شمارهٔ ۲۸
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به بیان احساس غم و درد ناشی از دوری معشوق میپردازد. او میگوید که صبرش بدون اراده است و چشمها هر شب پر از اشک و طوفانند. دلش پر از دردهای بیپایان است، اما با این حال راضی است چون عشقش در جانش جاری است.
در کوی غم تو صبر بی فرمانستدر دیده ز اشگ هر شبی طوفانست
هوش مصنوعی: در محلهای که تو حضور داری، صبر دیگر فرمانبردار نیست و هر شب در چشمانم دریایی از اشک به راه میافتد.
دل را ز تو دردهای بیدرمانستبا این همه راضیم سخن در جانست
هوش مصنوعی: دل من به خاطر تو پر از درد و رنجی است که درمانی ندارد، اما با این حال از این وضعیت راضیام؛ زیرا که این احساس عمیق، زندگی را برای من معنا میدهد.