شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: این شعر به زیباییهای طبیعت و عشق شاعر به یک آدم خاص میپردازد. شاعر با توصیفاتی زیبا، لطافت و دلنشینی طبیعت را به ستایش میکشد و میگوید که اثر تو (آن شخص) دستکم به اندازهی هزار جان ارزشمند است. همچنین، او اشاره میکند که وجود تو در زندگیاش بسیار با ارزش و گرانبهاست. شاعر در نهایت تأکید میکند که با وجود ارزشمندی چیزها، عشق واقعی و عمیق او به آن شخص از هر چیزی بالاتر است، حتی از گلاب مشهور اصفهان.
ای آنکه لطیفه های طبعتاجرا ده صد هزار جان است
هوش مصنوعی: ای کسی که لطافتهای ذاتیات را به نمایش میگذاری، هزاران جان در وجودت زنده است.
کلک تو به شکل هست ماریکش آب حیات در دهان است
هوش مصنوعی: قلم تو به شکلی شبیه مار، نوشیدنی جاودانی را در دهان دارد.
با همت تو چهار طاقی استاین سقف که نامش آسمان است
هوش مصنوعی: با تلاش و اراده تو، این سقف که به آن آسمان میگویند، به شکل یک چهار طاقی درآمده است.
در هر چه همی کنم تأملقدر سخنت ورای آن است
هوش مصنوعی: در هر کاری که انجام میدهم، باید به عمق و اهمیت کلامم بیشتر از آنچه که به نظر میرسد، توجه کنم.
طبعم چو ز بهر مدحت توماننده گل همه دهان است
هوش مصنوعی: طبیعت من وقتی در پی ستایش توست، به مانند گلی است که همه گلبرگهایش باز شدهاند.
شاید که ز من گلاب خواهییعنی که وجود در میان است
هوش مصنوعی: شاید تو بخواهی از من عطر گل بگیری، یعنی اینکه من هم در این دنیا وجود دارم.
با این همه از مجیر جان خواهچه جای گلاب اصفهان است؟
هوش مصنوعی: با وجود این همه زیبایی و جذابیت که در زندگی وجود دارد، دیگر چه نیازی به گلاب اصفهان است؟