تناجی

مقطعات

شمارهٔ ۱
بتی بروی چو لاله شکفته بر دیبا
شمارهٔ ۲
دلا تا کی همی جوئی منی را
شمارهٔ ۳
مرا بی وفا خواند آن بی وفا
شمارهٔ ۴
ای همیشه جان بدخواهان فکنده در بلا
شمارهٔ ۵
ای مایه شده دیدن تو روزبهی را
شمارهٔ ۶
نبود صعبتر از هجر بتان هیچ عذاب
شمارهٔ ۷
اگر به بستان آسیب دید نار از سیب
شمارهٔ ۸
سر و بالایی که دارد بر سر گل مشک ناب
شمارهٔ ۹
ز اول اردی بهشت گشت جهان چون بهشت
شمارهٔ ۱۰
بسرای سپنج مهمان را
شمارهٔ ۱۱
ای آنکه چون تو زیر فلک شهریار نیست
شمارهٔ ۱۲
ای آنکه مر ترا بجهان در نظیر نیست
شمارهٔ ۱۳
چو باد خزان بگذرد بر درخت
شمارهٔ ۱۴
شهریارا خرمی کن کاول شهریور است
شمارهٔ ۱۵
تا نگارین من سرائی گشت
شمارهٔ ۱۶
مرغ وفا برون ز جهان آشیان گرفت
شمارهٔ ۱۷
همیشه شاه شدادی ز بخت خویشتن شاد است
شمارهٔ ۱۸
این جهان را سایه تو باد بر سر جاودان
شمارهٔ ۱۹
گوشی که در حلقه او بود لفظ تو
شمارهٔ ۲۰
ای شهی کز مهر تو چون بهرمان گردد چمست
شمارهٔ ۲۱
بهشت من بدو گیتی بجز سرای تو نیست
شمارهٔ ۲۲
تا ماه مرا رفتن با خیل و سپاه است
شمارهٔ ۲۳
ای با خدای و با همه خلق خدای راست
شمارهٔ ۲۴
بدست تو ملکا ملک خسروانی هست
شمارهٔ ۲۵
بار خدایا ز مرگ منت چه آید
شمارهٔ ۲۶
ملکان را ز آسمان کبود
شمارهٔ ۲۷
فراق دیدن جانان دل و جانم دژم دارد
شمارهٔ ۲۸
اسب طرب و عیش تو ای شاه بزین باد
شمارهٔ ۲۹
خدایگان جهان را طبیب دارو داد
شمارهٔ ۳۰
ماهی دل من بر دو دل خویش بمن داد
شمارهٔ ۳۱
دل مسکین مرا کژدم دوری بگزید
شمارهٔ ۳۲
رنگ زمین زرد گشت و طبع هوا سرد
شمارهٔ ۳۳
خدایگانا با تو زمانه ساخته باد
شمارهٔ ۳۴
خدایگانا چشم دلت فروخته باد
شمارهٔ ۳۵
چو باد خزان بر درختان وزید
شمارهٔ ۳۶
تا جهان باشد بکام و نام شاهنشاه باد
شمارهٔ ۳۷
شاه شدادی همیشه تندرست و شاد باد
شمارهٔ ۳۸
یاد نیاری ز قندهار وز نو شاد
شمارهٔ ۳۹
جان بدخواهان تاج خسروی رنجور باد
شمارهٔ ۴۰
دولت خورشید شاهان جاودان بر پای باد
شمارهٔ ۴۱
آنچه ایزد خواست کرد و آنچه مردم خواست داد
شمارهٔ ۴۲
کمان برم که درین روزگار تیره چو شب
شمارهٔ ۴۳
خدایگانا دائم ترا سلامت باد
شمارهٔ ۴۴
همیشه چشم دل و جان شاه روشن باد
شمارهٔ ۴۵
جایگاه شاه یا برگاه یا بر تخت باد
شمارهٔ ۴۶
از بلای دهر جان شاه گیتی فرد باد
شمارهٔ ۴۷
چو چرخ باد خزان را بباغ راه دهد
شمارهٔ ۴۸
بجز نشاط و طرب طبع تو طلب نکند
شمارهٔ ۴۹
خسروا طبع تو روز و شب نشاط آلود باد
شمارهٔ ۵۰
