شمارهٔ ۱۷
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی خوشبختی و سعادتمندی یک شاه است که از سرنوشت خود راضی است. او همچون پرویز در مقام خود برقرار و مانند فرهاد در خواستههایش پایدار است. در کنار خوبان زندگی میکند و در عین حال دشمنانش در غم و اندوه هستند. کار او همیشه بخشش و عدالت است و هر چیزی که شایستهی شاهان است، از جانب خدا bestowed شده است. روان نیکوکاران آزاد و روان بدخواهان در بند غم است. این شاه همیشه دارای زندگی پایدار و بلندمدت است؛ او شیر، شاه، گرد و راد است.
همیشه شاه شدادی ز بخت خویشتن شاد استبملک اندر چو پرویز است و بد خواهش چو فرهاد است
هوش مصنوعی: همیشه کسی که به دست تقدیر خود راضی است، در مقام و موقعیت خود خوشحال است؛ مانند پادشاهی که در قدرت و عظمت همچون پرویز قرار دارد و در برابر دشمنیها و مشکلات مانند فرهاد است.
ز خوبان مجلس عالیش چون فرخار و نوشاد استعدو زو سال و مه غمگین دل او روز و شب شاد است
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی از دو نفر خوب و خوشرو در مجلس یاد میکند که به مانند فرخنده و شاداب هستند. در مقابل، دشمن آنها حزن و اندوه را تجربه میکند و در حالی که این دو نفر هر روز و شب خوشحال و شادابند، او به خاطر سالها و ماههایش در غم به سر میبرد.
همیشه کار او جود است و دائم شغل او داد استهر آن چیزی که شاهان را بباید ایزدش داد است
هوش مصنوعی: کار او همیشه بخشندگی است و شغل او همیشه انصاف و عدالت است. هر چیزی که شایستهٔ شاهان باشد، از جانب خداوند به آنها عطا میشود.
روان بد سگالانش ز بند غم بفریاد استروان نیکخواهانش ز بند سختی آزاد است
هوش مصنوعی: روح افرادی که بدخواه هستند، از درد و غم در عذاب است. در حالی که روح نیکخواهان از زنجیرهای سختی و مشکلات رهایی یافته است.
بقا باداش چندانی که آب و آتش و باد استکه هم شیر است و هم شاه است و هم گرد است هم راد است
هوش مصنوعی: باقی ماندنی نیست که به اندازهی عناصر طبیعی مثل آب، آتش و باد وجود دارد. این عناصر هم قدرت و عظمت دارند و هم ویژگیهای متضاد.