شمارهٔ ۷۶ - در مدح ابومنصور
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذبه معشوقی است که شبیه گل و خوشبوی عطر است. شاعر از غم فراق و درد دل خود میگوید و به توصیف زیباییهای معشوق میپردازد که همچون جواهر درخشان و گوهری پرارزش برای اوست. او همچنین به قدرت و شجاعت امیر ناصرالدین اشاره میکند، که نه تنها در جنگ پیروز است، بلکه در اداره حکومت نیز موفق و بزرگوار است. شاعر به زشتیهای دنیا و نهانبودن عیوب معشوق اشاره دارد و در نهایت به اهمیت صبر و شکیبایی در مقابل مشکلات زندگی تأکید میکند. شعر به نوعی هم مدح معشوق و هم ستایش از بزرگی و شجاعت انسانی است.
رخ چو لاله شکفته بر گل سورزلف چون میغ در شب دیجور
چهرهات مانند غنچه تازه دمیدهای است از گل سرخ و موهایت سیاه همچون ابر در شب تاریک.
یابد از رنگ آن، بهار بهاخیزد از بوی این، بخار بخور
بهار، زیباییاش را از آن دارد (از رخ تو) و عود معطر، بوی خوشش را از این (موی تو)
ویل کرده بر غم رنج مراساج بر عاج و مشگ بر کافور
مرا دردمند کرده است زیبایی ساج بر عاج و مشک بر کافور. (سیاهی موی بر سپیدی رخ)
زان میانِ چون میانِ زنبورشزرد و زارم چو زیر بر تنبور
از آن کمر باریک که بهشکل کمر زنبور است همچون صدای زیر تنبور در زاری هستم.
تنگدل زان دهان چون سفتهبرگ لاله بسوزن زنبور
غصهدار آن لبان هستم که مثل برگ گل لالهای است که توسط نیش زنبور سوراخ شده است.
شیره بارد همیشه دیده مناز غم آن دو خوشه انگور
چشم من همیشه پر از اشک است از حسرت آن دو خوشه انگور.
می هجرانش می خورم هر شبهمه روز از دو چشم او مخمور
هوش مصنوعی: هر شب به یاد جداییاش مشغول میشوم و در طول روز به خاطر نگاهش سرمست و شگفتزده هستم.
دهنش پر ز لؤلؤ منظومسخنش همچو لؤلؤ منثور
هوش مصنوعی: دهانش پر از مروارید است و سخنانش مانند مرواریدهایی ریز و پراکنده زیبا و دلنشین است.
لیک با من سخن نگوید هیچگر بخوانم بر او هزار زبور
با من سخن نمیگوید حتی اگر هزار سخن زیبا برای او بگویم.
تن و جانم ز چشم او پیچاندیده و دل ز زلف او رنجور
هوش مصنوعی: بدن و جانم تحت تأثیر نگاه او در تلاطماند و دلم از موهای او رنج میکشد.
همچو از تیغ تیز میر اجلخان و خاقان و قیصر و فغفور
هوش مصنوعی: مرگ به مانند تیغ تیزی است که بر سر خانها، پادشاهان و فرمانروایان سایه انداخته و همه را تحت تاثیر قرار میدهد.
تاج میران و مهتران جهانناصرالدین امیر ابومنصور
هوش مصنوعی: این شعر به تشکر و ستایش از کسی اشاره دارد که به عنوان سرور و رئیس در میان فرمانروایان و بزرگان شناخته میشود. نام او به عنوان الگوی عظمت و مقام در جهان مطرح شده است.
کین و جنگس دلیل ماتم و غممهر و صلحش نشان سور و سرور
هوش مصنوعی: جنگ و خونریزی باعث اندوه و ماتم است، در حالی که عشق و صلح نشانه شادی و خوشحالی هستند.
نشود هیچ عیب از او پیدانبود هیچ غیب از او مستور
هوش مصنوعی: هیچ عیبی از او مشخص نمیشود و هیچ رازی از او پنهان نیست.
