شمارهٔ ۱۹۰ - در مدح ابونصر مملان
هوش مصنوعی: این شعر توصیفی از زیباییها و قدرتهای الهی یا شاهانه سوسن و سنبل و تأثیرات عمیق آن بر دلها و جانهاست. شاعر به شکلی پرشور به تمجید از جمال و جادوگری دلربای این گلها میپردازد و آنها را به یکدیگر پیوند میزند. سوسن و سنبل به عنوان نمادهای زیبایی و عشق، بر گلها و انسانها تاثیر میگذارند و دلها را اسیر میکنند. شاعر عشق و فریبندگی این گلها را با دیگر زیباییها مانند سرو و نار قیاس میکند و به قدرتی اشاره میکند که میتواند دلهای سخت را نرم کرده و امید و شادی را در زندگی پدید آورد. در پایان، شاعر از خدای خود درخواست میکند که دستان او را در زندگی و پیروزی بر دشمنان و نگهداری از موجودات عالم یاری کند.
ایا سروی که سوسن را ز سنبل سایبان کردیز بوی سوسن و سنبل جهان پر مشگ و بان کردی
هوش مصنوعی: آیا تو، آن سرو را که سایهبان گلهای سوسن شدی، با عطر سوسن و سنبل بوی خوش و عطر جهان را پر کردی؟
فکندی بر گل از عنبر هزاران حلقه و چنبربزیر هر یک از عمدا یکی جادوستان کردی
هوش مصنوعی: تو بر روی گلها از عطر خوش عنبر، هزاران حلقه و دایره قرار دادی و زیر هر یک از آنها، به طور عمدی یکی از جادوگران را قرار دادی.
یکی را دل شکن کردی یکی را دل گران کردییکی را دل سپر کردی یکی را جان ستان کردی
هوش مصنوعی: تو دل برخی را شکستی و برخی را به فکر واداشتی، برخی را عاشق و دلبسته کردی و برخی دیگر را بیجان و خسته کردی.
کشیدی غالیه بر کل فکندی بر سمن سنبلیکی را دام دل کردی یکی را بند جان کردی
هوش مصنوعی: تو با دستان هنرمندت، زنجیری زیبا برای گلی از سنبل بافتهای؛ یکی را به دل پیچاندی و دیگری را به روح و جان خود گره زدی.
نه مشگت سوزد از آتش نه آتش میرد از باراننه آن را زین بیازردی نه این را زان زیان کردی
هوش مصنوعی: نه مشک از آتش رنج میبرد و نه آتش میتواند از باران بمیرد. نه آن یکی به خاطر این یکی آزار میبیند و نه این یکی از آن یکی دچار زیان میشود.
بگل گویند نتوان کرد پنهان ماه تابان راتو اندر غالیه خورشید تابان را نهان کردی
هوش مصنوعی: در این بیت به زیبایی و روشنی ماه و خورشید اشاره شده است. گفته میشود که نمیتوان زیبایی و روشنایی ماه تابان را پنهان کرد، اما تو توانستهای نور و درخشندگی خورشید را در غالیه (مادهای خوشبو) مخفی کنی. به عبارت دیگر، این بیان به قدرت و توانایی خاصی اشاره دارد که میتواند چیزهای درخشان و نمایان را در پس زمینهای پنهان کند.
بسان سرو سیمینی میان باغ نیکوئیمرا در بوستان غم چو زرین خیزران کردی
هوش مصنوعی: مانند یک سرو بلند و زیبا در باغی از خوبى، مرا در دنیای غم همچون چوب زرین نرم و لطیف کردی.
تو همچون نار داری روی و همچون ناردان دو لببدان هر دو دل و چشمم چو نار و ناردان کردی
هوش مصنوعی: تو همچون میوه خوشمزهای داری چهرهای زیبا و لبهایی شیرین که باعث میشود دل و چشم من همچون میوهای شگفتانگیز بشود.
میان باغ بنشینی و گرد راغ برگشتییکی را بوستان کردی یکی را گلستان کردی
هوش مصنوعی: در میان باغ نشستهای و از جوانب مختلف لذت میبری؛ با یکی از گلها بازی کردهای، و دیگری را مزه کردهای، به طوری که هر کدام را به شیوهای دلنشین و زیبا درک کردهای.
