شمارهٔ ۸۰
هوش مصنوعی: این شعر به وصف زیباییهای محبوب و تاثیر عشق بر روح و عقل میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات و تصاویر زیبای طبیعی، از چهره محبوبی که همچون بهار جوان و دلربا است، صحبت میکند. او به تاثیرات عشق و غم جدایی اشاره میکند و توضیح میدهد که چگونه این عشق باعث مست شدن عقل و دلسردی او شده است.
سپس شاعر به تمجید از شخصیتی برجسته و سلطانی میپردازد که در عرصه عدالت و قدرت، مقامی والا دارد و با رافت و بخشندگی خود، دلها را به سوی خود جلب کرده است. او به پیروزیها و شجاعتهای این پادشاه اشاره میکند و ملامت به دشمنانش را در پی دارد. در نهایت، با امید به نصرت الهی و دلگرمی به پیروزیهای بیشتر، از بزرگی و عظمت شخصیتهای تاریخی یاد میکند و خواهان توفیق و سرفرازی برای خود و کشورش میشود.
ای رخ تو رنگ نوبهار گرفتهبر رخ نیکویی قرار گرفته
هوش مصنوعی: تو چهرهات همچون بهار تازهدم است که بر چهره زیبایی جلوهگری میکند.
طره تو عقل را به طیره سپردهغمزه تو فتنه را شکار گرفته
هوش مصنوعی: موهای تو مانند پرندهای عقل را به دام انداخته و ناز تو فتنه و آشوب را به چنگ آورده است.
عقل مرا کو ز جام عشق تو مست استبی لب میگون تو خمار گرفته
هوش مصنوعی: عقل من کجاست وقتی که از عشق تو سرمست هستم؟ به خاطر نبود لبان میگون تو، حالتی سرگشته و در خواب و بیداری دارم.
تو نیی اندر میان و من ز غم توخون دل و دیده در کنار گرفته
هوش مصنوعی: تو در کنار من نیستی و من از غم تو دلم پر از درد و اشک است.
داده مرا روزگار غصه و با منفرقت تو رنگ روزگار گرفته
هوش مصنوعی: روزگار به من غم و اندوه داده و جدایی تو باعث شده که حال و روز من به همین رنگ و رو در بیاید.
جور مکن زینهار بر دل من کوستدامن عشقت به زینهار گرفته
هوش مصنوعی: خواهش میکنم بر دل من ناز نکن، چونکه دامن عشق تو، به شدت و تمامیت، گرفته شده است.
ای گل صد برگ تو به یک شکن مشکچون من شوریده دل هزار گرفته
هوش مصنوعی: ای گل زیبای صدبرگ، تو با یک غم و ناراحتی، مثل من که دل شیدایی دارم، هزار غم و اندوه را بر دوش میکشید.
من چو نثار اوفتاده زیر پی غموز نم چشمم جهان نثار گرفته
هوش مصنوعی: من مانند کسی که زیر پای غم و اندوه به خاک افتاده، از درد و اشک چشمانم، دنیا را قربانی کردهام.
دیده من دایم از سرشگ فشانیقاعده ابر نوبهار گرفته
هوش مصنوعی: چشمان من همیشه از اشک میبارد، انگار که ابرهای بهاری باران میریزند.
روی تو در دلبری و طبع گشاییعادت انصاف شهریار گرفته
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی اشاره دارد به اینکه روی تو در دلبری و بخشندگی چنان است که از انصاف و عدالت شهریاری نشأت میگیرد. به عبارتی، جذابیت و مهربانی تو به قدری است که گویا تحت تأثیر یک حکمران عادل و مهربان قرار دارد.
سایه حق بوالمظفر آنکه ز تیغشهست جهان صد ره اعتبار گرفته
هوش مصنوعی: سایه حقیقی که در دست قدرت و پیروزی دارد، به گونهای است که تاثیر آن بر روی جهان به اندازهای است که اعتبار و ارزش را از راههای مختلف به دست میآورد.
