شمارهٔ ۲۵۳
هوش مصنوعی: در این شعر، دهقانی که پسر کارگری است با لباس کهنه و پاهای برهنه به دعوت شاعر آمده است. او با وجود زخمها و دردهایی که دارد، از زحمت و کار خود راضی و شاکر است.
دهقان پسر کارگری کهنه لباسآمد پی دعوتم ز شب رفته دو پاس
هوش مصنوعی: یک کشاورز، پسری که کارگر است و لباسهای کهنهای به تن دارد، برای دعوتم نزد من آمد بعد از اینکه شب گذشته دو بار به من سر زده بود.
با پای برهنه راضی از دست و چکشبا فرق شکسته شاکر از بازو داس
هوش مصنوعی: با پاهای برهنه و راضی از کار سخت و چکش زدن، با سر شکسته اما شاکر از قدرت دست و داس، زندگی را ادامه میدهیم.