تناجی
مجیرالدین بیلقانی

شمارهٔ ۳۹

بس دل که ز عشق تو سر خویش گرفتبس جان که به بازار تو از دست برفت
عالم همه سوختی وزین کم نکنیتا بر رخت آتشست و در پیش تو نفت