چه آفت دیدی از عاشق چه راحت دیدی از گیتیکه کردی پیر عاشق را و گیتی را جوان کردی
هوش مصنوعی: عشق چه بلاهایی بر سرت آورده است، اما چقدر راحت از زندگی دنیایی دیدی که توانستی عشق را پیر کنی و دنیا را تازه و جوان نشان دهی.
سریر مرغ در بستان زمرد کردی و مرجانبساط گور در صحرا پرند و پرنیان کردی
هوش مصنوعی: در باغ زمردی، تخت و جایگاه پرنده را فراهم کردی و در دشت، گور را با مرجان و پارچههای زیبا آراستهای.
چرا توریة خوان کردی میان باغ بلبل راکه چون موسی درختان را بباغ اندر نوان کردی
هوش مصنوعی: چرا در دل باغ بلبل، تلاوت کردی و آواز سرودی که مانند موسی درختان را به نغمه درآوردی؟
مگر گنجور نعمانی و یا دریای عمانیو یا روزی گذر از دست شاه کامران کردی
هوش مصنوعی: آیا تو گنجی با ارزش هستی مانند گنجی که نعمان دارد، یا آیا به عظمت دریای عمانی هستی، یا اینکه روزی از دست شاه کامران عبور کردی؟
سر شاهان ابونصر بن مسعود بن مملان آنکه چون جستی رضای او دل از سختی جهان کردی
هوش مصنوعی: سر شاهان ابونصر بن مسعود بن مملان، کسی را میگوید که با جستجو در مسیر او، رضایتش را جلب کردهای و از سختیهای زندگی دل کردهای. به عبارتی دیگر، این شخص به عنوان رئیسی بزرگ و محترم شناخته میشود و پیروی از او انسان را از مشکلات دنیا رهایی میبخشد.
ایا خسرو تو آن شاهی که کردت قصد بد خواهیکه چون تیرش جهان کردی و پشتش چون کمان کردی
هوش مصنوعی: آیا تو، ای خسرو، آن پادشاه هستی که برای بدی کردن نقشه میکشی؟ زیرا تیر تو برای هدف قرار دادن جهان طراحی شده و پشتت شبیه کمان است.
فلک نکند چنین کاری که مردم را چنان بایدتو هر کاری که مردم را چنان باید چنان کردی
هوش مصنوعی: آسمان نباید به گونهای رفتار کند که مردم به حالتی دچار شوند که در این وضعیت، تو همچنین باید بر اساس آن حالت عمل کنی.
سبب دست تو می دانم روزیهای مردم راهمانا دست را ز ایزد بروزیها ضمان کردی
هوش مصنوعی: من میدانم که تو باعث روزی و روزگار مردم هستی، چرا که خداوند برکت را از طریق دستان تو به آنان عطا کرده است.
ز دشمن ملک خالی شد چو دل را کان کین کردیز گوهر گنج خالی شد چو کف را کین کان کردی
هوش مصنوعی: وقتی دل از دشمن خالی شد، مانند این است که گنجی از دست رفته و بیمحتوا شده. هنگامی که بخاطر کینه، گنجی ارزشمند را رها میکنیم، دستمان هم از آن خالی میماند.
کسی کاندر روان او روا نشد کین تو روزیروانش را گرفتار بلای جاودان کردی
هوش مصنوعی: کسی که در درونش آنچه تو برایش مقدر کردی، وجود نداشت، تو یک روز روح او را دچار مصیبت ابدی کردی.
بکان زعفران ماند بروز رزم تیغ توبسا چون ارغوان رویان کزان چون زعفران کردی
هوش مصنوعی: گلابی که در جنگ تو جاری است، شبیه زعفران خواهد بود. بسیاری از چهرهها مانند گلهای ارغوانی هستند که به خاطر زعفران تو رنگین شدهاند.
بسا جستند کین تو سنانها برده بر گردونکه جسم چشم ایشان را بساعت بر سنان کردی
هوش مصنوعی: بسیاری تلاش کردند که تو مانند نیزهای بر آسمان قرار بگیری، اما جسم و جسمانیت چشمهایشان در یک لحظه تو را به مانند نیزهای در آسمان به تصویر کشیدند.
کفت چون ابر نوروزی گهر بارد شبان روزیبرای زائران از زر چو باغ اندر خزان کردی
هوش مصنوعی: او مانند ابر بهاری است که در تمام روزها گوهر و زیبایی میبارد، برای زائرانش ثروت و نعمت میآورد، همانطور که در فصل خزان، باغی زیبا به وجود میآید.
