شمارهٔ ۵۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات و عواطف خود را نسبت به معشوقش بیان میکند. او میگوید که اگرچه ممکن است بعضی از کلماتش با حقیقت درونی او تضاد داشته باشد، اما این حرفها را با تمام وجود و از صمیم قلب میزند. شاعر اهمیت عمیق و وابستگی خود را به معشوق میفهمد و میداند که او نیز از غم او آگاه است و شاید از آن شاد شود. به رغم ابراز بعضی احساسات منفی، او همچنان عاشقانه و صادقانه از دلش سخن میگوید و از رابطهای که بینشان وجود دارد، به شدت در تردید و سردرگمی است. در پایان نیز به یک گفتوگو اشاره میکند که به نوعی در ناخودآگاهش بر او تأثیر گذاشته است.
گر ترا راحت جان می گویمآشکارا نه نهان می گویم
هوش مصنوعی: اگر میخواهی راحتی و آرامش روحیات را بدست آوری، واضح و از روی صداقت صحبت میکنم، نه به صورت پنهانی.
من ترا جان و دل ای عهدشکناز میان دل و جان می گویم
هوش مصنوعی: من به تو، ای کسی که وعدهات را شکستی، از صمیم قلب و جانم سخن میگویم.
به غمم شاد شوی می دانمغم دل با تو از آن می گویم
هوش مصنوعی: میدانم که از غمم خوشحال میشوی، اما به خاطر تو از درد دلم صحبت میکنم.
گرچه گویم که دلم زان تو نیستمی شنو کان به زبان می گویم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه میگويم که دل به تو ندارم، باید بدانی که حقیقتاً از زبانم این سخن را میگویم.
به یقین از تو به دل بر خطرمسخن جان به گمان می گویم
هوش مصنوعی: من به طور یقین نگران دل خود هستم و سخنانی که جانم را تحت تأثیر قرار میدهد، فقط به گمان مطرح میکنم.
من و وصلت ز کجا تا به کجا؟خفته ام یا هذیان می گویم
هوش مصنوعی: من از کجا تا به کجا به تو رسیدم؟ آیا خوابم یا اینکه در حال هذیان گفتنم؟
دوش گفتی که مجیر آن من استاین به گستاخی آن می گویم
هوش مصنوعی: شب گذشته گفتی که او همه چیز من است و من به خاطر این بیپروا حرف میزنم.