خسروا گر دون بتاج و تخت تو محتاج باد
شمارهٔ ۵۱
خدایگان جهان را ز بخت یاری باد
شمارهٔ ۵۲
بر سبزه همی آب روان آب دواند
شمارهٔ ۵۳
دولت شاه جهان پاینده چون خورشید باد
شمارهٔ ۵۴
بباغ برگ بدینار جعفری ماند
شمارهٔ ۵۵
این چه بند است که بر من غم آن ماه نهاد
شمارهٔ ۵۶
اگر بمهر من آن ماه را نیاز آید
شمارهٔ ۵۷
آن را که همی جست و دلم بخت بمن داد
شمارهٔ ۵۸
تا آفریدگار مرا رای و هوش داد
شمارهٔ ۵۹
هرگه که مرا ز آمدن تو خبر آید
شمارهٔ ۶۰
شد اسیر آن بت کو دلبر و جنگ آور بود
شمارهٔ ۶۱
ای آنکه همیشه دل تو رادی جوید
شمارهٔ ۶۲
ملکا کار تو بسامان باد
شمارهٔ ۶۳
خدایگانا چرخ برین زمین تو باد
شمارهٔ ۶۴
مخالفان ترا گردن ای ملک زده باد
شمارهٔ ۶۵
هرکه را دهر از عمادالدین بدل دوری دهد
شمارهٔ ۶۶
مرا رنج بسیار و کم روزگار
شمارهٔ ۶۷
آذر فرو زو می خور شاها بماه آذر
شمارهٔ ۶۸
ای مکان سعد و کان جاه و ارکان ظفر
شمارهٔ ۶۹
ایا ز عز و شرف تاج برنهاده بسر
شمارهٔ ۷۰
تا هست جان مؤمن بدخواه جان کافر
شمارهٔ ۷۱
برخیز و بمیخانه خرام ای بت کشمیر
شمارهٔ ۷۲
ای وصل تو آب و هجر تو آذر
شمارهٔ ۷۳
ای چون بهشت مجلس و چون آسمان حصار
شمارهٔ ۷۴
ای افسر زمانه و ای شاه روزگار
شمارهٔ ۷۵
ای بسته جفا با دل و گشته ز وفا دور
شمارهٔ ۷۶
منم ز حسرت دیدار یار زار و نزار
شمارهٔ ۷۷
ای توئی بیچارگان را چاره و فریادرس
شمارهٔ ۷۸
بوصل اندرون یافتم کام خویش
شمارهٔ ۷۹
دلشاد نشستم بمقام پدر خویش
شمارهٔ ۸۰
رهی سوار و جوان و توانگر از ره دور
شمارهٔ ۸۱
خزان ببرد بهاء همه بهار ز باغ
شمارهٔ ۸۲
دیر پیوند بتی زود کسل
شمارهٔ ۸۳
ایا چراغ شهان جهان امیر اجل
شمارهٔ ۸۴
به اورمزد و مه تیر ای امید کرام
شمارهٔ ۸۵
ای بکریمی چو ابر دختر شاه کریم
شمارهٔ ۸۶
هرگه که من از طلعت تو دور بمانم
شمارهٔ ۸۷
زان زرد شد از داغ و درد رویم
شمارهٔ ۸۸
آرزومند روی جانانم
شمارهٔ ۸۹
هرگه که من به زلف وی اندر نگه کنم
شمارهٔ ۹۰
از دوست بمن دوش نشان آمد و پیغام
شمارهٔ ۹۱
نهادم بر جدائی دل نهادم
شمارهٔ ۹۲
خدای داند کز غم چگونه رنجورم
شمارهٔ ۹۳
هان صائم نواله این سفله میزبان
شمارهٔ ۹۴
سرنگون مانده است جانم زان دو زلف سرنگون
شمارهٔ ۹۵
فراز و نشیب است روی زمین
شمارهٔ ۹۶
به تبریز خانه برین بر زمین؟
شمارهٔ ۹۷
آن کس که بیک چشم زدن برد دل من
شمارهٔ ۹۸
ای زدوده دل و زدوده سخن
شمارهٔ ۹۹
بوستان زرد شد ز باد خزان
شمارهٔ ۱۰۰
گر ندیدی بهشت و حورالعین
شمارهٔ ۱۰۱