شاه جهان ارسلان که در چمن ملکآمد ازو شاخ فتح بار گرفته
هوش مصنوعی: ارسلان، پادشاه جهان، که با ورودش به باغ سرزمین، باعث شکفتن و شکوفایی شاخسارهای پیروزی شده است.
آنکه ز تأثیر عدل اوست درین دورمور مکان در دهان مار گرفته
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر تأثیر عدالت او، مورچهای در این دنیا به دام مار افتاده است.
سایه چترش که حامله است به صد فتحملک جهان آفتاب وار گرفته
هوش مصنوعی: سایه چتر او که در حال انتظار است، به مانند آفتاب، پیروزیهای بزرگ در دنیا را به دست آورده است.
گنبد گردون لقب، شکوه و لطافتاز دل او روز بزم و بار گرفته
هوش مصنوعی: گنبد آسمان به زیبایی و عظمت خود، احساس شادی و زیبایی را از دل او در جشن و مهمانیها به ارمغان میآورد.
آمده چترش محک و عالم صرافنقد ظفر را ازو عیار گرفته
هوش مصنوعی: او با چتر محکم خود، باعث شده تا سرنوشت پیروزی را از دستان او بگیرد و به نوعی، توانایی و ارزش را از او بربود.
کرده شمار خسان سپهر و هم اولدشمن او را در آن شمار گرفته
هوش مصنوعی: شمارش دشمنان و بیکسان را در آسمان انجام داده و همواره در این شمار، او را نیز در نظر گرفتهاند.
موج کف زر فشان او گه بخشششه ره این سقف زرنگار گرفته
هوش مصنوعی: موج کف دریا به خاطر بخشش او به آرامی بر روی سطح آب میرقصد و در این حال، آسمان رنگارنگ زیر سقف آسمان را نظاره میکند.
فتنه مدبر ز بیم سلطنت اوگوشه عزلت به اضطرار گرفته
هوش مصنوعی: طغیان و آشوبی که به خاطر ترس از قدرت او به وجود آمده، او را ناچار کرده که در کنجی از تنهایی و انزوا پنهان شود.
خطبه و سکه به نام و کنیت عالیشمایه و قانون افتخار گرفته
هوش مصنوعی: خطبه و سکه به نام و نشان عالیش، نماد و قانونی برای کسب افتخار است.
آتش بی آب در حمایت لطفشخاصیت آب خوشگوار گرفته
هوش مصنوعی: آتش بی آب به خاطر لطف او، ویژگیهای آب شیرین را پیدا کرده است.
هر چه بدان علم کردگار محیط استاز مدد لطف کردگار گرفته
هوش مصنوعی: هر چیزی که در این جهان وجود دارد و ما به آن علم پیدا کردهایم، از مهربانی و لطف خداوند نشأت میگیرد.
دولت او تاج و تخت طغرل و محموددر کنف شاه کامگار گرفته
هوش مصنوعی: خوشبختی او مانند قدرت و سلطنت طغرل و محمود، در سایهٔ پادشاهی موفق و پیروز قرار دارد.
بسته گشای جهان، سکندر ثانیکوست جهان جمله آشکار گرفته
هوش مصنوعی: سکندر ثانی، کسی است که به عنوان گشاینده و فرمانروای جهانی شناخته میشود و همه چیز در جهان به صورت واضح و نمایان به او نمایش داده شده است.
اعظم اتابک که شش جهات جهان راهمت او هست در جوار گرفته
هوش مصنوعی: اعظم اتابک، که به دلیل تلاش و پشتکارش، همه جهات و ابعاد دنیا را تحت پوشش و حمایت خود قرار داده است.
آنکه ز یک نفحه نسیم جلالشهست خزان شیوه بهار گرفته
هوش مصنوعی: کسی که از یک لحظه نفحهای از عظمتش را دریافت کرده، خزان را به زیبایی بهار تبدیل کرده است.
