شمارهٔ ۱۰۸
هوش مصنوعی: در این شعر، فردی که باعث ویرانی ایران شده است، جان خود را به شهریار جدید میسپارد. او همچون فراسیاب، با شجاعت جان خود را فدای شهریار سیاوش میکند. شاعر بر این باور است که اگر سوار دیگری از آسمان بیفتد، روزگار باید به شادمانی و خوشحالی بگذرد و از غم و اندوه دشمن خسته شود.
آن کس که گشت ایران ویران بدست اوبسپرد جان بدولت بر شهریار نو
هوش مصنوعی: آن کسی که ایران را ویران کرد، جانش را به دست شهریار جدید سپرد.
همچون فراسیاب کهن بود جان بدادبر شهریار پور سیاوش بنار تو
هوش مصنوعی: مانند فراسیاب قدیم، جان خود را فدای شهریار سیاوش کردهای.
آید چنو سوار دگر بر زمین اگرآید در آسمان کهن کردگار نو
هوش مصنوعی: سوار جدیدی بر زمین میآید، اگر در آسمان وجودی قدیمی به وجود بیاید.
بگذار روزگار بشادی و خرمیخسته شود ز غم دل خصمت بخار نو
هوش مصنوعی: اجازه بده تا روزگار از شادی و خوشی خسته شود و غم دل دشمن تو را فراموش کند.