تناجی
مجیرالدین بیلقانی

شمارهٔ ۴۰

آنرا که بد امید وصال از چشمتدور از لبت افتاد به حال از چشمت
وان دل که ز عشق حله در گوش تو شدخورده ست هزار گوشمال از چشمت