شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف درد و رنج عشق میپردازد. شاعر از احساساتی چون غم و سوختن دل به خاطر عشق میگوید. او اشاره میکند که عقل و درمان از دردهای عشق فرار میکنند و حتی تلاشهایش برای مقاومت در برابر تیرهای محبت بینتیجه مانده است. دل و دیدهاش به خاطر عشق و زیبایی محبوبش پر از درد و خون شده و هیچ قدرتی نمیتواند بر این عشق غلبه کند. در نهایت، او بیان میکند که تمامی احساسات و تجربیاتش در دفتر دلش ثبت شده و هیچ چیزی نمیتواند بر شدت این عشق تاثیر بگذارد.
با غمت دل زحمت جان بر نتافتجان که زلفت دید ایمان بر نتافت
هوش مصنوعی: دل به خاطر غم تو، از جان خسته شده و نمیتواند بیشتر تاب بیاورد. جان من، با دیدن موهای تو، ایمانش را از دست داده است.
عقل با درد تو از درمان گریختبوالعجب دردا که درمان بر نتافت
هوش مصنوعی: عقل از درمان درد تو فرار کرد، چه عجب، دردی که خود درمانش را تحمل نمیکند.
تیر مژگانت ز باریکی که بودچند کردم جهد، پیکان بر نتافت
هوش مصنوعی: من تلاش کردم تا پیکان تیر مژگانت را با باریکیاش از بین ببرم، اما نتوانستم.
دل ز عشق و عشوه گرمت بسوختحجره ای رخت دو سلطان بر نتافت
هوش مصنوعی: دل من از عشق و ناز و کرشمهٔ تو به آتش افتاد و ویران شد، اما عشق تو اجازه نداد که به دیگری توجه کنم.
دیده چون از خون دل پر شد بریختتنگ جایی بود طوفان بر نتافت
هوش مصنوعی: چشم زمانی که از غم و درد پر شد، اشک میریزد و در آنجا تنگنا و فشردگی وجود دارد که طوفانی را نمیتواند تحمل کند.
هر چه می خواهی بکن کز آسمانهیچ نامد بر زمین کان بر نتافت
هوش مصنوعی: هر کاری که میخواهی انجام بده، زیرا از آسمان چیزی به زمین نمیآید که برای تو مناسب باشد.
دفتر از دل ساخت در عشقت مجیرکانچه جورت کرد دیوان بر نتافت
هوش مصنوعی: در دل من با عشق تو، دفتری نوشته شده است، و آنچه که در آن به تصویر کشیدهای، من هیچگاه نمیتوانم از آن چشمپوشی کنم.