شمارهٔ ۳۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شدت وابستگی و عشق خود به معشوق را بیان میکند. او از ماندگاری یاد و محبت معشوق در جان خود سخن میگوید و حتی با وجود درد و جدایی، حاضر به قطع رابطه نیست. شاعر با اشاره به غم و هجران، تأکید میکند که نام و نشانی از عشقش باید در این جهان باقی بماند و هیچ چیز نتواند او را از عشقش جدا کند. او به صبر و تحمل در این رابطه اشاره میکند و میخواهد که پیوندش با معشوق همواره برقرار باشد.
مهر تو هرگز ز جانم نگسلدیاد تو هیچ از زبانم نگسلد
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو هیچوقت از وجود من جدا نخواهد شد و یاد تو همیشه بر زبانم جاری خواهد بود.
از توام بگسست گردون اینت دردچون کنم تا از جهانم نگسلد؟
هوش مصنوعی: از تو رابطهام با دنیا جدا شده است. این درد را چگونه تحمل کنم تا از این جهان من جدا نشوم؟
هجر بدنام تو هم نیک است اگراز جهان نام و نشانم نگسلد
هوش مصنوعی: جدایی و دوری از تو برایم بد نیست، به شرطی که این دوری باعث نشود که نام و یادم از دنیاست قطع شود.
غرقهام در خون وزین بدتر شومگر سرشگ از دیدگانم نگسلد
هوش مصنوعی: من در خون خود غوطهورم و اگر اشک از چشمانم بریزد، وضعیت بدتری پیدا کنم.
وصل خود پیوند جانم کن مگررشتهٔ یکتای جانم نگسلد
هوش مصنوعی: وصلم را به جانم پیوند بده، کاش که رشتهٔ بینظیر جانم پاره نشود.
اندرین میدان که دانی با غمتمیدوانم گر عنانم نگسلد
هوش مصنوعی: در این میدان که میدانی، با غم تو در حال حرکت هستم، البته اگر بخواهم، میتوانم جلوی خودم را بگیرم.
صبر من هر روز گوید کای مجیر!بگسلم زنجیر و دانم نگسلد
هوش مصنوعی: صبر من هر روز به من میگوید: ای دوست! من میتوانم زنجیرهایم را بشکنم، اما میدانم که این زنجیرها هرگز شکسته نخواهند شد.