شمارهٔ ۵۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شوق و شادی ناشی از مینوشی و مستی اشاره دارد و از معشوق میخواهد که جامی پر از شراب به او بدهد تا بتواند از غم و مصائب دنیای اطرافش کمی فاصله بگیرد. او از زیباییها و جذابیتهای زندگی میگوید و خود را صید دامی میداند که عشق و زیبایی ایجاد کرده است. همچنین، به اهمیت زندگی و لذتجویی از آن تأکید میکند و در نهایت یادآور میشود که همهی اینها در سایه عشق و زیبایی میگذرد و آنها تنها بهانههایی در این مسیر هستند.
می درفگن به جام که مست شبانهایمما را سهگانه ده که درین ره یگانهایم
هوش مصنوعی: به ما بگویید که در این شب دلانگیز، جام را پر کنید و به ما نیکویی دهید، زیرا در این مسیر، ما تنها هستیم و به هم پیوستهایم.
زان جام آبگینه به رغم زمانه زودآبی بده که تشنه به خون زمانهایم
هوش مصنوعی: از آن جام شفاف و زیبا، با وجود تمام مشکلات و سختیهای زمان، زودتر آب زود بیاور که ما در این زمانه به شدت تشنهایم و نیاز به شادی و آرامش داریم.
از زلف و خال، دانه و دامی بساز از آنکما صید عالم از پی این دام و دانهایم
هوش مصنوعی: با ایجاد زلف و خال، دانه و دام به وجود آور، زیرا ما به دنبال این دانه و دام هستیم و در واقع صید این دنیا به حساب میآییم.
ار نقل و شمع نیست ز لب نقل ما بسازما خود چو شمع از آتش دل در میانهایم
هوش مصنوعی: اگر نقل و شمعی در کار نیست، خودمان بساطی میسازیم. ما مانند شمع، از عشق و آتش درونمان روشن هستیم و دروسط جمع قرار داریم.
از مدح شاه و جام می لعل چاره نیستتا پای بست گردش این جام خانهایم
هوش مصنوعی: حرف از ستایش پادشاه و شراب قرمز به جایی نمیرسد، زیرا ما تا آخرین لحظه در حال نوشیدن این شراب هستیم.
شهزاده پهلوان که همیگویدش جهانمقصود کاینات تویی ما بهانهایم
هوش مصنوعی: شهزادهای که خود را اصل و محور عالم میداند، میگوید هدف اصلی وجود، خود تو هستی و ما فقط بهانهایم.