شمارهٔ ۱۱۲
هوش مصنوعی: شاعر در این بیت از اشتیاق و غم خود در شب جدایی محبوبش سخن میگوید. او میگوید در این شب تاریک، روزش به پایان رسیده و تنها در غم محبوبش مانده است. کسی نیست که به او دلسوزی کند و او تصمیم میگیرد که از احساساتش بگوید و دلش را برای محبوبش باز کند.
چون در شب هجر تو فرو شد روزمواندر غم تو نیست کسی دلسوزم
هوش مصنوعی: وقتی در شب جداییات روز من تاریک شد و در غم تو هیچکس نیست که به من دل بسوزاند.
آن به که ذخیره از سخن پردازموز جان به لب رسیده لب بردوزم
هوش مصنوعی: بهتر است که از صحبتهای اضافی بپرهم و وقتی به نقطهی خستگی رسیدم، سکوت کنم و چیز دیگری نگوییم.