شمارهٔ ۳۴
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر ناامیدی و اندوه شاعر است. او در زندگی به دنبال شادی نمیگردد و تنها اندوه و افسردگی را تجربه میکند. شاعر به زیبایی و خوشی جوانی اشاره میکند، اما او نیز از وجود خار و غم در آن گلستان گلایه دارد. او تکرار میکند که هیچ نشانی از خوشحالی و آسودگی نمیبیند و هر روز با رنج و آزار روبرو است. به نظر میرسد که عزیزانش نیز از او رفتهاند و او تنها به یاد آنها غمگین است. شاعر در نهایت به لطف خدا اشاره میکند و به امید بهتر شدن وضع خود، به آن تکیه میزند.
منم آن کس که شادی را سر و کاری نمیبینمبه عالم خوشدلی را روز بازاری نمیبینم
هوش مصنوعی: من فردی هستم که هیچ ارتباطی با شادی ندارم و در دنیای خوشیها، روزی را نمیبینم که بتوانم به راحتی و خوشحالی بگذرانم.
درختی طرفه شد عالم که من چندان که میجویمبه جز اندوه و اندیشه بر او باری نمیبینم
هوش مصنوعی: درختی شاخهدار و زیبا در این دنیا وجود دارد که هر چه بیشتر به جستجوی آن میروم، تنها حس غم و تفکر را در آن مییابم و چیز دیگری نمیبینم.
جوانی گلستان خرم و تازه است و من هرگزگلی زین گلستان تازه بیخاری نمیبینم
هوش مصنوعی: جوانی مانند یک باغ سرسبز و شاداب است و من هیچ گلی را در این باغ سرسبز نمیبینم که بدون خار باشد.
درین دوران دل خرم بدان آوازه میماندکز او جز نام و آوازه من آثاری نمیبینم
هوش مصنوعی: در این زمان، دل شاداب من به خاطر شهرتی که دارم، باقی میماند و جز نام و آوازهام از او هیچ نشانهای نمیبینم.
دلی آزاد وقتی خوش نه روزی بلکه یک ساعتبه عالم گر کسی دیدست من باری نمیبینم
هوش مصنوعی: دل آزاد و بیقید که خوش باشد، نه فقط در روز، بلکه حتی یک ساعت اگر کسی در دنیای پیرامون ببیند، من هیچگاه چنین احساسی را تجربه نکردهام.
کدامین روز کز گردون سیه میغی نمیخیزد؟کدامین شب که ایام آزاری نمیبینم؟
هوش مصنوعی: کدام روزی هست که از آسمان تاریک هیچ غم و مشکلی برنخیزد؟ کدام شبی وجود دارد که من داغ و ناراحتی را احساس نکنم؟
ز اسباب طرب در طبع جز وحشت نمییابمز انواع فرح بر دل به جز باری نمیبینم
هوش مصنوعی: از عناصر شادی در وجودم جز ترس و ناامیدی نمیبینم و از انواع خوشحالیها برای دل خود جز بار سنگینی احساس نمیکنم.
فلک از پار تا امسال با من تند شد زآن سانکز او هر لحظه جز رنجی و آزاری نمیبینم
هوش مصنوعی: از زمانی که سالها پیش آغاز شد، به نظر میرسد آسمان بر من خشمگین شده و من هیچ جز رنج و درد از آن نمیبینم.
چه سود ار کار من هر روز بالا بیشتر گیرد؟چو من خود را به وقت عیش بر کاری نمیبینم
هوش مصنوعی: چه فایده دارد که هر روز بیشتر تلاش کنم؟ وقتی در زمان لذت و خوشی، خودم را مشغول به کار نمیبینم.
عزیزان رفتهاند از چشم و غمْشان مانده اندر دلبه غم خوردن ز خود بهتر سزاواری نمیبینم
هوش مصنوعی: عزیزان از دیدم دور شدهاند و غم آنها در دل من باقی مانده است. احساس میکنم که برای غم خوردن از خودم، سزاواری بهتر از این ندارم.
نگهدارم در این حالت مگر هم لطف حق گردد؟که من بهتر ز لطف حق نگهداری نمیبینم
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که من در این وضعیت تحت حمایت و حفاظت قرار بگیرم، مگر اینکه این حمایت لطفی از جانب خداوند باشد؟ زیرا من چیزی بهتر از حمایت و مراقبت خداوند نمیبینم.