شمارهٔ ۴۵
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به توصیف حالتی از عشق و جدایی میپردازد. او میگوید که وقتی معشوقش به او میرسد، لحظهای نمیایستد و زود میرود. شاعر در غم جدایی او میگرید، اما معشوق به جای همدردی، به گریه او میخندد.
با من چو شبی به وصل در پیونددننشسته هنوز رخت بر می بندد
هوش مصنوعی: وقتی که شب به وصال من میرسد، او هنوز نشسته و در حال خداحافظی نیست.
بنشینم و در فراق او می گریمبرخیزد و بر گریه من می خندد
هوش مصنوعی: من نشستهام و به یاد او اشک میریزم، اما او از دور مرا میبیند و بر اشکهایم میخندد.