آرامش جان من آرام روان من
شمارهٔ ۱۰۲
آواره شد از مسکن و مأوا صنم من
شمارهٔ ۱۰۳
از یار بریدن بسزا وار گزیدن
شمارهٔ ۱۰۴
ای دل تو را بگفتم کز عاشقی حذر کن
شمارهٔ ۱۰۵
بر گرد مه ز عنبر ما هم زده سماطین
شمارهٔ ۱۰۶
ایا شده ز تو مدحت گران و زر ارزان
شمارهٔ ۱۰۷
ای آفتاب روشن تابان میان گلشن
شمارهٔ ۱۰۸
آن کس که گشت ایران ویران بدست او
شمارهٔ ۱۰۹
خداوندا به پیروزی همه گیتی گشادی تو
شمارهٔ ۱۱۰
اکنون دهند خصمان ای شاه کام تو
شمارهٔ ۱۱۱
امیرا بر همه میران خداوند و امیری تو
شمارهٔ ۱۱۲
ای شهریار یار تو بس کردگار تو
شمارهٔ ۱۱۳
ای خسرو جوان و جوانبخت گاه نو
شمارهٔ ۱۱۴
ایا خسرو راد آزاده خو
شمارهٔ ۱۱۵
شد سرشگم ز آرزوی روی تو چون روی تو
شمارهٔ ۱۱۶
امیرا  بر تو فروردین فرخ باد و فرخنده
شمارهٔ ۱۱۷
شد از بهار خجسته سپاه برد شکسته
شمارهٔ ۱۱۸
ای بند بلا دیده و از بند بجسته
شمارهٔ ۱۱۹
ای نیزه تو گوی و دل دشمن انگله
شمارهٔ ۱۲۰
ای جان بدسگالان جفت گداز کرده
شمارهٔ ۱۲۱
دلی دیدم بسی تیمار دیده
شمارهٔ ۱۲۲
شد پیر جهان و شد جوان باده
شمارهٔ ۱۲۳
ای نیکخوی مردم ای نیک خوی شاه
شمارهٔ ۱۲۴
شادی ز دلم دور شد و خواب ز دیده
شمارهٔ ۱۲۵
ای بگرد روز از شب قمر آورده
شمارهٔ ۱۲۶
بر وی تو بروشنی از مهر و ماه به
شمارهٔ ۱۲۷
مشوش است دلم از کرشمه سلمی
شمارهٔ ۱۲۸
مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب
شمارهٔ ۱۲۹
ای درم یافته از دست تو ارزانی
شمارهٔ ۱۳۰
ای همه از رادی و از راستی
شمارهٔ ۱۳۱
ای گشته یادگار ز کردار تو شهی
شمارهٔ ۱۳۲
ای شاه جهانگیر جهاندار جهانجوی
شمارهٔ ۱۳۳
خدایا بر جهانم کام و فرمان روان دادی
شمارهٔ ۱۳۴
ای همه رادی و راستی و درستی
شمارهٔ ۱۳۵
ای پادشاه عالم بایسته پادشائی
شمارهٔ ۱۳۶
شاه زمینی و پادشاه زمانی
شمارهٔ ۱۳۷
خدایگانا کار جهان شناخته‌ای
شمارهٔ ۱۳۸
به پیروزی شدی شاها که بازآیی به پیروزی
شمارهٔ ۱۳۹
خداوندا تن خصمان برنج اندر بفرسودی
شمارهٔ ۱۴۰
ای پیشه تو رامش و پیروزی و بهی
شمارهٔ ۱۴۱
ای طبع تو سرشته ز رادی و راستی
شمارهٔ ۱۴۲
ای سر رادان و راستان بدرستی
شمارهٔ ۱۴۳
همی گذشت بکوی اندرون بت مشکوی
شمارهٔ ۱۴۴
دلم بدیگر جای و تنم بدیگر جای
شمارهٔ ۱۴۵
ای آفتاب شاهان شاهی و بی قرینی
شمارهٔ ۱۴۶
کجائی تو این راحت جان کجائی
شمارهٔ ۱۴۷
چونان شدم از شادی زین نامه که گفتی
شمارهٔ ۱۴۸
آن ماه سرو بالا آن سرو ماه روی
شمارهٔ ۱۴۹
ای میر اگر تو قصد بخان حرم کنی