خیل ابخازیان از او مقتولقوم قاوردیان از او مقهور
هوش مصنوعی: گروه زیادی از مردم ابخاز به دست او کشته شدهاند و قبیله قاوردیان به خاطر او تحت تسلط و شکست قرار گرفتهاند.
نکشد بار تیر او بارهنکند سود با سنانش سور
هوش مصنوعی: تیر عشق او آنقدر سنگین و کشنده است که هیچ بار و باری نمیتواند از آن رهایی یابد و حتی با زخمهایش هم کسی سودی نمیبرد.
تیغش از لشگر و سران سپاهکرد گرگان و کرکسانرا سور
هوش مصنوعی: تیغ او از لشکر و فرماندهان قویتر است و گرگان و کرکسان را به ترس و تنگنای سختی میاندازد.
گرچه از چه کشید بیژن رارستم از دست تور دختر تور
هوش مصنوعی: هرچند رستم بیژن را از دست دختر تور نجات داد، اما او نیز رنجها و سختیهای خاص خود را تحمل کرد.
در همه کارها که رستم کردنبود پیش رزم او مقدور
هوش مصنوعی: در تمام کارهایی که رستم انجام داد، هیچ کس توانایی مقابله با او را نداشت.
او بشمشیر میر فضلون رابستد از کف کافران کفور
هوش مصنوعی: او شمشیر میرفضلون را از دست کافران ستمگر گرفت.
کافرانی دلیر چون رستممیر شان چون فراسیاب غیور
هوش مصنوعی: کافرانی شجاع مانند رستم و حاکمانی سختگیر مانند فرسیا هستند.
پس از این هیچ نامه ای بجهاننبود جز بفتح او مسطور
هوش مصنوعی: پس از این دیگر هیچ نامهای در جهان وجود نخواهد داشت جز این که با نام او آغاز شود.
تخت شاهی از او شده روشنهمچو از نور ایزدی که طور
هوش مصنوعی: تخت پادشاهی به خاطر او درخشان و روشن شده است، درست مثل نوری که از خداوند ناشی میشود.
هرکه یک سطر مدح او بنوشتنکشد رنج نیزه و ساطور
هوش مصنوعی: هرکس یک جمله در ستایش او بنویسد، دیگر زحمت آسیب و قساوت را نخواهد کشید.
کشتگان نیاز و سختی راجان دهد جود او چو نفخه صور
هوش مصنوعی: کسانی که در جستجوی کمک و در شرایط دشوار قرار دارند، همچون افرادی هستند که با نفس حقطلبی و بخشندگی او جان تازهای میگیرند.
ای امیری که مر تو را هستندهمه میران و سرکشان مأمور
هوش مصنوعی: ای امیر، که همه فرمانروایان و سرکشان زیر دست تو هستند و به تو وابستهاند.
هر سرابی ز تو شود دریاهر خرابی ز تو شود معمور
هوش مصنوعی: هر چیزی که از تو نشأت بگیرد، مانند سراب به دریا تبدیل میشود و هر ویرانی که به تو مربوط باشد، به آبادانی بدل خواهد شد.
آن کسی کایزدش کند یاریو آن تنی کش خرد بود دستور
هوش مصنوعی: کسی که خداوند به او کمک کند و شخصی با درک و دانایی باشد، به عنوان رهبر و راهنما شناخته میشود.
بر سپاه مخالفان همه سالچون تو باشد مظفر و منصور
هوش مصنوعی: اگر تو هر سال مانند مظفر و منصور به جنگ با مخالفان بروی، حتماً در میدان جنگ پیروز خواهی شد.
بر زمین نام تو بمردی وجودهست چون مه بر آسمان مشهور
هوش مصنوعی: بر زمین، نام تو تا ابد باقی خواهد ماند، همانگونه که ماه در آسمان شناخته شده و مشهور است.
جود و مردی ز تو عجب نبودهمچو از مشگ بوی و از مه نور
هوش مصنوعی: نیکویی و بزرگواری تو چیز عجیبی نیست، مثل اینکه از مشک بویی به مشام برسد و از ماه نوری بتابد.
