شمارهٔ ۴۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از لحظات شاد و پرشور عاشقانه صحبت میکند. او در یک شب طولانی، شرابی خوش رنگ در دست دارد و در کنار معشوقش به بوسه و خوشگذرانی میپردازد. او به زیبایی نبیذ و بوسه را توصیف میکند و اشاره میکند که این لحظات همواره با غم و شادی همراه است. او از بازیهای عاشقانه بین خود و معشوقش و تغییراتی که بین آشتی و جنگ وجود دارد، سخن میگوید. در پایان، شاعر به چشمهای معشوقش اشاره میکند که در حالت مستی، جذابیت فوقالعادهای پیدا میکنند.
شبی دراز، می سرخ من گرفته به چنگمیی بسان عقیق و گداخته چون زنگ
هوش مصنوعی: شب طولانی است و من در دستانم یک لیوان شراب قرمز دارم. این شراب مانند سنگ عقیق زیبا و در حال جوش و گداخته مثل زنگ است.
به دست راست شراب و به دست چپ زلفینهمیخوریم و همی بوسه میدهیم به دنگ
هوش مصنوعی: با یک دست شراب مینوشیم و با دست دیگر به زلفهای یار میزنیم و به شادی و لذت بوسه میدهیم.
نبیذ و بوسه تو دانی همی چه نیک بودیکی نبیذ و دو صد بوسه و شراب زرنگ
هوش مصنوعی: نوشیدنی و بوسه، تو میدانی که چقدر خوب است. یکی نوشیدنی و دو صد بوسه، همراه با شراب زعفرانی.
گهی بتازد برمن، گهی بدو تازمبه ساعتی در، گه آشتی و گاهی جنگ
هوش مصنوعی: گاهی او به من حمله میکند و گاهی من به او حمله میکنم. در یک لحظه با هم آرام هستیم و در لحظه دیگر درگیر جنگ و دعوا هستیم.
به گاه مستی چونان شود دو چشم بتمکه نرگسینی غرقه شود به خون پلنگ
هوش مصنوعی: در زمان خمار و مستی، چشمان من مانند چشمان کسی میشود که نرگسهایی زیبا، دچار شدت احساس و اضطراب شده و به رنگ خون تبدیل میشود.