شمارهٔ ۳۰
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و وابستگی عمیق بین دو نفر اشاره دارد. شاعر بیان میکند که دل او به دل محبوبش وابسته است و هر دو در شادی و خوشی یکدیگر شریک هستند. او از جدایی و غم ناشی از آن ناله میکند و بارها به یاد محبوبش میافتد. شاعر به محبوبش شبیه لؤلؤ و سوسن میگوید و حس میکند که علاقه و مهر او همچنان در قلبش باقی خواهد ماند. در نهایت، او از این میترسد که محبوبش از محبت او دست بردارد و در نتیجه، زندگیاش بدون عشق او خالی و بیمعنا خواهد بود.
ماهی دل من بر دو دل خویش بمن دادمن هستم از او خرم و او هست ز من شاد
هوش مصنوعی: دل من مانند ماهی، نیمهای را به دل خود داده است. من از او شاداب و سرزندهام و او نیز از وجود من خوشحال است.
بی من نکند شادی و بی من نخورد میهمواره چنان بوده و پیوسته چنین باد
هوش مصنوعی: او همیشه بدون من شاد نمیشود و همواره بدون من هیچ می نمینوشد؛ این وضعیت از دیرباز چنین بوده و همیشه همینطور خواهد ماند.
با ناله و فریادم و با خواهش و کاهشاز بسکه همی روز جدائیش کنم یاد
هوش مصنوعی: با ناله و فریاد و خواهش و زاری، به خاطر اینکه هر روز یاد جدایی او در دلم زنده میشود، تلاش میکنم این یاد را کمتر کنم.
من بر بت خویش ایمنم و نیستم ایمنبرگشت زمانه همه زان خواهم فریاد
هوش مصنوعی: من به محبوب خود اطمینان دارم، اما از تغییرات زمان نمیتوانم در امان باشم و به همین دلیل میخواهم فریاد بزنم.
ای لؤلؤ شهوار بپوشیده بدیباوی سوسن آزاد بپوشیده بشمشاد
هوش مصنوعی: ای دُر گرانبها که در زیر پرده و زیبایی پنهان هستی، و ای سوسن آزاد که در سایه درختان شاداب قرار داری.
آنکس که ترا کشت هوای دل من کشتوانکس که ترا زاد هوای دل من زاد
هوش مصنوعی: آن کسی که تو را کشت، باعث شد قلب من نیز بمیرد و آن کسی که تو را به دنیا آورد، به نوعی دل من را زنده کرد.
ترسم که تو از مهر من آزاد کنی دلوز مهر تو هرگز نشود جان من آزاد
هوش مصنوعی: نگرانم که تو با محبت خودم را از وابستگیهای عاطفی آزاد کنی، اما من هرگز نمیتوانم از محبت تو جدا شوم.