خدمت قیصر قبول کرده به اکراهباج ختا خان به اختیار گرفته
هوش مصنوعی: شخصی با نارضایتی و اکراه به خدمت رئیس خود (قیصر) رفته و به طور اختیاری تصمیم گرفته مالیات (باج) را که مربوط به خان ختا است، بپردازد.
دشمن او گرچه در جهان فراخ استهست اجل تنگ در حصار گرفته
هوش مصنوعی: دشمنان او هرچقدر هم که در دنیا زیاد باشند، اما مرگ بهطرز تنگتری او را محاصره کرده است.
از سر تیغش که هست شعله دوزخسینه بدخواه او شرار گرفته
هوش مصنوعی: تیغ او به قدری تیز و خطرناک است که مانند شعلههای آتش دوزخ، سینهی بدخواهانش را میسوزاند.
ای به تو بازوی شرع گشته قوی حالوی ز تو بنیاد دین قرار گرفته
هوش مصنوعی: تو قدرتی برای دین هستی که با وجود تو، اساس و بنای دین استوار شده است.
نام تو ناموس اهل شرک شکستهنامه تو ملک قندهار گرفته
هوش مصنوعی: نام تو باعث رسوایی اهل کفر و شرک شده و نامه تو در اختیار حکمرانی قندهار قرار گرفته است.
هر چه فلک را نموده مشکل و دشوارتیغ فلک صولت تو خوار گرفته
هوش مصنوعی: هر چه که آسمان به ما دشواری و مشکل میدهد، قدرت تو میتواند آن را ناتوان کند.
وز نظر رحمتت ملوک زمانهملک خود و خانه تبار گرفته
هوش مصنوعی: به لطف و رحمت تو، پادشاهان و سلاطین دوران، ملک و سرزمین خود را از تو و خاندان تو به ارث بردهاند.
خسرو کرمان ز تو به کام رسیدهملک بی اندوه و انتظار گرفته
هوش مصنوعی: خسرو کرمان به خاطر تو به سرانجام خوبی رسیده و سرزمینش را بدون غم و بیصبری به دست آورده است.
شرع ز تو فربه است و دین ز تو برپایای ز تو شخص ستم نزار گرفته
هوش مصنوعی: برای تو حکم و قانون از تو نشأت میگیرد و دین به واسطه تو استوار شده است. ای کسی که به خاطر تو، شخص مظلوم و ستمدیده به توانایی و قوت رسیده است.
آب جهان روشن از تو گشت که داریملک به شمشیر آبدار گرفته
هوش مصنوعی: آب دنیا از وجود تو روشنی یافته است، زیرا تو پادشاهی را با شمشیری درخشان به دست آوردهای.
حاکم عالم تویی و هر که جز از تستنیست بجز ملک مستعار گرفته
هوش مصنوعی: ای حاکم و سرور این جهان، تو تنها کسی هستی که در این دنیا حقیقتاً صاحب اختیار و قدرت هستی و هر چیزی که غیر از تو وجود دارد، تنها به امانت و برای مدتی در اختیار دیگران قرار گرفته است.
می رود اقبال ایزدی به شب و روزبختی بخت ترا مهار گرفته
هوش مصنوعی: خوشبختی و سرنوشت تو تحت کنترل و هدایت مقام الهی قرار دارد و این سرنوشت در حال شکلگیری است. روز و شب در حال تغییر هستند و تو نیز در مسیر خود به جلو میروی.
دور سپهرت ز بهر عدل و عمارتاز جم و کسریت یادگار گرفته
هوش مصنوعی: دور این جهان به خاطر عدالت و ساخت و ساز، یادگاری از جمشید و کسری به یادگار مانده است.
هست درت کعبه ای که هر که ازو رفتمنبر بگذاشتست و دار گرفته
هوش مصنوعی: در خانه تو مکانی مقدس وجود دارد که هر کسی که از آن دور شود، به نوعی مرتبه و مقام خود را از دست داده و دچار مشکل میشود.
