تناجی
مجیرالدین بیلقانی

شمارهٔ ۴۸

دهر ار چه غم نامتناهی دارددر کار دلم بسی تباهی دارد
عاجز شده ام از آنکه این موی سپیداز بهر چه در سرم سیاهی دارد