ز مردی اصل ببریدی بمیدان گرگ مردم رابدین و داد گرگان را امینان شبان کردی
هوش مصنوعی: از مردان با اصل و نسب میخواهی تا در میدان دلاوری برانگیزی، اما به جای آنها، گرگها را به عنوان سرپرستانی که مردم را به جایی میبرند معرفی میکنی. گرگها اکنون به حفاظت و نگهداری مردم منصوب شدهاند.
دلم چون بوستان کردی ز بس شادی خداوندامرا جفت ضیاع و ملک و باغ و بوستان کردی
هوش مصنوعی: دل من مثل یک باغ پر از شادی شده است. ای خداوند، تو برای من همسر و سرزمین و باغ و باغچه فراهم کردهای.
ز جود تو من از گیتی بنعمت داستان بردمبنعمت مر مرا همچو سخایت داستان کردی
هوش مصنوعی: از بخشش تو من از دنیا داستان ثروت را گرفتم و مانند عطای تو، داستانی از نعمت را برای من رقم زدی.
بسان کاوه من بودم نژند از دست ضحاکانتو افریدون مرا همچون درفش کاویان کردی
هوش مصنوعی: من مانند کاوه، از دست ظلمتطلبان و ستمگران رنج میبردم؛ اما تو همچون افریدون، مرا نجات دادی و به من قدرت و امید دوباره بخشیدی.
مرا در آسمان بردی بجای خانه پستمکنون چون همت خویشم مکان در آسمان کردی
هوش مصنوعی: تو مرا از زمین به آسمان بردی و از جایگاه پایینم بالا بردی. حالا با توجه به اراده و تلاش خودم، مقام و جایگاه من را در آسمان قرار دادی.
ببامش چون گذر کردی و می خوردی بنامش بریکی را چون سما کردی یکی را چون جهانکردی
هوش مصنوعی: وقتی از روی بامش عبور میکنی و مشغول نوشیدن میشوی، به نام او یاد میکنی. یکی را به خاطر او مثل عروج میکنی و دیگری را چون جهان به او جذب میکنی.
شدی زی خانه میران و در حشمت سر ایشانفراز آسمان بردی و جفت اختران کردی
هوش مصنوعی: به خانهی بزرگان و ثروتمندان رفتهای و با شکوه و عظمت خود، سر این افراد را تا آسمان بالا بردهای و همتای ستارهها شدهای.
اگر من کهترم ز ایشان چو ایشان کردیم زیراکجا با من همان کردی که با ایشان همان کردی
هوش مصنوعی: اگر من از آنها پستتر هستم، اما اگر به آنها همانطور که با من رفتار کردی، رفتار کنی، چه فرقی میکند؟
بدین امید میران را سراسر مدح گو کردیبدین امید شاهان را یکایک مداح خوان کردی
هوش مصنوعی: با این امید که تمام مردم را ستایش کردی و همچنین به امید اینکه هر یک از شاهان را به عنوان ستایشگر خود برگزینی.
تو هستی سایه یزدان نشاید گفت یزدان راچرا این را سبک کردی چرا آن را گران کردی
هوش مصنوعی: تو مانند سایه خداوند هستی و نمیتوان گفت که چرا خدا برخی چیزها را سبک کرده و برخی را سنگین.
تو مهتاب زمانی و مرا شمع زمین کردیتو خورشید زمینی و مرا ماه زمان کردی
هوش مصنوعی: تو مانند مهتابی در زمان و من را مانند شمعی در زمین قرار دادهای. تو مثل خورشید در زمین هستی و من را به مانند ماهی در زمان تبدیل کردهای.
بقا بادت به پیروزی و هر روزی بقا بادتکه خصمان را و خویشان را بدیدن شادمان کردی
هوش مصنوعی: برای تو آرزوی پیروزی و ماندگاری دارم و امیدوارم هر روز با دیدن دشمنان و آشنایانت، شادمانی به دلشان بیاوری.
ز گشت عالم فانی خدایت پاسبان باداکه دست و تیغ را بر خلق عالم پاسبان کردی
هوش مصنوعی: خدایا، تو خود مراقب و نگهبان هستی، چرا که با قدرت و برکتت، حمایت و حفاظت از خلق و کائنات را بر عهده گرفتهای.