وانکه گرفت او رکابت از همه عالمهست گل تر به جای خار گرفته
هوش مصنوعی: کسی که به تو کمک کرده و بار تو را از دوش تو برداشته، از تمام موجودات دنیا برتر و ارزشمندتر است؛ او مانند گلی است که جای خار را دارد.
گر سگ ابخاز سر ز حکم تو برتافتهست برو راه اعتذار گرفته
هوش مصنوعی: اگر سگی از دستوری که تو دادهای سرپیچی کند، درست است که به او راهی برای عذرخواهی پیدا کردهای.
آن ز خری می کند نه از ره دانشای تو کم خصم نابکار گرفته
هوش مصنوعی: به خاطر نادانی خود، به مسیر اشتباهی میروی و در واقع از علم و دانش دوری. تو، ای دشمن نادان، با اعمالت خودت را به خاک ذلت میکشی.
گر نه خرست او چراست سم خری را؟در گهر و در شاهوار گرفته
هوش مصنوعی: اگر او خر نیست، پس سم خری که دارد برای چه چیزی است؟ در گودال و جایی که پر از سنگ و کلوخ است، به دام افتاده است.
هست امیدم به فضل حق که بینملشکر منصورت آن دیار گرفته
هوش مصنوعی: امید من به لطف خدا این است که سپاه پیروز آن سرزمین را ببینم.
نعره الله اکبر از در ابخازتا به در روم و زنگبار گرفته
هوش مصنوعی: ندای "الله اکبر" از سرزمین ابخاز تا دروازههای روم و زنگبار شنیده میشود.
چشم تو روشن به پهلوان جهان کوسترتبت چرخ سبک مدار گرفته
هوش مصنوعی: چشمان تو به روشنی سپاس میگویند به قهرمان جهانی که مقامش زیر سایه آسمان است و در دل زمین سنگینی را نینداخته.
آن شه دریا سخا که از دل او هستکوه احد مایه وقار گرفته
هوش مصنوعی: آن رهبر بزرگ مانند دریا است و سخاوت او از عمق دلش سرچشمه میگیرد، مانند کوه احد که موجب وقار و استحکام میشود.
رایت او با ظفر وفاق نمودهنسبت او بر فلک فخار گرفته
هوش مصنوعی: علامت او با پیروزی همپیمان شده و جایگاه او در آسمان به غرور برآمده است.
یاد کفش بر سپهر، زهره مطربباده نوشین هزار بار گرفته
هوش مصنوعی: در این بیت، به یادآوری لحظاتی اشاره شده که کم و کاستیها یا خاطرات گذشته در ذهن باقی ماندهاند. تصویر کفشی که بر فراز آسمان است، نشاندهندهٔ دوری و علو مقام است. همچنین، اشاره به زهره و مطرب به نوعی از شادی و لذت در زندگی اشاره دارد، که با نوشیدن شراب شیرین، هزار بار از آن لذت بردهاند. در مجموع، این ابیات به ترکیب زیبایی از خاطرات، شادی و دوستی اشاره دارند.
ملک عراق از سر بلارک تیزشسیرت ار تنگ و نو بهار گرفته
هوش مصنوعی: پادشاه عراق از بالای بلندی به تماشای زیباییهای طبیعی میپردازد، حتی اگر روزگار سخت و خزان باشد.
از فزع تاختنش بر در شبدیزروز بداندیش رنگ قار گرفته
هوش مصنوعی: از ترس و وحشت، سرعت حرکت او بر در شبدیز روز باعث شده که رنگ چهرهاش به تیرگی گراییده است.
اینت عجب زان زمان که در صف هیجابود عدو ساز کارزار گرفته
هوش مصنوعی: این اتفاق جالبی است که در زمانی که دشمنان در صف هیاهو بودند، جنگ و نبرد را آغاز کردهاند.
خسرو گردون ز عجز مانده پیادهعرصه روی زمین سوار گرفته
هوش مصنوعی: شاه بزرگ و مشهور به قدری ناتوان شده که دیگر نمیتواند سوار بر اسب باشد و اکنون به صورت پیاده در عرصه زمین حاضر است.
