تناجی
قطران تبریزی

شمارهٔ ۳۱

دل مسکین مرا کژدم دوری بگزیدتا برفت آن صنم دلبر و دوری بگزید
طرب از من بگریزاند و خود از من بگریختطرب از من برمایند و خود از من برمید
گر نیابمش بسا درد که من خواهم یافتور نبینمش بسا درد که من خواهم دید