شمارهٔ ۲۹۳
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از بیقراری و سرخوشی خود سخن میگوید. او میگوید که به خاطر عشق و شوق، مستی را تجربه کرده و از خود بیخود شده است. در دنیایی که دیگر جایی برای شادی ندارد، غم را پشت سر گذاشته و به دنیا پشت پا زده است، به این معنی که از دنیای ناراحتکننده فاصله گرفته و به امور معنوی پرداخته است.
از دست تو ما ساغر صهبا زدهایمبر فرق فلک ز بیخودی پا زدهایم
هوش مصنوعی: از دست تو ما به قدری مست و سرمست شدهایم که مثل جام پر از شراب، بر روی آسمان فرود آمدهایم و از حالت بیخودیت، پا به دنیای جدیدی گذاشتهایم.
دنیا چو نبود جای شادی زین روغم نیست که پشت پا به دنیا زدهایم
هوش مصنوعی: چون دنیا جای خوشحالی نیست، پس غمی نیست که به آن پشت کنیم و از آن دور شویم.