از سر تیغ بنفشه رنگ سوارانخاک همه شکل لاله زار گرفته
هوش مصنوعی: سواران با لباس بنفش در میدان جنگ، خاک زمین را به رنگ لالهها درآوردهاند.
صدمه سم سمند وقت دویدنچشمه خورشید در غبار گرفته
هوش مصنوعی: آسیب ناشی از سم سمند، هنگامی که خورشید در مه غبارآلود طلوع میکند.
شاه به قلب اندر ایستاده چو حیدرتیغ به کف همچو ذوالفقار گرفته
هوش مصنوعی: شاه به دل نشسته و همچون حیدر (علی) با شمشیر در دست، به قدرت و اقتدار خود تکیه کرده است.
فتح و ظفر در رکابش از چپ و راسترفته و فتراکش استوار گرفته
هوش مصنوعی: پیروزی و موفقیت در کنار او حضور دارند و او با قدرت و استحکام به جلو حرکت میکند.
خنجر او لاله های سرخ نمودهدشمن او ناله های زار گرفته
هوش مصنوعی: خنجر او باعث شده که لالههای سرخ در زمین پدید آید و دشمنش به خاطر این موضوع زاری و ناله کند.
بود دل بیستون ز هیبت تیغشخون چو دل دانه های نار گرفته
هوش مصنوعی: دل من به خاطر هیبت و زیبایی تیغ او از شدت هیجان و احساس، مانند دانههای انار سرخ و پرخون شده است.
بر پل شبدیز جان به آب فرو دادخصم که بد رای خاکسار گرفته
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به یک مبارزه و فداکاری وجود دارد. شخصی با دلیری و شجاعت خود را به آب میزند تا از جان خود دفاع کند. این فرد با این کار، آب را به عنوان دلیلی برای نشان دادن سرنوشت و چالشهایی که با آن روبرو است، انتخاب کرده است. در واقع، او با این عمل به خصم خود نشان میدهد که حتی در سختترین شرایط هم نمیتوان او را شکست داد.
پیش پل تنگ بود قلزم زخارراه برو شاه رهگذار گرفته
هوش مصنوعی: در نزدیکی پل، دریا به تنگی و غلظت افتاده است. ای شاه، به آرامی و با احتیاط در این مسیر حرکت کن.
بر در کرمانشهان کباب ددان بوداز جگر خصم دلفگار گرفته
هوش مصنوعی: در دروازههای کرمانشاهان، کبابهایی از دل دشمنان شجاع تهیه شده بود.
کاسه پر خون میان معرکه کرکساز سر شاهان نامدار گرفته
هوش مصنوعی: در میانه جنگ و هرج و مرج، کاسهای پر از خون که به نشان افتخارات شاهان بزرگ است، توسط کرکسها به نام آنها گرفته شده است.
از در شبدیز تا به حد بخارااز بس خون عدو بخار گرفته
هوش مصنوعی: از دروازه شبدیز تا بخارا، به خاطر خونریزی های دشمن، هوا به شدت گرم و غمناک شده است.
خصم بکوشید تا به جان و پس از عجزهم دلش از جان سوگوار گرفته
هوش مصنوعی: دشمن تلاش کرد تا به جان آسیب بزند و حتی پس از ناتوانیاش، دلش از روی غم و اندوه پر شده است.
حاصل کارش همان که تیغ غلامیهست ز خون دلش نگار گرفته
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که نتیجه تلاش و زحمت شخص، به گونهای شبیه به تیغی است که از خون دل و رنج او به دست آمده و در نهایت آثار و زیباییهایی را به ارمغان آورده است. نشان میدهد که سختیها و دردها میتواند به خلق زیباییها و دستاوردهای ارزشمند منجر شود.
او شده تا دوزخ و برادر ناکسمانده ولیکن اسیر و خوار گرفته
هوش مصنوعی: او به دوزخ رفته است و برادرش که بیهمت و ناتوان است، اما او هنوز در بند و خوار مانده است.
