شمارهٔ ۶۴
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و غمناک عاشق است. شاعر به خیالی که از معشوقش در ذهن دارد اشاره میکند و از درد و افسردگی ناشی از دوری و بیوفایی صحبت میکند. او به نالهها و افغانهای خود اشاره میکند که گویی از آسمان به زمین میرسند. شاعر به مضطرب بودن دلش در اثر عشوههای معشوق پرداخته و از بار سنگین غم و اندوه خود میگوید. به طور کلی، این شعر حس تنهایی، غم و دلشکستگی را به تصویر میکشد.
گر ز چشم من خیالت یک زمان برخاستیطمع دل زان طره عنبر فشان برخاستی
هوش مصنوعی: اگر یک لحظه از یاد من بروی، دل من به زیبایی موی خوشبو و عطر آن دچار حسرت خواهد شد.
ور به شب گردون شنیدی ناله و افغان مناز فغان من ز گردون صد فغان برخاستی
هوش مصنوعی: اگر در آسمان شب صدای ناله و آه من را شنیدی، بدانی که از درد و رنج من، صدای فغان بسیاری از گردون به گوش رسیده است.
گر نبودی بر زمین بار غمم شک نیستیکز سبکساری زمین چون آسمان برخاستی
هوش مصنوعی: اگر بار غمم بر دوش من نبود، به یقین زمین خیلی سبکتر از آسمان مینمود و به راحتی به اوج میرفت.
بی وفا یاری و گر من بودمی خصم وفازود رسم بی وفایی از جهان برخاستی
هوش مصنوعی: اگر یار من بی وفا است و من دشمن وفا باشم، به زودی بی وفایی از این جهان رخت برخواهد بست.
دل ز بیم جان اسیر عشوه های گرم تستگر دل من دل بدی از بند جان برخاستی
هوش مصنوعی: دل من از ترس جان به دام فریبندگیهای تو گرفتار است. اگر تو دل من را بهم بزنی، توانستهام از بند جان رهایی یابم.
لاشه دل بس گرانبارست از آن در ره فتادآه اگر از زیر این بار گران برخاستی
هوش مصنوعی: دل مثل یک بار سنگین شده از غم و اندوه، وقتی که در مسیر زندگی میافتد. اگر بتوانی از زیر این بار سنگین بلند شوی، وای به حالت!
در میان غم مجیر از جان خجل شد کاشکییا مجیر خسته یا غم زین میان برخاستی
هوش مصنوعی: در میان غم، مجیر از شدت ناراحتی شرمنده شد. ای کاش یا مجیر احساس خستگی میکرد، یا اینکه از این غم و اندوه خارج میشد.