شمارهٔ ۸۵
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها به خداوند عرض میکند که شش طاق پیروزه (به معنای آسمان یا سپهر) به قدری ارزش ندارد که انسان بخواهد لب خود را با آن بالا ببرد، زیرا آن آسمان هیچ کاره است جز تغییر و تحول. او بیان میکند که اگر دندانش را نشان دهد، بهتر از آن است که با آن آسمان سخن بگوید. همچنین، شاعر به این موضوع اشاره میکند که خداوند او را با ویژگیهای خاصی آفریده و حالا او دچار رنج و درد دندان شده است، ولی چون دردش را به خوبی بیان نمیکند، همچنان رنج را تحمل میکند.
خداوندا ترا گفتم که این شش طاق پیروزهکه خوانندش سپهر نیلی و گردون مینایی
هوش مصنوعی: ای خدا، من به تو گفتم که این آسمان وسیع که به رنگ آبی و زینتافزای آن میگویند، همانند گنبدی شگفتانگیز است.
نیرزد آنکه تو با او لب زیرین کنی بالاکه او را نیست کاری در جهان جز زیر و بالایی
هوش مصنوعی: احمقانه است که تو به خاطر او خودت را پایین بیاوری، زیرا او در دنیا هیچ کار مهمی ندارد جز اینکه هر از گاهی بالا و پایین برود.
بدو دندان نمایی باز بهتر زان بود صدرهکه با او در سخن روزی زبان خود بیالایی
هوش مصنوعی: بهتر است که در گفتگو با او، دندانهای خود را نشان دهی، زیرا این کار از آن بهتر است که در برابر او روزی زبانت را به چالش بکشی و به دردسر بیفتی.
تو چون نشنیدی این معنی کرم را کار فرمودیکه در طبع تو بنهادست حق شوخی و رعنایی
هوش مصنوعی: چون تو این سخن را نشنیدی، خداوند کاری کرد که در ذات تو طبعی شوخ و زیبا وجود آورد.
کنون رنجوری از دندان و من در لب همی گویمکه از دندان شوی رنجه چو دندان باز ننمایی
هوش مصنوعی: اکنون من از درد دندان رنج میبرم، اما در لبهایم میگویم که اگر دندان خود را نشان ندهی، رنج را احساس نخواهی کرد.