تو بخواهنده شادتر باشیکه بمعشوق عاشق مهجور
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی خوشحالتر باشی، عشق تو باید از محبوبی که در دوری است، دوری کند.
ناصبوری بگاه دادن خیرباز هنگام کارزار صبور
هوش مصنوعی: در زمان نبرد، انحطاط و بیتابی نکن، چرا که باید در حین کارزار صبر و تحمل داشته باشی.
هست چون نام تو بمردی وجودهفت کوکب بر آسمان مشهور
هوش مصنوعی: نام تو همچون ستارهها در آسمان میدرخشد و وجود تو را به زندگی میبخشد.
مردی و رادی از تو هست پدیدنفرت و زشتی از تو هست نفور
هوش مصنوعی: مردی وجود دارد که از تو بیزار است و از تو حس نفرت و زشتی در دلش وجود دارد.
هرچه یابی همه ببخشی پاکنشوی غره زین جهان غرور
هوش مصنوعی: هرچه به دست آوری، همه را ببخش و فریب دنیا را نخور. زندگی و دنیا فریبی بیش نیست.
در دیاری بود که حرب کنیجاودانه معصفری غصفور
هوش مصنوعی: در یک سرزمین، چیزی وجود داشت که در آن جنگ همیشه ادامه داشت و مردم همواره در حال مبارزه و تلاش بودند.
بر زمینی شود که سازی بزمسنگ چون زر و خاک چون کافور
هوش مصنوعی: به زمینی میرسد که سنگ آن مانند طلا و خاکش مانند کافور سفید و خوشبو است.
ای بهنگام بزم چون بهراموی بهنگام رزم چون شاپور
هوش مصنوعی: تو در زمان جشن و شادی مانند بهرام استی و در زمان جنگ و نبرد مانند شاپور.
دوری آن جوید از برت که بودببر دیو جان او مزدور
هوش مصنوعی: کسی که از تو دوری میکند، در واقع به دنبال نجات خود از دست مشکلات و خطراتی است که او را تهدید میکند. این فرد به نوعی تحت کنترل و تأثیر نیروهای منفی قرار دارد و میخواهد از آنها فاصله بگیرد.
همه شادیست بهره جان تراشاد بادی ز کردگار غفور
هوش مصنوعی: تمام شور و شادی در زندگی توست؛ پس از جانب خداوند بخشنده، روح تو را شاد نگهدار.
همچو منشور دادیش بدهیبدو گیتی دهادت او منشور
هوش مصنوعی: اگر همچون منشوری که به تو دادهاند، زندگی کنی و رفتار کنی، جهان نیز به تو پاسخ خواهد داد و همه چیز را به تو خواهد بخشید.
شکر این بنده از تو نیست عجبکه همه عالم از تو هست شکور
هوش مصنوعی: این بند به این معناست که سپاسگزاری این بنده از تو نیست، بنابراین تعجبی ندارد که تمام دنیا شکرگزار توست. این بیان میکند که شکر و سپاس از خداوند طبیعی و قابل درک است.
گر نیاید همی بخدمت تودار او را بمردمی معذور
هوش مصنوعی: اگر او نتواند به خدمت تو بیاید، او را به خاطر انسان بودنش عذر بگذار.
که چنانست پایش از نقرسکه بر او چون قبور گشته قصور
هوش مصنوعی: پای او به گونه ای است که به بیماری نقرس مبتلا شده و مانند گورها، دچار تغییر و تیرگی شده است.
تا بود زاری از نمودن دیوتا بود شادی از شنودن حور
هوش مصنوعی: هرگاه در زندگی، از حضور شیاطین و مشکلات مینالیم، شادی و خوشحالی نیز از شنیدن خوبیها و زیباییها به وجود میآید.
باد زاری ز دوستان تو فردباد شادی ز دشمنان تو دور
هوش مصنوعی: اگر دوستانت در غم و اندوه به سر ببرند، این نشاندهنده حال ناخوشایند آنهاست، اما اگر دشمنانت شاد و خوشحال باشند، بهتری این است که از آنها دوری کنی.