگر من پاکدل و ساده بودم، عیوب و هنرهای مردم را نمیدیدم و نمیتوانستم آنها را بیان کنم، درست مانند آینه که تنها منعکسکننده است و خودش چیزی ندارد.
سرسبزی من جز ز تهی دستی من نیستچون سرو نبودم اگر آزاده نبودم
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که سرسبزی و خرمی من تنها نتیجهی فقر و کمبودهای من است. اگر من همچون درخت سرو آزاد و رسا نبودم، هرگز نمیتوانستم این زیبایی و سرسبزی را داشته باشم.
خم بود اگر پشت من از بار تملقپیش همه با جبهه بگشاده نبودم
هوش مصنوعی: اگر به خاطر دروغ و تملق دیگران کمر من خم بود، اما من هیچگاه در برابر همه با چهرهای باز و بیواهمه ظاهر نمیشدم.
ننهادی اگر تیغ تو منت به سر مندر پای تو چون کشته من افتاده نبودم
هوش مصنوعی: اگر تیغ تو بر سر من جای افتاده بود، من در پای تو همچون یک کشته نمیافتادم.
کیفیت چشمان تو مستی به من آموختآن روز که من در طلب باده نبودم
هوش مصنوعی: چشمان تو به من حالتی شگفتآور و سرمستکننده داد، در حالی که من اصلاً در پی نوشیدنی و مستی نبودم.
از جنس فقیرانم و با این غم بسیاردلشاد از آنم که غنیزاده نبودم
هوش مصنوعی: من از خانوادهای فقیر به دنیا آمدهام و با وجود غمهایم، خوشحالم که زادهی ثروتمندان نیستم.