شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: شعر به صورت حسی و عاشقانه به تصویر کشیده شده است. شاعر از مهتاب (بدر) میخواهد که او را سیراب کند و از غمهایش بکاهد. او به عشق و اشتیاقش اشاره میکند و از درد و رنجی که به خاطر جدایی متحمل شده، سخن میگوید. همچنین از یک مجلس شاد و خوشحال صحبت میکند که در آن یاد و نام محبوبش زنده است. در کل، شعر اندوه و شادی عشق را در کنار هم به تصویر میکشد.
لاح الصباح المختفی والدیک نادی بالطربقم فاسقنی ثم اسقنی یا بدر ماء کاللهب
هوش مصنوعی: صبح پنهان شده است و صدای مرغ سحر در گوش میپیچد. بیدار شو و مرا سیراب کن، سپس مرا از آبی بده که مانند شعلهی آتش درخشان است.
می ده مرا می ده مرا کاندر غمت می به مرالب بر لب امشب نه مرا کامد ز غم جانم به لب
هوش مصنوعی: به من شراب بده چون در غمت هستم. امشب به لبم نرسید، چون غم جانم را به لب آورده است.
یا من له قلبی فدا و صلا علی رغم العدیقد جاوز الهجر المدی والصبر افناه الطلب
هوش مصنوعی: ای کسی که قلبم فدای توست و به رغم دشمنان، در عشق تو فراتر از فاصلههای دور رفتهام و صبرم زیر فشار خواستهها از بین رفته است.
شعر مجیر ای ماه نو بسرای بعد از راه تودر بزم شروانشاه نو شاه فریدونی نسب
هوش مصنوعی: ای ماه نو، بعد از آمدنت، در جشن و شادی شروانشاه، شعر زیبایی را بسرای. تویی که نسبت به شاه فریدون داری.