دیر زی ای خسروی که نطفه پاکتهست ز فتح و ظفر شعار گرفته
هوش مصنوعی: ای خسروِ دیرینه، مدت زیادی درنگ کن؛ چرا که نطفه پاک تو، نماد پیروزی و فتح است.
این همه ز اقبال و فر تست که اوراستدایه اقبال در کنار گرفته
هوش مصنوعی: این همه خوشبختی و موفقیتی که به تو رسیده، ناشی از سرنوشت و تقدیر توست که مانند یک پرستار، از آن حمایت و نگهداری میکند.
کار وی از سایه ات مدام چنان بادکو بود از چرخ پیشکار گرفته
هوش مصنوعی: کار او همیشه در سایه توست، مانند این که باد از گردش پیشکار گرفته باشد.
باد فروزنده این دو گوهر پاکتاز صدف دل نه از بحار گرفته
هوش مصنوعی: باد زندهکننده و پرتوان، این دو مروارید ناب که در دل انسان است، نه از دریاها بلکه از صدف دل به دست آمدهاند.
این دو گل تازه رسته از چمن جاننی چو گل از طرف جویبار گرفته
هوش مصنوعی: این دو گل تازهای که از باغ زندگی به میان آمدهاند، همچون گلی نیستند که از کنار آب گرفته شده باشد.
یافته محمود جای سنجر و محمودملک دو شاه بزرگوار گرفته
هوش مصنوعی: محمود، که شخصیتی بزرگ و با اهمیت است، جایگاه سنجر را در اختیار گرفته و ملک محمود نیز شاهی بزرگوار و بزرگ است که در این مقام قرار دارد.
شاه ابوبکر را سعادت کلیهمچو ابوبکر یار غار گرفته
هوش مصنوعی: شاه ابوبکر، به موفقیت و خوشبختی کامل دست یافته است، همچون ابوبکر که در غار همراهی داشت.
باد سعود فلک مظفر دین رادر کنف بخت سازگار گرفته
هوش مصنوعی: باد خوشبختی و شانس در آسمان، دین را در آغوش بختی مناسب قرار داده است.
شاه قزل ارسلان که از دل او هستهشت فلک لطف و کان یسار گرفته
هوش مصنوعی: شاه قزل ارسلان، که سرچشمهٔ وجودش است، نعمتها و برکات هشت آسمان و داراییهای فراوان را به دست آورده است.
آنک سر تیغ اوست در صف مردیقاعده برق سیل بار گرفته
هوش مصنوعی: در اینجا به شباهت یک مرد قوی و پرقدرت با سر تیغ اشاره شده است. او همچون برقی ساطع و مانند سیلی که باران را در خود دارد، توانمندی و قدرتی فراوان را به تصویر میکشد. این تصویر نشاندهنده شجاعت و استقامت اوست.
تافته چون آفتاب ذات تو وز توپرتو اقبال هر چهار گرفته
هوش مصنوعی: وجود تو مانند خورشید روشن و تابناک است و از تو نور و خوشبختی به هر چهار جهت میتابد.
تو چو محمد نشسته در حرم ملکوانگه ازین چار، چار یار گرفته
هوش مصنوعی: تو مانند محمد در مکان مقدس نشستهای و سپس از این چهار چیز، چهار دوست را بهدست آوردهای.
تا که بود آب و نار عمر تو باداچشم و دل خصمت آب و نار گرفته
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگی تو ادامه دارد، دشمن تو باید همیشه در نگرانی و استرس باشد.
جان تو و جان آنکسی که تو خواهیدر حرم لطف کردگار گرفته
هوش مصنوعی: روح تو و روح کسی که تو بخواهی، در آغوش رحمت خداوند قرار گرفته است.
بنده مجیر از خزانه ات صلت امسالبیشتر و زودتر ز پار گرفته
هوش مصنوعی: من از خزانهات بیش از سالهای گذشته و زودتر از همیشه بهرهمند شدهام.