شمارهٔ ۱۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وطنپرستی و هوشیاری ایرانیان اشاره میکند و از آنها میخواهد که نسبت به اجنبیها هوشیار باشند. او تأکید میکند که هرگونه پیشنهاد یا دعوت از سوی بیگانگان میتواند به ضرر آنها باشد و تجربه خود را درباره مظاهر منفی اجنبیگری به اشتراک میگذارد. شاعر با اشاره به سختیها و رنجهایی که کشیده، از ملتهای دیگر هم یاد میکند و به این نتیجه میرسد که نباید به اجنبیها اعتماد کرد. او به ایرانیان توصیه میکند که هشیار و مقاوم باشند و به شباهتهای خود ببالند و از دشمنان دوریکنند، زیرا هدف همواره افزایش آگاهی و استقلال است.
ای وطنپرورِ ایرانیِ با مَسلَک و هوشهان مکن جوش و خروش
هوش مصنوعی: ای ایرانی وطنپرست و با درک، کمی آرام باش و خشم و هیجان نکن.
پندهای منِ با تجربه بنمای به گوشگر تویی پند نیوش
هوش مصنوعی: حرفهای من که از تجربه به دست آمده را بشنو و به آنها توجه کن، اگر تو هم مایل به دریافت پند و نصیحت هستی.
اجنبی گر به مَثَل میدهدت ساغر نوشنوش نیش است منوش
هوش مصنوعی: اگر بیگانهای به تو جامی بدهد که پر از شراب است، بدان که این نوشیدن با خود ضرر و تلخی به همراه دارد، پس از نوشیدن آن پرهیز کن.
وز پیِ خستنِ او در همه اوقات بکوشتا توان داری و توش
هوش مصنوعی: به دنبال آرامش او در تمام لحظات زندگی باش و تا میتوانی تلاش کن.
که عدو دوست نگردد به خدا گر نبی استاجنبی اجنبی است
هوش مصنوعی: اگر دشمنی، به خدا دوست نشود، حتی اگر نبی باشد، او همچنان بیگانه است.
من سرگشته چو پرگار جهان گردیدمرنجها بکشیدم
هوش مصنوعی: من مانند یک پرگار در دنیای پر آشوب سرگردان شدهام و سختیهای زیادی را تحمل کردهام.
پابرهنه رهِ دشت و دره را ببریدمدست غم بگزیدم
هوش مصنوعی: با پای برهنه در دشت و درهها میروم و در این راه به غم و اندوه دچار شدم.
حالتِ ملّتِ عثمانی و ژرمن دیدمخوب و بد بشنیدم
هوش مصنوعی: حالت مردم عثمانی و آلمان را دیدم و خوبیها و بدیهای آنها را هم شنیدم.
باز برگشته و از اجنبیان نومیدمحالیا فهمیدم
هوش مصنوعی: حالّا متوجه شدم که از بیگانگان ناامید شدهام و دوباره به خویشتن بازگشتهام.
که اگر شیخ خورد گول اجانب صبی استاجنبی اجنبی است
هوش مصنوعی: اگر رهبر دینی فریب بیگانگان را بخورد، نشاندهنده ناآگاهی و بیگانگی اوست.
تو مپندار کند کار کسی بهر کسیقدرِ بالِ مگسی
هوش مصنوعی: به هیچوجه تصور نکن که کسی برای دیگری کار میکند، چون ارزش کار او به اندازهی بال یک مگس هم نیست.
تو عَبَث منتظرِ ناله و بانگِ جَرَسیکاروان رفت بسی
هوش مصنوعی: تو بیجهت منتظر صدا و فریاد یک کاروان هستی که مدتهاست رفته است.
فارِسِ فارس تویی از چه نتازی فَرَسیپیش آور نه پسی
هوش مصنوعی: تو از خودت راضی هستی و به خود می بالی، اما مگر به چه دلیل به دیگران می نازی؟ باید در مقابل دیگران humble باشی و خود را بزرگترین نپنداری.
همه دزدند در این مُلک ندیدم عسسییا یکی دادرسی
هوش مصنوعی: در این سرزمین، همه به نوعی در حال خیانت یا دزدی هستند و من هیچگاه نگفتهام که کسی در مقام نگهبانی یا قضاوت وجود دارد که به این وضعیت رسیدگی کند.
هر چه گویم تو مگو گفتهٔ زیرِ لبی استاجنبی اجنبی است
هوش مصنوعی: هر چیزی که من بگویم، تو به آرامی و بیصدا نباید بگویی. زیرا هر چه گفتنی باشد، متعلق به بیگانگان است و به ما مربوط نیست.