شمارهٔ ۲۱
هوش مصنوعی: این شعر به احساس امید و شادی پس از غم و اندوه اشاره دارد. شاعر از رویش و شکوفایی نهال عیش و زندگی سخن میگوید و بیان میکند که دلهای زخمخورده سرانجام به خوشی و شادکامی خواهند رسید. وی همچنین به تضاد بین زیبایی و درد در زندگی اشاره کرده و میگوید که اگرچه مشکلات وجود دارند، اما شادیهای بیپایان در راه است. از مراسم و بزمهای پر از موسیقی و شادی صحبت میشود و در نهایت، امید به لطف الهی و رسیدن به شادی و نشاط مطرح میگردد. اشعار حاکی از این است که پس از هر دشواری، خوشی در انتظار است.
جهان فتح من آخر به نوبهار رسدنهال عیش من آخر به برگ و بار رسد
هوش مصنوعی: دنیا در نهایت به بهار تازهای خواهد رسید و زندگی شادابی که برای خود دارم، در نهایت به ثمر خواهد نشست.
دلی که کوفته رنج و زخم خورد غم استبه عیش و عشرت بی حد و بی شمار رسد
هوش مصنوعی: دل که با درد و رنج آشنا شده، به شادی و خوشیهای بیپایان میرسد.
امید هست کزین پس نوا و واله زیربه بزم ما بدل ناله های زار رسد
هوش مصنوعی: امید دارم که از این به بعد، آهنگ شاد و سرور به محفل ما بیاید و نالههای غمانگیز و زاری به پایان برسد.
اگر به خاطر هرکس ز گلستان جهانگهی نسیم گل و گاه زخم خار رسد
هوش مصنوعی: اگر به خاطر هر کسی در زندگی، گاهی نسیم خوشبوی گل را احساس میکنی و گاهی هم زخم خار را، این نشان میدهد که زندگی پر از لحظات خوب و بد است.
چشیدایم بسی زخم خار، وقت آمدکه کار ما به گل لعل آبدار رسد
هوش مصنوعی: ما بارها درد و زخمهای زیادی را تجربه کردهایم، اما اکنون زمان آن رسیده که به نتیجه شیرین و زیبایی دست پیدا کنیم.
به عذر یک غم دل گیر کز زمانه رسیدنشاط و خرمی و کام دل، هزار رسد
هوش مصنوعی: به خاطر یک غم که از زمانه به دل رسیده، هزار خوشی و شادابی و خوشبختی به انسان میرسد.
ز خوش دلی و طرب دست باز نتوان داشتاگر به خاطر ما گه گهی غبار رسد
هوش مصنوعی: اگر از شادی و خوشحالی دل خوش باشی، نمیتوانی دست خود را باز کنی و هر چه میخواهی به دست آوری؛ زیرا گاهی اوقات مشکلات و غبارهایی بر سر راهمان میآید که ما را دچار نگرانی میکند.
ز چشم زخم فنا . . .ز روزگار چنین غم به روزگار رسد
هوش مصنوعی: از آسیبهای دنیوی و بدبینی دیگران، غم و اندوه به حال و روز زندگی انسان میرسد.
که گفت یا که؟ گمان برد کز زمانه به ماغم بزرگ به یک سال در دو بار رسد
هوش مصنوعی: کیست که فکر کند در این دنیا، غم بزرگ فقط در یک یا دو بار در سال به سراغ ما میآید؟ در واقع، مشکلات و غمها همیشه در زندگی وجود دارند.
رسید موسم آن کز شرابخانه لطفبه دست ما مدد جام خوشگوار رسد
هوش مصنوعی: فصل آن فرا رسیده که از میخانه مهربانی، به ما جامی خوشمزه و دلپذیر برسد.
ز تاب دل به سر زلف تابدار رسیمچو عاشقی که ز هجران به وصل یار رسد
هوش مصنوعی: از درد دل به موهای خوش حالت آن معشوق میرسیم، مانند عاشق که بعد از دوری، به وصال محبوبش میرسد.
به گوش ما بدل ناله های غمزدگانحدیث و نکته چون در شاهوار رسد
هوش مصنوعی: وقتی که نالههای غمگینان به گوش ما میرسد، حرفها و نکات آنها مانند داستانی مهم و ارزنده به ما میآید.
طرب رسد ز پس غم چنانکه وقت خزاننسیم کوکبه لطف نوبهار رسد
هوش مصنوعی: شادی به دنبال اندوه میآید، مانند اینکه در فصل پاییز، نسیم ملایم و دلپذیری از محبت بهار به ما میرسد.
خروش بربط و بانگ سرود و ناله چنگز بزم بر فلک سبز زر نگار رسد
هوش مصنوعی: صداهای دلپذیر بربط و سرود و نالهی چنگ از میهمانی به آسمان میرسد و زیباییهای آن را پر میکند.
طراز حاصل این جمله آن تواند بودکه سوی ما مدد لطف کردگار رسد
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که نتیجه این گفته میتواند این باشد که کمک و لطف پروردگار به ما میرسد.